
بررسی اجمالی تاریخ ائمه علیهم السّلام از زمان حضور تا دوران غیبت
و مطالبی پیرامون امام زمان علیهالسلام
بررسی اجمالی تاریخ ائمه علیهم السّلام از زمان حضور تا دوران غیبت
12خدایا یک جای خلوتی از تو میخواستم، الحمدللّه اینجا را نصیبمان کردی!1
در بغداد خیلی دیگر وضع خیلی وخیم شد و واقعاً اعمال وحشیانهای که آن سِندی کرد، واقعاً خیلی عجیب عرصه را بر امام علیه السّلام تنگ کرد.2 وإلاّ در بصره که بودند، میگفتند: «بابا از خدایمان است، الحمدللّه یک جای خلوتی پیدا کردیم!» موسی بن جعفر صبح سجده میرفتند، ظهر سر از سجده برمیداشتند! چند ساعت سجدهشان طول میکشید. و خود من یکهمچنین سجدههایی را از مرحوم پدرمان در دوران طفولیّت میدیدم، چند ساعت سجدههایشان طول میکشید. درست؟! تازه حضرت نگاه میکرد: «خوب شد یک جایی پیدا کردهایم؛ حالا آنجا میخواهد خانه باشد، میخواهد بالای کوه باشد، میخواهد سلول زندان باشد، تفاوت نمیکند.» آن امامت و آن ولایت هم که سر جای خودش محفوظ است؛ تمام نیّات افراد را در هر کجای کرۀ زمین [با اینکه] در سلول است میداند، خطوراتی که میکند میداند، با همۀ افراد ارتباط دارد! در زندان! او امام است، مثل من که نیست؛ او حسابش یک چیز دیگر است و او مسئلۀ دیگر دارد.
چند سال مردم از ارتباط حضوری با امام محروم شدند، تا اینکه مسئله عوض شد [و] قضیۀ امام رضا پیش آمد. تا چند سال امامت امام رضا هم مخفی بود؛ بهخاطر خفقان و بهخاطر تقیه، اصلاً امامت امام رضا مخفی بود!3 بعد کمکم اظهار شد، ابراز شد با آن روابطی که در آن موقع بهوجود آمد. امام رضا علیه السّلام را هم که مأمون گرفت و به مَرْو، به آنجا برد [و] دوباره ارتباط قطع شد!
فلسفۀ به امامت رسیدن امام جواد و امام هادی علیهما السّلام در سنین کودکی
در زمان امام جواد علیه السّلام ما میبینیم اولین امامی که در سنّ صباوت و طفولیت به امامت رسید، امام جواد علیه السّلام بود.
شکستهشدن تخیلات ما دربارۀ امام
ببینید، یکدفعه اعتباراتی که ما در ذهنمان برای امام داشتیم، یکدفعه شکست [که] حتماً امام باید بیست سال، سی سال عمرش باشد تا اینکه بتواند این منصب امامت را تحمل کند! واقعاً امروزه این مردم، اینهایی که این حرفها را میزنند نسبت به امام جواد که در نُه سال4 یا یازده سالگی به امامت رسیدند، چه میگویند؟! میگویند: «بابا، این حرفها چه چیزی است؟! بچۀ نُهساله هم امام میشود؟!» همین است میگوییم که حرفهای امام حجّت نیست! ببینید، اصلاً ادراک ما و فهم ما نسبت به مسئلۀ امامت یک ادراکِ کیلویی است؛ ادراک، ادراک کِشیمَنی5 است؛ ادراک، ادراک باسکولی است؛ ادراک، ادراک ترازویی است! اگر یکی بخواهد به امامت برسد، حتماً یک متر و هفتاد به بالا باید قدش باشد، حدود هفتاد کیلو هم باید وزنش باشد دیگر، وزنش باشد! واقعاً عرض میکنم [که] ما اعتقاداتمان این است ها! واقعاً مردم در یکهمچنین وضعیتی قرار دارند، از نظر تفکر و از نظر آن برداشتی که از مسئلۀ ولایت کردهاند یکهمچنین خصوصیّتی [دارند].
- رجوع شود به الإرشاد، ج 2، ص 240.
- رجوع شود به مدینة معاجز الأئمّة، ج 6، ص 375.
- رجوع شود به بحار الأنوار، ج 49، ص 113 ـ 116.
- الکافی، ج 1، ص 384.
- لغتنامۀ دهخدا: «کشیمنی: بهوزن.»
