اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسان‌ها از جهالت و سرگردانی

15٬929
جلسات

کرمان : نهضت سیدالشهداء برای نجات انسان‌ها از جهالت و سرگردانی طرح مبانی اسلام (كرمان) ١٣/ محرم الحرام ١٤٣٥]

نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسان‌ها از جهالت و سرگردانی

توضیحات:

کرمان : نهضت سیدالشهداء برای نجات انسان‌ها از جهالت و سرگردانی طرح مبانی اسلام (كرمان) ١٣/ محرم الحرام ١٤٣٥]

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسان‌ها از جهالت و سرگردانی

22
  • آمد پیش امام سجاد علیه‌السّلام گفت كه: یابن رسول اللَه! آیا من مشمول عذاب خدا در كربلا بودم ولی تیر نزدم، شمشیر نزدم، حضرت فرمودند: با سیاهی لشگر خودت تن بچّه‌های پیغمبرصلی‌اللَه علیه و آله را لرزاندی یا نه؟ بله! عقاب و نمی‌دانم چیز شمر و سنان را نداری، خُب بله، همین كه یك‌ نفر به لشگر اضافه شدی بود یا نبود؟ چرا اضافه شدی؟ می‌خواستی بروی كنار، می‌خواستی از كوفه درنیای! و اینكه به ما چه و فلان و خودشان می‌دانند و ... این حرف‌ها نیست، خدا به ما عقل داده، مبانی داده، مطالب داده، فطرت داده، وجدان داده وعده‌اش هم حساب می‌رسد، حساب می‌رسد.

  • فطرتت در اینجا به تو چه گفت، بسیار خُب اشكالی ندارد ممكن است انسان اشتباه كند، اشتباه را خدا می‌بخشد، امّا وقتی فطرت به تو می‌گوید: این كار را نكن، چرا می‌روی میكنی؟ وقتی وجدانت به تو نهیب می‌زند، چرا ترتیب اثر نمی‌دهی؟ اینجاست كه دیگر ما نمی‌توانیم عذر بیاوریم، و بعد هم دیگر می‌گذرد، دیگر فرصت از دست می‌رود، لذا باید فرصت را غنیمت شمرد.

  • این مسائل آقاجان انتها ندارد، از من به شما نصیحت، نیاز به نصیحت نیست، شما هم می‌دانید، سر و ته ندارد، اینجا چی شد، آنجا چه شد، اینجا چه خبر است، آنجا چه خبر است، اینها چیزهایی است كه از اوّل خلقت آسمان‌ها و زمین بوده تا بعد هم خواهد بود، آنچه كه از لای اینها به درد من می‌خورد كدامش است؟ آن كدام است؟ آنجا زلزله آمد، آنجا جنگ شد، آنجا بمب زدند، آنجا نمی‌دانم شورش كردند، تیر به كلّه او زدند، تیر به نافش زدند ... اینها چیزهایی نیست كه آن سمت من را بالا ببرد. نه! فكر را مشغول می‌كند، ذهن را مشغول می‌كند و همین‌طوری و بعد هم فردا صبح دوباره پیچ رادیو و اینها را باز می‌كنیم و دوباره یك چیزهایی می‌شنویم و بعد هم شب هم می‌شود و دوباره پس فردا، چی شد؟ چهار سال گذشت چه شد؟ تازه ایستادیم سر جای اوّلمان! عجب!

/ 613