اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اجمالی تاریخ ائمه علیهم السّلام از زمان حضور تا دوران غیبت

و مطالبی پیرامون امام زمان علیه‌السلام

0
جلسات

حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس سرّه در این سخنرانی که در کرمان ایراد شده است به بررسی اجمالی زندگی و اوضاع سیاسی-اجتماعی ائمه علیهم‌السلام از زمان حضور تا دوران غیبت می‌پردازند. ایشان به انتقال مرکز خلافت به کوفه در زمان امیرالمؤمنین علیه‌السلام و وقوع جنگ جمل به سرکردگی عایشه و برخی صحابه اشاره کرده و برخی از رفتارهای خلفا و واکنش‌ها به آن‌ها را مورد بحث قرار داده و دموکراسی مورد ادعای حکومت شیخین را بررسی می‌کنند. مرحوم استاد به قطع شدن تدریجی ارتباط مردم با ائمه از زمان امام موسی بن جعفر علیه‌السلام و اوج این محدودیت‌ها در زمان امام هادی و امام حسن عسکری علیهماالسلام اشاره کرده و فلسفه امامت امام جواد و امام هادی علیهماالسلام در سنین کودکی و نیز امامت امام زمان در پنج سالگی را بررسی کرده و مشروحاً توضیح می‌دهد که تصورات ذهنی مردم درباره امام چگونه شکسته شده است. در بخش دیگری از این بیانات ضمن پرداختن به مطالب مهمی پیرامون امام زمان، به دیدگاه اولیای الهی نظیر علامه طهرانی و مرحوم سید هاشم حدّاد در خصوص حضور دائمی و باطنی امام اشاره نموده و تأکید می‌کند دیدار ظاهری امام، هدف اصلی سالک نیست. بخش پایانی جلسه به پرسش‌های حاضرین و پاسخ‌های استاد اختصاص یافته است.

بررسی اجمالی تاریخ ائمه علیهم السّلام از زمان حضور تا دوران غیبت

8
  • لذا ائمه علیهم السّلام پراکندگی که پیدا کردند، به میل و اختیار خودشان نبوده؛ تنها امامی که ولادتش در مدینه اتفاق نیفتاد،1 فقط امام زمان بود که حضرت در سامرّا ولادت پیدا کردند و در همان سامرّا هم بعد از گذشت پنج سال به امامت رسیدند.2 ولی سایر ائمه همه، ولادت‌هایشان در خود مدینه بوده است.3

  • کم شدن ارتباط مردم با ائمه از زمان موسی بن جعفر علیهم السّلام

  • اگر ما بخواهیم نگاه کنیم به تاریخ ائمه علیهم السّلام، می‌بینیم یک مسئلۀ خیلی مرموزی در این جریانی که وجود دارد نسبت به زیست و زندگی ائمه، تقریباً از نیمه به آن‌طرف، یعنی از امام صادق به این‌طرف یک دگرگونی ما در زندگی ائمه مشاهده می‌کنیم، یک اختلافی را مشاهده می‌کنیم. کم‌کم احساس می‌کنیم که انگار خواست خدا این بوده که ائمه را کمتر در معرض ارتباط با مردم دربیاورد، یعنی یک جریانی بود برای‌اینکه کم‌کم مردم از دیدن ظاهری ائمه فاصله بگیرند. تقریباً حدود چهار سال، بیش از چهارسال ـ هشت سال هم ذکر کرده‌اند ـ4 بیش از چهارسال موسی بن جعفر دیگر با مردم ارتباطشان قطع بود؛ در این زندان‌های متعددی که هارون موسی بن جعفر را در آنجا زندان می‌کرد، طبعاً ارتباط قطع بوده دیگر. البته این ارتباط به‌وسیلۀ نُوّاب حضرت بوده، وکلای حضرت بوده و افرادی که با حضرت ارتباط داشتند، علمایی بودند در شهرهای مختلف [که] مردم به آنها مراجعه می‌کردند و حضرت با آن نیروی ولایتی که داشتند آن جریان و سیر هدایت مردم را از باطن متکفّل بودند.5

  • عدم تأثیر محدودیّت‌های ظاهری در ارتباط ائمه با مردم

  • ما خیال می‌کنیم امام علیه السّلام تنها نیرویش فقط آن موقعی است که در منزل زندگی کند، درِ منزلش باز باشد، مردم بیایند و بروند. امام علیه السّلام ارتباطش با نفوس مثل ما نیست؛ ما این در را ببندند، بین ما و مردم دو میل شیشه فاصله باشد، هیچی، هیچی دیگر، تمام شد، خلاص، کاری نمی‌شود بکنی! قدرت ما این قدر است؛ خیلی زور که بزنیم، این قدر است. فقط وقتی است که یک میکروفون بگذارند جلوی ما و رفقا بنشینند در مقابلمان [و] حرف بزنیم، ولی همین‌که یک شیشه بیاید فاصله بشود، خلاص، انگار نه انگار دیگر ارتباطی وجود دارد! اما امام که این نیست؛ ارتباط امام با تمام ذرّات عالم است، با تمام نفوس است، با تمام آن تعلّقات است، با همۀ آنها امام علیه السّلام از نقطه‌نظر نفس و از نقطه‌نظر باطن مرتبط است. چه فرق می‌کند؟ ندیدن امام، ندیدن است؛ چه اینکه امام در اینجا باشد [و] شما پشت دیوار باشید، ارتباطتان قطع است؛ یا امام در مدینه باشد و با مردم ارتباط داشته باشد ولیکن شما در کرمان باشید، باز ارتباطتان قطع است. حالا به صرف اینکه امام علیه السّلام در مدینه است، بین کرمان و بین مدینه هزارها کیلومتر فاصله است! درست شد؟!

    1. ولادت امیرالمؤمنین علیه السّلام نیز در مکه بوده است. الإرشاد، ج 1، ص 5. (محقق)
    2. کمال الدّین، ج 2، ص 424 ـ 426 و الإرشاد، ج 2، ص 339.
    3. الإرشاد، ج 2، ص 5 و 27 و 137 و 158 و 179 و 215 و 247 و 273 و 297 و 313؛ دلائل الإمامة، ص 383.
    4. رجوع شود به رجال الکشّی، ص 430؛ إثبات الوصیّة، ص 232؛ تاج الموالید، ص 96.
    5. رجوع شود به الکافی، ج 1، ص 313.