
بررسی اجمالی تاریخ ائمه علیهم السّلام از زمان حضور تا دوران غیبت
و مطالبی پیرامون امام زمان علیهالسلام
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس سرّه در این سخنرانی که در کرمان ایراد شده است به بررسی اجمالی زندگی و اوضاع سیاسی-اجتماعی ائمه علیهمالسلام از زمان حضور تا دوران غیبت میپردازند. ایشان به انتقال مرکز خلافت به کوفه در زمان امیرالمؤمنین علیهالسلام و وقوع جنگ جمل به سرکردگی عایشه و برخی صحابه اشاره کرده و برخی از رفتارهای خلفا و واکنشها به آنها را مورد بحث قرار داده و دموکراسی مورد ادعای حکومت شیخین را بررسی میکنند. مرحوم استاد به قطع شدن تدریجی ارتباط مردم با ائمه از زمان امام موسی بن جعفر علیهالسلام و اوج این محدودیتها در زمان امام هادی و امام حسن عسکری علیهماالسلام اشاره کرده و فلسفه امامت امام جواد و امام هادی علیهماالسلام در سنین کودکی و نیز امامت امام زمان در پنج سالگی را بررسی کرده و مشروحاً توضیح میدهد که تصورات ذهنی مردم درباره امام چگونه شکسته شده است. در بخش دیگری از این بیانات ضمن پرداختن به مطالب مهمی پیرامون امام زمان، به دیدگاه اولیای الهی نظیر علامه طهرانی و مرحوم سید هاشم حدّاد در خصوص حضور دائمی و باطنی امام اشاره نموده و تأکید میکند دیدار ظاهری امام، هدف اصلی سالک نیست. بخش پایانی جلسه به پرسشهای حاضرین و پاسخهای استاد اختصاص یافته است.
بررسی اجمالی تاریخ ائمه علیهم السّلام از زمان حضور تا دوران غیبت
3چه دلیلی دارد انسان در یک جامعهای بیاید و نظر مخالف را برنتابد؟! برای چه؟! چه دلیلی دارد؟! مگر همین کار را امیرالمؤمنین نکرد؟! یک وقتی یک شخص بلند میشود برخلاف رأی مسلمین و برخلاف رأی قاطبۀ از افراد، میآید بر علیه حکومت اقدام نظامی میکند...؛ همین کاری را که عایشه کرد، عایشه و طلحه و زبیر آمدند بر علیه حکومت اقدام نظامیکردند، مردم را جمع میکردند، نامه میداد به اینطرف و آنطرف: «مِن عائِشةَ أمِّ المُؤمِنین، زَوجَةِ رَسولِ الله!»1 عنوانی که در نامهاش بود: «از عایشه، أمّ المؤمنین، مادر مؤمنین و زن پیغمبر!» یک عده، بدبختها هم گول میخوردند دیگر [که] زن پیغمبر دارد نامه میدهد و مردم را دارد برای کمک و حمایت [دعوت میکند]!2
این، خیلی اینها برای انسان عبرتآمیز است؛ خواندن تاریخ و در تاریخ فرو رفتن و فکر کردن خیلی برای روشن شدن فکر [مؤثر است]؛ آنوقت این مردم همینطور بیکار و بیعار اصلاً صحبت نکردند! بابا، اینکه الآن داری شما نامه میدهی، آخر این علی چه گناهی کرده بود؟! «بیایید که علی عثمان را کشته!»3 چرا باید اینطور بشود که ما با دروغ بخواهیم افراد را بهسمت خودمان جلب کنیم؟! آخر علی بندهخدا کِی عثمان را کشت؟! علی که آمد مردم را نهی کرد و گفت:
نکنید این کار را؛ من فتنههایی را در پس این اقدام میبینم که شما نمیبینید!4
مردم هم جانشان به لبشان آمده بود، گوش ندادند! گوش ندادند، رفتند و وارد منزل عثمان شدند و زدند عثمان را تکهتکه کردند، اصلاً تکهتکه کردند!5 و بعد هم جنازهاش را انداختند در قبرستان یهودیها، که یک دیواری بین آن قبرستان و بین قبرستان بقیع فاصله بود. بعد که معاویه آمد در رأس کار آن دیوار را برداشت6 و الآن یک قبرستان بیشتر نیست، همان قبرستان بقیع، آن دیوار برداشته شده تا آخر.
جناب عایشه! چرا میآیی با دروغ مردم را جمع میکنی؟! جناب طلحه و زبیر، چرا با دروغ میآیید امیرالمؤمنینِ مظلوم را جانی جلوه میدهید، قاتل جلوه میدهید برای دو روز دنیا؟!
- رجوع شود به الجمل و النّصرة، ص 299 ـ 303؛ وقعة الجمل، ص 21 ـ 35.
- رجوع شود به الجمل و النّصرة، ص 225 ـ 311؛ وقعة الجمل، ص 94 ـ 110.
- رجوع شود به الجمل و النّصرة، ص 301؛ وقعة الجمل، ص 30 و 31 و 34.
- رجوع شود به أنساب الأشراف، ج 5، ص 558؛ الفتوح، ج 2، ص 423؛ الأمالی، شیخ طوسی، ص 715. جهت اطلاع بیشتر دربارۀ محاورۀ امیرالمؤمنین علیه السّلام با معترضین به عثمان، رجوع شود به الفتوح، ج 2، ص 379 و 380.
- رجوع شود به الفتوح، ج 2، ص 426 ـ 433؛ الإمامة و السّیاسة، ج 1، ص 62 ـ 65.
- تاریخ الطبری، ج 4، ص 412؛ المعجم الکبیر، ج 1، ص 78 و 79؛ معرفة الصحابة، ج 1، ص 87.
