اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسان‌ها از جهالت و سرگردانی

15٬929
جلسات

کرمان : نهضت سیدالشهداء برای نجات انسان‌ها از جهالت و سرگردانی طرح مبانی اسلام (كرمان) ١٣/ محرم الحرام ١٤٣٥]

نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسان‌ها از جهالت و سرگردانی

توضیحات:

کرمان : نهضت سیدالشهداء برای نجات انسان‌ها از جهالت و سرگردانی طرح مبانی اسلام (كرمان) ١٣/ محرم الحرام ١٤٣٥]

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسان‌ها از جهالت و سرگردانی

14
  • أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام برای چه آمد؟ برای چه دست حضرت زهرا را می‌گرفت شب‌ها این‌طرف و آن‌طرف می‌گفت كه چرا نمی‌آیی شهادت بدهی، برای اینكه زندگی مردم هست، خُب زندگی مردم هست طوری نشده، ابوبكر كه نیامده زندگی مردم را خراب كند، نه زندگی مردم بود، آن كسی كه باغ داشت باغش سر جایش بود، آن كسی كه احشام داشت، نمی‌دانم گلّه داشت، همه سر جایش بود، نمی‌گرفت. طبق قانون در زمان پیغمبر صلی اللَه علیه و آله این مقدار باید زكات بدهی آن هم باید همین مقدار بدهید و اضافه هم نمی‌گیرم. این جهت كه نبود، آنكه بود این بود أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌گوید: این آقا آمد آن زندگی كه در زمان رسول خدا صلی اللَه علیه و آله زندگی روحانی و معنوی و رشد و ترقی بود آن را آمد از شما گرفت، چرا خوابید؟ آن را آمد جلوش ایستاد؛ خُب این كه عرضه ندارد بیاید آن كار را بكند، این كار من است، این به دست من انجام می‌شود، شما الآن آن زندگی انسانی و الهی‌تان تبدیل به زندگی حیوانی شده چرا نمی‌فهمید، چرا چشمتان را بستید، وگرنه ... بعد گفتند كه یا علی آقا اصلًا ما حیوانیم حرفشان این بود دیگه، من الآن دارم می‌گویم و تفسیر می‌كنم! ما نمی‌خواهیم ما اصلًا این ابوبكر می‌خواهیم، ما اصلًا می‌خواهیم زندگی ... حالا كه می‌خواهید حیوان باشید، خُب نوش جانتان، خداحافظ؛ رفت در خانه‌اش نشست.

  • حالا كه خودت می‌خواهید ما می‌خواهیم حیوان باشیم همان زندگی و زراعت و احشام و دام، نمی‌دانم مسائل برقرار باشد و گاهی اوقات این‌طرف و آن‌طرف یك جنگی هم می‌كنیم و یك غنائمی به دست می‌آوریم و الحمدلله وضعمان می‌گذرد. این هم كه بابا حرفی نمی‌زند، می‌ایستد جلوی به جای پیغمبر صلی اللَه علیه و آله نماز می‌خواند ما هم پشت سرش می‌ایستیم، نمی‌گوید: بیایید بروید عرق بخورید، دزدی بكنید، نمی‌خواهید كار بكنید، همین كار را می‌كنیم. حضرت گفت: خیلی خُب حالا كه خودتان این را می‌خواهید، حالا كه می‌خواهید حیوان بمانید، حالا كه نمی‌دانید چه سرمایه‌ای دارد از دستتان می‌رود، حالا كه هر چه به شما می‌گویم آن اصل قضیه و آن اكسیر و آن كیمیایی كه گیر هر كسی نمی‌آید، آن كیمیا را دارید شما زیر پا می‌گذارید و له می‌كنید، حالا كه این‌طور است، پس بخورید نوش جانتون خداحافظ. ما می‌رویم در خانه و با همان چندتایی كه فهمیدند، نه با شما، با همان‌ها می‌رویم حال می‌كنیم! با همان‌ها می‌رویم می‌گوییم و می‌خندیم و صحبت می‌كنیم! با همان ابوذر و مقداد و عمار و چند نفر البتّه خُب یك عده‌ای هم بعد اضافه شدن، عده‌ای اضافه شدند، اوّل سه چهارتا بودند.

/ 260