اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اجمالی تاریخ ائمه علیهم السّلام از زمان حضور تا دوران غیبت

و مطالبی پیرامون امام زمان علیه‌السلام

17566
جلسات
نسخه عربی

بررسی اجمالی تاریخ ائمه علیهم السّلام از زمان حضور تا دوران غیبت

5
  • بله، آن می‌آید در آنجا در مقابل ملک‌فؤاد، در آن قضیه که می‌گویند... وقتی که من این را می‌خواندم، در آنجا گفته بود که: «وقتی که ایشان این شعر را گفت، چند نفر از مجلس بلند شدند و رفتند به‌عنوان اعتراض بیرون؛ از آن افرادی که محبّ اهل‌بیت بودند از مجلس ملک‌فؤاد بلند شدند و حرکت کردند و رفتند بیرون و مجلس را ترک کردند!» که از جملۀ اشعارش این است:

  • و قَولَة لِعلیٍّ قالَها عُمَر***أسمِع بِسامِعِها أکرِم بِمُلقیها
  • أُحرِیقُ دارَکَ لا أُبقِی بِها أحداً***و کانت بِنتُ المُصطَفیٰ فیها1
  • می‌گوید: «عجب کلام بزرگ، عجب کلام عالی، عجب کلام رفیعی جناب خلیفۀ ثانی عمر فرمود در وقتی که داشت به علی می‌گفت که: ”اگر بیعت نکنی، خانۀ تو را آتش می‌زنم و خانه را بر سرت خراب می‌کنم!“ احسنت، آفرین به آن کسی که این کلام را شنید (که علی باشد) و چقدر بزرگوار و منیع است آن کسی که این کلام را ادا کرد!»

  • منشأ پیدایش افکار نوگرایی در اسلام

  • ‌به‌به! شما نگاه کنید ببینید شاعر قرن دموکراسی! چون در مصر، مسئلۀ فرهنگی، تبدّل فرهنگی و رُنِسانس فرهنگی اول از مصر شروع شده بود در همین قرن اخیر، بعد به سایر کشورهای دیگر رفت، و لذا کتاب‌ها را شروع کرده بودند به ترجمه و اینها؛ و لذا از نظر کتاب و فرهنگ و ترجمه و اینها مصر حدود سی سال از ما جلوتر است، سی سال از ما جلوتر است.

  • این افکار پوچ و مزخرفی که الآن شما می‌شنوید که راجع به وحی این مزخرفات را می‌گویند، راجع به پیامبر این افراد مسلمان شیعه ـ مثلاً! ـ می‌آیند و این مسائل را می‌گویند، راجع به ائمه می‌آیند می‌گویند: «کلام ائمه حجّت نیست!» آن آقا اخیراً در اصفهان درآمده و گفته: «پیغمبر هم گناه می‌کرده؛ اشکال ندارد، بعد توبه می‌کرده!» این مطالب از آنجا قبلاً در صد سال پیش و اینها نشأت گرفته و آمده و ـ به‌اصطلاح ـ زمان بعد از، حدود زمان سید جمال‌الدّین اسدآبادی و به‌دنبالش محمد عبده و استاد رشیدرضا که اینها یک‌هم‌چنین افکار نوگرایی در مبانی اسلام را آورده بودند مطرح کرده بودند؛ اینها از آنها نشأت گرفته‌اند.

    1. دیوان حافظ ابراهیم، ج 1، ص 75:
      وَ قَولَةٌ لِعَلیٍّ قالَها عُمَر *** أکرِم بِسامِعِها أعظِم بِمُلقیها
      حَرَّقْتُ دارَکَ لا أُبقی عَلَیکَ بِها *** إن لَم تُبایِع و بِنتُ المُصطفیٰ فیها
      ما کان غیرُ أبی‌حَفصٍ یَفوهُ بِها *** أمامَ فارِسِ عَدنانَ و حامیها 
      اسرار ملکوت، ج 1، ص 184:
      «عجب کلام ارزشمند و بلند مرتبه‌ای است که عمر به علی خطاب نمود! چقدر کریم و بزرگوار است شنوندۀ آن و چقدر عظیم و بلند مرتبه است گویندۀ آن!
      ”قطعاً بدان که خانۀ تو را به آتش می‌کشم و تو را در آن خانه باقی نمی‌گذارم، اگر از بیعت با خلیفه ابوبکر سرپیچی نمایی؛ با اینکه دختر پیامبر در آن خانه باشد و از آنجا خارج نشود!“
      این کلام، کلامی نیست که از دهان هر کسی خارج شود، گوینده‌ای همچو عمر را می‌طلبد که بتواند در مقابل اول‌پهلوان عرب و تک‌سوار عدنان و نگهبان و پاسدار امّت عرب (عدنان) ایراد کند.»