
قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون (اهواز )
اهواز : قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون
قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون (اهواز )
توضیحات:
اهواز : قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون
قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون (اهواز )
6همین خطّاط معروف آقای امیرخانی كه الان خطّاط خیلی ماهری هستند و به نظر بنده ایشان شاید نظیر نداشته باشند حالا تا حدود اطّلاع بنده، نمیدانم ولی خود استاد ما كه از ایشان خیلی تعریف میكرد مرحوم میرخانی میگفت ایشان آمد و آن مشقی را كه ما داده بودیم عین او به ما تحویل داد با یك كمیاختلاف. من تا این خط او را دیدم گفتم یك چیزی میخواهم به تو بگویم نقّاشی برای تو كم است تو باید خطّاط شوی تو استعداد خط را داری. چون آنها میفهمند استاد میفهمد كه این شاگرد قابلیت دارد یا ندارد به درد این راه میخورد یا نمیخورد؟! به درد این مسیر میخورد یا نمیخورد؟ حیف است برای تو كلاس نقاشی و ایشان آمد و پذیرفت و پند استاد را به گوش جان گرفت و شد اوّل خطّاط ایران بعد از استادش آن استاد آمد این استعدادی را كه حتّی برای خود شخص مجهول بود و مغفول بود آمد او را ارائه داد، بالا آورد و تربیت كرد و به این جا رساند خدای متعال میفرماید تو قابلیت داری، قابلیت داری كه آن استعداد كمالی خود را در این دنیا به ظهور برسانی و به فعلیت برسانی و به مرتبهای برسی كه كاری را كه من انجام میدهم تو انجام میدهی خدا چكار میكند؟ چه میكند خدا؟ مرده زنده میكند دیگر. انسان مرده زنده میكنند نمیكنند میكنند. بنده خودم دیدم یكی از دوستان ما مرده زنده كرد در زمان مرحوم آقا و بعدش. مرده زنده میكند خدا چه كار میكند؟ مگر حضرت عیسی نداریم كه حضرت عیسی تحی الموتی تو مرده زنده میكنی. مرده زنده میكنی خب زنده كردی دیگر چكار میكند؟ خدا خلق میكند ما میتوانیم خلق كنیم مرده چیست؟ مرده یك جسمیاست و یك روحی است و آن روح در عالم خودش است و این مرده هم جسمش در فلان قطعه از فلان قبرستان افتاده این عبد صالح خدا میآید آن روح را میآورد و به این جسم با همدیگر تركیب میكند حالا تركیب غلط است ولی اینها را باهم متّحد میكند، شخص بلند میشود. مگر نیست؟ چرا هستند. ولی خلق چطور؟ میآیدخلق میكند در آیه قرآن مگر نداریم؟ در آیه قرآن مگر نداریم راجع به حضرت عیسی ... وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ ... (المائدة، ١١٠) تو خلق میكنی از خاك مرده، وجود ندارد، تو خلق میكنی از طین، خاك كهیئه الطیر مثل پرنده دیدی از این مومهایی كه مجسّمه سازی مومها را برمیداشت به شكل ماهی درست میكنند، به شكل فرض كنید كه مار درست میكند، به شكل حیوانات دیگر درست میكنند همین موم را یكی ممكن است به آن روح بدهد این میشود خلق.
