
قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون (اهواز )
اهواز : قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون
قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون (اهواز )
توضیحات:
اهواز : قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون
قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون (اهواز )
11آن مسئولی كه آن جا بود رفتم با آن جا صحبت كردم گفتم بیا من با تو كار دارم گفتم من راجع به این عكس میخواهم از تو سؤال كنم گفتم از نظر شما این عكس به این كیفیت ادبی است یا خلاف ادب است؟ رنگش قرمز شد گفتم چرا این را گذاشتید این جا؟ هیچ جواب من را نداد، فقط همین طور نگاه كرد نمیتوانند حرف بزنند دیگر بالاخره چیز هستند دیگر لابد حساب و كتابی هست گفت كه بله گفتم چرا پس میگذارید فقط همین طور نگاه كرد؟ گفتند مطلبی برای عرض ندارم! ببینید خودش هم میداند در این كه این الآن این عكس و این تابلویی كه در این جا گذاشته تابلوی یك پیامبر كه، مهمترین پیامبر آنها است.
خب حضرت مسیح را به عنوان پیامبر قبول دارند و حضرت مریم در حال شیردادن به آن. این چه جور میشود انسان برگردد یعنی رنگ عوض میكند كم كم به شكلی كه دیگر برای او آن رنگهای الهی و آن چه را كه فطرت او به او مینمایاند دیگر تغییر پیدا میكند در كمال بیتوجّهی و بیتفاوتی بدترین كاری كه باید در خصوصیترین اوقات انجام بگیرد میآید درترن جلوی انسان انجام میدهد. هیچ برایش هم طوری نیست بقیه هم انگار نه انگار، قضیهای انگار نیست.
امّا ادیان الهی میآیند چه میكنند؟! ادیان الهی میآیند برمیگردانند یعنی آن انسانی را كه آمده از آن مقام فطرت خودش و از آن مقام متانت خودش آمده در این حضیض ذلّت و بدبختی و عوض كردن رنگها و آن صبغةالهی، این را میگویند برگرد بیا عوض شو، عضو شو، عوض شو، تغییر بده هی یكی یكی تا این كه آن تعلقّات، تعلقّات مادّی تبدیل شود به تعلقّات ربوبی، آن میلهای مادی و حیوانی تبدیل شود به میلهای روحی، آن نگرشهای مادّی تبدیل شود به نگرشهای ربوبی بعد حالات انسان تغییر میكند، رفتار انسان تغییر میكند در روایت از رسول خدا داریم كه: تخلّقوا باخلاق الرّوحانيّين تكونوامنهم1 به اخلاق روحانیین متخلّق شوید، پیرو آن اخلاق شوید تا از آنها شوید نگرش شما عوض شود دیگر دنیا بر شما تأثیر نكند. اصلًا میخندید و اللَه میخندید به آن چه كه دیگران خود را برای رسیدن به آن پاره پاره میكنند. شما میخندید نه این كه اعتنا نمیكنید اصلًا خندهتان میگیرد مثل این كه یك فرض كنید كه بچّه دو ساله كه توپش بیافتد در خانه همسایه چطور مینشیند گریه میكند و شما میگویید بچّه است دیگر بچّه دو ساله، برویم توپش را بیاوریم این طور اصلًا كارهای این آدمهای شصت ساله و هفتاد ساله برای شما جلوه میكند ازهر رنگ و لباس و از هر سنخ خندهتان میگیرد. نفرت پیدا میكنید از خنده گذشته، بعد نفرت پیدا میكنید، فرار میكنید. یك لحظه دیگر نمیتوانید باشید یك ثانیه در احادیث از ائمّه علیهمالسّلام است كه: میفرمایند ظاهراً روایت از امام حسن عسگری است كه: من أنس باللَه إستوحش عن النّاس2 بله در مناجاتهای حضرت سجّاد مگر نمیخوانیم؟ میخوانیم یا نه؟ انشاءاللَه میخوانیم، نگویید نه، مناجات خسمه عشر الهى من ذا الّذى ذاق حلاوة محبّتك فرام منك بدلًا3 مو بر بدن انسان راست میگردد! الهی كیست خدایا كه یك كمیاز آن حلاوت محبّت تو به او چشیده باشد و به غیر تو دنبال غیر تو برود؟! كیست؟ حالا این چیزهایی كه ما داریم میبینیم دیگر اینها حلاوت و محبّت خدا را چشیدند، این است؟
- انوار ملكوت، ج ٢، ص ٣٤١
إلَهِى مَن ذا الَّذِى ذاقَ حَلاوَة مَحَبَّتِكَ فَرامَ مِنكَ بَدَلًا! و مَن ذَا الَّذِى آنَسَ [أنِسَ] بِقُربِكَ فَابتَغَى عَنكَ حِوَلًا!
مناجات نهم از مناجات خمس عشر حضرت زين العابدين عليه السّلام - عُدّة الداعى، ص ٢٠٨
قالَ الإمامُ الهادى- عليه السلام-: مَنْ أنِسَ بِاللّهِ اسْتَوحَشَ مِنَ النّاسِ، وَعَلامَةُ الانْسِ بِاللّهِ الْوَحْشَةُ مِنَ النّاسِ. - الله شناسى، ج ٢، ص ٥٦. الْعِلْمُ لَيْسَ فِى السَّمَآءِ لِيَنْزِلَ إلَيْكُمْ، وَ لَا فِى الارْضِ لِيَصْعَدَ لَكُمْ؛ بَلْ مَجْبُولٌ فِى قُلُوبِكُمْ. تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ الرُّوحانِيِّينَ حَتَّى يَظْهَرَ لَكُمْ!
كلمات مكنونه از طبع سنگى (سنه ١٣١٦ هجريّه قمريّه) ص ٢١٩؛ و از طبع حروفى فراهانى، ص ٢٤٨: وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ (يَعْنى أميرَالْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِ السَّلامُ): «لَيْسَ الْعِلْمُ فى السَّمآءِ فَيَنْزِلَ إلَيْكُمْ، وَ لا فى تُخومِ الارْضِ فَيَخْرُجَ لَكُمْ؛ وَ لَكِنَّ الْعِلْمَ مَجْبولٌ فى قُلوبِكُمْ. تَأَدَّبوا بِآدابِ الرّوحانيّينَ يَظْهَرْ لَكُمْ!» وَ فى كَلامِ عيسَى عَلَى نَبيِّنا وَ ءَالِهِ وَ عَلَيْهِ السَّلامُ ما يَقْرُبُ مِنْهُ.
- انوار ملكوت، ج ٢، ص ٣٤١
