اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اجمالی تاریخ ائمه علیهم السّلام از زمان حضور تا دوران غیبت

و مطالبی پیرامون امام زمان علیه‌السلام

17566
جلسات
نسخه عربی

بررسی اجمالی تاریخ ائمه علیهم السّلام از زمان حضور تا دوران غیبت

9
  • ببینید، ما در تخیل زندگی می‌کنیم، ما امام را هم امام خیالی می‌دانیم، ما امام را فردی می‌دانیم که حتماً برای‌اینکه بخواهد با مردم ارتباط داشته باشد، حتماً باید توی خانه‌اش باشد، درِ خانه باز باشد، حسینیه داشته باشد، منبر داشته باشد، صحبت بکند برای مردم، حرف بزند، می‌گوییم هان، این خوب شد، این خوب شد دیگر! وإلاّ اگر قرار باشد امام ـ فرض بکنید که ـ در منزل خودش باشد، می‌گوید: «آقا، بنده می‌خواهم این یک هفته در را ببندم، کسی نباید بیاید!» [می‌گوییم]: «‌ای آقا، چه‌کار کنیم؟! چه‌کار کنیم؟!»

  • حکایتی از کیفیت ارتباط علامه طهرانی با شاگردان خود

  • همان زمان مرحوم آقا افراد می‌آمدند، از نظر ارتباط با مرحوم آقا بودند، سایر آقازاده‌های ایشان بودند، ما هم گاهی رابط بودیم بین افراد و بین مطالبی که می‌گفتند. یک روز یک بنده‌خدایی به ما تلفن کرد و گفت که: «آقا، این ذکر ما تمام شده، می‌خواهیم شما آقا را ببینید و این ذکر را بگویید که ما چه کنیم.» بله، گفتیم: «بسیار [خب].» ما فردا اصلاً نرفتیم آقا را ببینیم؛ این‌طور نبود که من هر روز بخواهم بروم، اغلب روزها می‌رفتیم ولی گاهی روزها هم... . آن هم اتفاق افتاد نشد.

  • فرداشب ایشان تلفن کرد: «آقا، ذکر ما را...؟ آقا را دیدید؟» گفتم که: «نه، ما ندیدیم، امروز ایشان را ندیدیم.» بنده‌خدا هیچی نگفت. فردایش رفتیم پیش مرحوم آقا که در ضمن کارهایی که داشتیم این مطلب هم به ایشان بگوییم. مطالب را به ایشان گفتیم، موقع این که شد، [فرمودند]: «فعلاً حال ندارم!» خب، ایشان تا اینجا حرف‌های ما را جواب دادند، به این که رسید، [فرمودند]: «حال ندارم!» ما برگشتیم.

  • شب آن بنده‌خدا تلفن کرد: «آقا، ذکر ما را گرفتید؟» [گفتم]: «نه، نتوانستیم، نشد.» ما که نمی‌آمدیم خصوصیّات را برویم بگوییم، جزئیّات را بگوییم [که] چه شد. یک خُرده بنده‌خدا دَمَغ شد [که] ای بابا، این هم رابطه است آقا گذاشته؟! لابد دیگر... .