
نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسانها از جهالت و سرگردانی
کرمان : نهضت سیدالشهداء برای نجات انسانها از جهالت و سرگردانی طرح مبانی اسلام (كرمان) ١٣/ محرم الحرام ١٤٣٥]
نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسانها از جهالت و سرگردانی
توضیحات:
کرمان : نهضت سیدالشهداء برای نجات انسانها از جهالت و سرگردانی طرح مبانی اسلام (كرمان) ١٣/ محرم الحرام ١٤٣٥]
نهضت سیدالشهداء سبب نجات انسانها از جهالت و سرگردانی
24به قول مرحوم آقا سید احمد كربلایی كه مرحوم آقا در اوّل توحید علمی در آن مقدمه آوردند. فرمودند كه: آمدند پیش ایشان كه آقا فرض كنید كه شما مرجعیت را بپذیرید، مرجعیت را قبول كنید!! مرحوم آقا سید كربلایی از اولیاء الهی و از علماء و فقهاء بزرگ، بسیار بزرگ، از آن اولیاء حسابی، از آن حسابیها مرحوم آقا سید احمد بود. من هر وقت اسم ایشان میآید نمیدانم چه مسأله و سنخیتی است بین ما سنخیت با یك همچنین كسی! ولی نمیدانم چطور اینقدر مبتهج میشوم! مبتهج میشوم، منبسط میشوم وقتی كه یاد ایشان و اسم ایشان و ذكر ایشان را در ذهن و در نفسم میآورم، دیگر حالا چه عرض كنم. ایشان وقتی آمده بودند راجع به مرجعیت كه آقا مرجع بشود گفته بود كه: اگر جهنّم رفتن واجب كفایی باشد، هستند كسانی كه بخواهند بروند نوبت به ما نمیرسد. اگر قرار باشد كسی بخواهد این بار را بردارد و باری كه نمیتواند بردارد بردارد،1 خُب معلوم است كه جایش كجاست، حالا نوبت به ما نمیرسد. نه آقا اینقدر هستند، اینقدر هستند مردم بروند تقلید كنند اینطرف و آنطرف، حالا ما اگر این سِمت را قبول نكردیم آسمان به زمین نمیرسد.
آدم رند و آدم زرنگ آن كسی است كه ببیند چه به دردش میخورد، والا از این امور مشغولكننده هست و افرادش هم هستند. اگر قرار باشد كه مسألهای پیش بیاید، مسألهای اتّفاق بیفتد چرا من بروم خودم را مبتلا كنم، چرا من بروم؟! هستند افرادی كه آمادگی برای این ابتلاء دارند چون نوبت به ما نمیرسد و اطباء هم تجویز نكردند كه انسان بیاید و كاری را قبول كند كه از عهدهاش برنمیآید و باید آن را به افراد دیگری بسپرد، این مسأله است.
المُومِنُ كَيِّس؛ معنایش این است. مومن آن كسی است كه مواظب است و ببیند و در وقت مناسب بیاید آنچه را كه برای او مفید است آن را بزند و برباید و از آن خویش كند. این معنا، معنایی است كه همه باید این معنا را در نظر داشته باشیم، پس بنابراین راه ما و روش ما و مكتب ما و مرام ما، مرام ما نه اینكه مرامی كه حالا متصل به شخص خاص باشد این مكتب، این راه، راه اتقان و راه تعقّل و راه حُرّیت و آزادگی و صحت است و صدق است و صفا است و عمل صحیح است و هر چه غیر از این باشد در این راه مطرود است و غیر قابل قبول و انسان باید از آن اجتناب كند.
- توحيد علمى و عينى؛ ص ٢٦: و چون طهرانىها به حاج سيّد أحمد رجوع كردند؛ تا از او تقليد كنند؛ نپذيرفت و در جواب گفت: اگر جهنّم رفتن واجب كفائى باشد، مَن بِهِ الكِفَايَة موجود است.
