اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسان‌ها از جهالت و سرگردانی

15٬929
جلسات

کرمان : نهضت سیدالشهداء برای نجات انسان‌ها از جهالت و سرگردانی طرح مبانی اسلام (كرمان) ١٣/ محرم الحرام ١٤٣٥]

نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسان‌ها از جهالت و سرگردانی

توضیحات:

کرمان : نهضت سیدالشهداء برای نجات انسان‌ها از جهالت و سرگردانی طرح مبانی اسلام (كرمان) ١٣/ محرم الحرام ١٤٣٥]

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسان‌ها از جهالت و سرگردانی

17
  • این مبانی كه در اختیار قرار داده شده اینها مسائلی است برای استكمال آن جنبه، برای استكمال این قضایایی كه یك قضایای دنیا اینها بالاخره فراز و نشیب‌هایی هست، آن دیگر حالا خود مردم می‌دانند، مردم می‌دانند و حالا دیگر چه كنند. برای آن طرف قضیه، برای مسائل روح و رسیدن، آمدند گفتند: بسم‌اللَه این هم مطالب است، در این مطالب از شكم و این مطالب خبری نیست، از مسائل دیگر گرچه خُب در بعضی از موارد هم به مناسبت‌هایی خُب مطالبی ذكر می‌شود و باید هم ذكر بشود امّا عمده در این مكتب حركت و رفتن به آن سمت است، این بستر آماده شده از این بستر باید استفاده كرد.

  • حركتی كه انسان می‌كند باید با فكر آرام باشد، با فكر راحت باشد، با اطمینان و سكونت خاطر باید باشد، با تشویش نمی‌شود، با تشویش كسی قدم از قدم برنمی‌دارد، با اضطراب نفس كسی قدم از قدم برنمی‌دارد، با حیرت كسی راه نمی‌رود، با جهل كسی راه نمی‌رود، با اتقان راه می‌رود، با یقین راه می‌رود، با اطمینان راه می‌رود، با اطمینان حركت می‌كند. و كسی هم كه بخواهد بفهمد خدا در اختیارش قرار می‌دهد، مگر اینكه نخواهد بفهمد، مگر اینكه نخواهد بفهمد. كسی كه در جایی گیر كرده، راهی رفته، اگه بینه و بین اللَه صادق باشد و صفای خاطر داشته باشد و نخواهد خودش را گول بزند، و نخواهد به حرف این و آن گوش بدهد، خدا به هر وسیله‌ای می‌رساند، خدا راه را باز می‌كند، اگر شده به واسطه، بی‌واسطه، در خواب، غیر خواب، از صحبت یك رفیق و از مسائلی دیگر، به هر كیفیت، خدا بالاخره آن راه را نشان می‌دهد. این كه ما می‌بینیم در حیرت همیشه هستیم چون با خودمان صدق نداریم، با خودمان صدق نداریم!

  • یك وقتی یكی آمده بود پیش من گفته بود كه: آقا نمی‌دانم چرا این‌طور است، چرا آن‌طور است، آخر هر چه ما ذكر می‌گوییم، هرچه زحمت می‌كشیم، هر چه چه می‌كنیم، همین‌طور، احساس می‌كنم كه دارم درجا می‌زنم، احساس می‌كنم كه در همان نقطه‌ای كه بودم همان‌جا هستم، هی گفت و گفت و گفت، ما گوش می‌دادیم. وقتی تمام شد، گفتم: فرمایشات تمام شد؟ آقا چه می‌فرمایید، هر چه می‌فرمایید فلان و این حرف‌ها ... گفتم: در فلان قضیه كه بین تو و بین فلان شخص اتّفاق افتاد و تو این‌طور عمل كردی، اگر به جای آن شخص یكی از فرزندانت بود همین‌طور عمل می‌كردی؟ گفتم: قضیه كه فرقی نكرد، فقط شخص اینجا جایش عوض شد، صورت مسأله یكی بود، گفتم: چرا یك همچنین حكمی راجع به فلان رفیقت كردی؟ البتّه رفیقش هم همچین خیلی نبود، علی كل‌حال بالاخره یك مسلمان كه بود، حالا مسلمان هم نباشد، انسان كه بود!

/ 260