
اذن خدا در تبلیغ دین و هدایت مردم
تفسیر آیه ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ شَٰهِدٗا وَمُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا * وَدَاعِيًا إِلَى ٱللَهِ بِإِذۡنِهِۦ وَسِرَاجٗا مُّنِيرٗا﴾
نقش «اذن الهی» در دعوت مردم به دین و لزوم اطاعت دقیق از ولیّ الهی و پرهیز از تصمیمات خودسرانه در امور دینی موضوعی است که حضرت آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی ارزشمند به تبیین آن میپردازند. ایشان با اشاره به نمونههایی از حیات پیامبر گرامی اسلام، امامان معصوم و شاگردان ایشان و ذکر برخی از وقایع تاریخی چون قیام زیدبن علی و واقعه صفین، بر اصل اطاعت از ولی خداوند تأکید کرده میفرمایند: تبلیغ دین تنها با اذن شارع مقدس مشروع است و هر اقدام بدون اذن شارع، حتی اگر حق بهنظر برسد، به انحراف و آسیب منجر میشود. حضرت استاد در بخش دیگراز این فرمایشات ارزشمند خود به بیان تأثیر نقش استاد در تربیت شاگرد و موانع سلوک بهویژه در برابر تمرد میپردازند.
اذن خدا در تبلیغ دین و هدایت مردم
توضیحات:
نقش «اذن الهی» در دعوت مردم به دین و لزوم اطاعت دقیق از ولیّ الهی و پرهیز از تصمیمات خودسرانه در امور دینی موضوعی است که حضرت آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی ارزشمند به تبیین آن میپردازند. ایشان با اشاره به نمونههایی از حیات پیامبر گرامی اسلام، امامان معصوم و شاگردان ایشان و ذکر برخی از وقایع تاریخی چون قیام زیدبن علی و واقعه صفین، بر اصل اطاعت از ولی خداوند تأکید کرده میفرمایند: تبلیغ دین تنها با اذن شارع مقدس مشروع است و هر اقدام بدون اذن شارع، حتی اگر حق بهنظر برسد، به انحراف و آسیب منجر میشود. حضرت استاد در بخش دیگراز این فرمایشات ارزشمند خود به بیان تأثیر نقش استاد در تربیت شاگرد و موانع سلوک بهویژه در برابر تمرد میپردازند.
اذن خدا در تبلیغ دین و هدایت مردم
26جواب: این سؤال سؤال خوبی است و باید به آن رسید.
سؤال: مسئله دوم که در اینجا نوشته شده، فرمودید که اساس راه خدا فهم و بینش سلوکی است که شخص بهواسطۀ این فهم بتواند در سر چند راهیها مسیر درست را انتخاب کند و گوشش به هیاهوی افراد به هر نحوی، بدهکار نباشد. احساس بر این است که بعضاً افرادی در حدّ زیاد این فهم و بینش را دارند که مسیر خود را تغییر ندهند و حقّانیت این مکتب را اظهار میکنند، ولکن این فهم، آنها را مصون از انجام بعضی از محرمات نکرده است، یعنی کار حرام انجام میدهند، کار خلاف انجام میدهند. حالا آیا صرف اینکه شخص تا آخر عمرش در این مکتب و راه خدا باشد و مسیرش را تغییر ندهد کفایت است؟ و اگر نیست پس چرا این فهم او را در انجام واجبات و ترک محرمات بهصورت مطلق وانمیدارد؟ حال آنکه میدانیم مقدمه رسیدن به قرب الهی همین انجام واجبات و ترک محرمات است؛ فهم واقعی چگونه حاصل میشود؟
جواب: ببینید دو مطلب در اینجا مطرح شده است که من خیال میکنم که البتّه تا حدودی شاید، در ضمن صحبتهایی که عرض کردم پاسخ این مسئله داده شده باشد. اما آن سؤالی که اول مطرح شد که اولیای الهی و اساتید از هر وقت بخواهند مطالب را احضار میکنند. بنده در همان سخنرانی هم عرض کردم، این مسئله در کتاب افق وحی در قسمت علم پیامبر یا علم امام در آنجا این قضیّه را بنده توضیح دادم و کیفیت احضار صور علمیه را در نفس از صُقع سرّ و قلب ولیّ به مرتبه نفسی که تعلق بهظاهر دارد، بیان کردم و توضیح مفصلی هم در آنجا دادهام. البتّه یک قدری مشکل است و یک قدری جنبۀ فنی دارد، ولی حالا رفقا باز مطالعه کنند، شاید مطالبی دستگیرشان شود1.
عرض بنده در آنجا این بود که آنچه را که به صلاح افراد است قطعا نسبت به او اشراف دارد، نه هر چیزی را. ارتباطی را که شاگرد با استاد دارد، این ارتباط در تحتِ یک مثلث قرار دارد. بنده در آن سخنرانی توضیح دادم ضلع بالای مثلث و آن گوشۀ بالای مثلث، ذات پروردگار است، یک طرف استاد است و طرف دیگر شاگرد. هرچه را که برای صلاح آن شاگرد و مُرتبط با او باشد و برای صلاح او لازم باشد و هرچه که موجب فساد او خواهد شد، اتوماتیک بدون اینکه خود استاد نسبت به آن مسئله نظر داشته باشد، فکرش را اصلاً بهدنبال بُرده یا نبرده، تعقیب کرده یا نکرده، اصلاً چه بخواهد یا نخواهد، اگر آن ارتباط برقرار باشد اتوماتیک به نفس استاد خواهد آمد.
- افق وحی، ص 99 ـ 206.
