
بررسی اجمالی تاریخ ائمه علیهم السّلام از زمان حضور تا دوران غیبت
و مطالبی پیرامون امام زمان علیهالسلام
بررسی اجمالی تاریخ ائمه علیهم السّلام از زمان حضور تا دوران غیبت
5بله، آن میآید در آنجا در مقابل ملکفؤاد، در آن قضیه که میگویند... وقتی که من این را میخواندم، در آنجا گفته بود که: «وقتی که ایشان این شعر را گفت، چند نفر از مجلس بلند شدند و رفتند بهعنوان اعتراض بیرون؛ از آن افرادی که محبّ اهلبیت بودند از مجلس ملکفؤاد بلند شدند و حرکت کردند و رفتند بیرون و مجلس را ترک کردند!» که از جملۀ اشعارش این است:
و قَولَة لِعلیٍّ قالَها عُمَر *** أسمِع بِسامِعِها أکرِم بِمُلقیها أُحرِیقُ دارَکَ لا أُبقِی بِها أحداً *** و کانت بِنتُ المُصطَفیٰ فیها1 میگوید: «عجب کلام بزرگ، عجب کلام عالی، عجب کلام رفیعی جناب خلیفۀ ثانی عمر فرمود در وقتی که داشت به علی میگفت که: ”اگر بیعت نکنی، خانۀ تو را آتش میزنم و خانه را بر سرت خراب میکنم!“ احسنت، آفرین به آن کسی که این کلام را شنید (که علی باشد) و چقدر بزرگوار و منیع است آن کسی که این کلام را ادا کرد!»
منشأ پیدایش افکار نوگرایی در اسلام
بهبه! شما نگاه کنید ببینید شاعر قرن دموکراسی! چون در مصر، مسئلۀ فرهنگی، تبدّل فرهنگی و رُنِسانس فرهنگی اول از مصر شروع شده بود در همین قرن اخیر، بعد به سایر کشورهای دیگر رفت، و لذا کتابها را شروع کرده بودند به ترجمه و اینها؛ و لذا از نظر کتاب و فرهنگ و ترجمه و اینها مصر حدود سی سال از ما جلوتر است، سی سال از ما جلوتر است.
این افکار پوچ و مزخرفی که الآن شما میشنوید که راجع به وحی این مزخرفات را میگویند، راجع به پیامبر این افراد مسلمان شیعه ـ مثلاً! ـ میآیند و این مسائل را میگویند، راجع به ائمه میآیند میگویند: «کلام ائمه حجّت نیست!» آن آقا اخیراً در اصفهان درآمده و گفته: «پیغمبر هم گناه میکرده؛ اشکال ندارد، بعد توبه میکرده!» این مطالب از آنجا قبلاً در صد سال پیش و اینها نشأت گرفته و آمده و ـ بهاصطلاح ـ زمان بعد از، حدود زمان سید جمالالدّین اسدآبادی و بهدنبالش محمد عبده و استاد رشیدرضا که اینها یکهمچنین افکار نوگرایی در مبانی اسلام را آورده بودند مطرح کرده بودند؛ اینها از آنها نشأت گرفتهاند.
- دیوان حافظ ابراهیم، ج 1، ص 75:
وَ قَولَةٌ لِعَلیٍّ قالَها عُمَر *** أکرِم بِسامِعِها أعظِم بِمُلقیها
حَرَّقْتُ دارَکَ لا أُبقی عَلَیکَ بِها *** إن لَم تُبایِع و بِنتُ المُصطفیٰ فیها
ما کان غیرُ أبیحَفصٍ یَفوهُ بِها *** أمامَ فارِسِ عَدنانَ و حامیها
اسرار ملکوت، ج 1، ص 184:
«عجب کلام ارزشمند و بلند مرتبهای است که عمر به علی خطاب نمود! چقدر کریم و بزرگوار است شنوندۀ آن و چقدر عظیم و بلند مرتبه است گویندۀ آن!
”قطعاً بدان که خانۀ تو را به آتش میکشم و تو را در آن خانه باقی نمیگذارم، اگر از بیعت با خلیفه ابوبکر سرپیچی نمایی؛ با اینکه دختر پیامبر در آن خانه باشد و از آنجا خارج نشود!“
این کلام، کلامی نیست که از دهان هر کسی خارج شود، گویندهای همچو عمر را میطلبد که بتواند در مقابل اولپهلوان عرب و تکسوار عدنان و نگهبان و پاسدار امّت عرب (عدنان) ایراد کند.»
- دیوان حافظ ابراهیم، ج 1، ص 75:
