
نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسانها از جهالت و سرگردانی
کرمان : نهضت سیدالشهداء برای نجات انسانها از جهالت و سرگردانی طرح مبانی اسلام (كرمان) ١٣/ محرم الحرام ١٤٣٥]
نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسانها از جهالت و سرگردانی
توضیحات:
کرمان : نهضت سیدالشهداء برای نجات انسانها از جهالت و سرگردانی طرح مبانی اسلام (كرمان) ١٣/ محرم الحرام ١٤٣٥]
نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسانها از جهالت و سرگردانی
23لذا میگویم به فكر خودمان باشیم برای همین است. برای همین این بنده عاصی در این سالها، حالا متوجّه شدید كه بیحساب نبود! میگفتم: این مطالب، مطالبی نیست كه خیلی چندان برای ما مطالب ضروری باشد، شنیدن و نشنیدنش تفاوتی نمیكند، خیلی ضروری نیست، مسائل هم بالاخره از اینطرف، آنطرف به گوش میرسد نیاز نیست خودمان پیگیری كنیم و خودمان این برنامه را ببینیم.
این وسط آن كسی كه ضرر كرده ما بودیم، روز و روزگار گذشت ما از قافله عقب افتادیم، والا زید كار خودش را میكند، عَمر هم كار خودش را میكند، بخواهیم نخواهیم هر كسی كار خودش را دارد انجام میدهد، این وسط ما هستیم، پس بنابراین سرمان به كار خودمان باشد، سرمان به كار خودمان باشد و به عمل به دستورات و مبانی بزرگان، مرحوم آقا رضوان اللَه علیه این شعر را خیلی میخواندند:
صوفی ابنالوقت باشد ای رفیق *** نیست فردا گفتن از شرط طریق1 حالا بعداً حالا بعداً، بعداً در كار نیست؛ ناگهان بانگی برآمد خواجه رفت. هیچ تضمینی به كسی ندادند، هیچ گارانتی به كسی ندادند، شما به اینجا خواهید رسید، به آنجا خواهید رسید، عمل كردیم بردیم، عمل نكردیم باختیم، إنشاءاللَه امیدواریم كه خداوند همه ما را فهیم گرداند، بصیر گرداند نسبت به مطالب آشنا گرداند و پس از آن موفق كند كه به آن مطالب و به آنجا ترتیب اثر بدهیم.
بنده یك وقتی در همان دوران سابق، زمان سابق، زمان شاه، از این كتابها و اینها خیلی داشتم، خیلی داشتم، مطالب، اخبار و فلان و كتابهایی كه مربوط به تاریخ و ... یكدفعه مرحوم آقا خب اولیاء خدا همینند دیگر، میآیند به داد آدم میرسند و انسان ....
مرحومآقا فرمودند كه: خب اطّلاع بر این مطالب تا حدودی خوب است كه انسان از قضایا سر دربیاورد، مطّلع باشد بالاخره تاریخ بی هیچی نیست مفید است. امّا اینكه انسان بخواهد همه وقتش را دیگر بگذارد، این مسائل انتها ندارد چون بالاخره تاریخ اسمش با خودش هست دیگر، یعنی در جریان حركت و در بستر سیر و حركت و هر روز یك قضیهای اتّفاق می افتد. دوباره فردا یك قضیهای اتّفاق میافتد و من هی بخواهم پیگیری كنم، این بشود، آن بشود، آن میشود، این میرود یكی دیگر میآید، آن میرود یكی دیگر میآید، همینطور ... در حال، اینجا آنچه را كه خدا ما را برای آن خلق كرده كه رسیدن به كمال و مقام معرفت است، اینجا ما از دست میدهیم، اینجا ما قافیه را میبازیم، و از دست میدهیم آن فرصتی كه برای ماست. لذا خیلی مطالب را ما بگذاریم به اهلش، در دنیا خدا آنقدر خلق كرده، افرادی كه بروند دنبال این حرفها نیازی به ما نیست، نیازی به ما نیست، نیازی به این نیست كه ما بخواهیم پیگیری بكنیم.
- مثنوى؛ مولانا جلال الدين محمد بلخى رومى.
