
قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون (اهواز )
اهواز : قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون
قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون (اهواز )
توضیحات:
اهواز : قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون
قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون (اهواز )
9اوّل یك مسئله گناهی برای او خیلی زشت است وقتی یك گناهی انجام داد دائماً خودش را مذمّت میكند. هی با خودش ور میرود چه غلطی من كردم؟ این چه كاری بود من انجام دادم چرا من در این جا چه كردم؟ نفس نفس هنوز رنگ نگرفته است نفس هنوز روی فطرت خودش است این گناه كه میكند یك تلنگر میخورد این نفس میبیند با آن فطرت با آن استراكچرش1 نمیسازد، با آن چرا كه خدا ساخته است با او جور در نمیآید شروع میكند به ملامت كردن این چه غلطی بود من كردم؟ چرا من این كار را كردم؟ این هنوز معلوم میشود كه باب توبه باز است. هنوز معلوم میشود كه باب رجوع باز است. هنوز میتواند برگردد هنوز قابلیت این را دارد استعدادش از بین نرفته قابلیت این را دارد كه جبران كند، ترمیم كند، اصلاح كند خودش را، آمد دوّمی را انجام داد باز خلاصه شیطان گولمان زد و چرا این طور شد و فلان این حرفها ولی دفعه دوم شماتت او مثل دفعه اوّل نیست. ناراحتی او مثل دفعه اوّل نیست. یكخرده رنگ رفت، آن رنگ خدایی رفت یكخرده رنگ غیرخدایی آمد دارد قاطی میشود. دفعه سوّم این عمل خلاف را انجام داد میبیند كه یك مقداری برای او راحتتر است، دارد چه میشود؟
اصلًا رنگ عوض میكند ارزشها ضدّ ارزش میشود. واقعاً این مسئله خیلی عجیب است كه چطور برای انسان مسائل خلاف دیگر خلاف بودنش از دست میرود! الآن فرض كنید كه ما در یك الحمدلله ما خب از نظر ظاهر حدّاقل از نظر ظاهر در یك وضعیتی هستیم آن فساد ظاهری نیست. آن گناه ظاهری نیست. حالا در باطن هر چه هست ما نمیدانیم در خیابانها خب مردها اینها وزین هستند، متین هستند. رفتارشان لباسشان اطوارشان خانمها خب بی حجاب نیستند، حجاب دارند حالا در همین حدی كه فعلًا مشاهده میكنیم كم كم احساس میكنیم یك احساس خوبی برای ما پیدا میشود از این وضعیت. وقتی كه به یكی از این كشورهای خارج از این جا برویم یك مرتبه جا میخوریم حالا یك فرد به طور مثال همین قدر مقنعه سرش نیست چارقد ندارد مویش پیدا است ولی این قدر برای ما غیر منتظره است كه یك مرتبه جا میخوریم. فرض كنید كه در همین كشورهای حتّی اسلامی فرض كنید كه سوریه و همین اینها، خب سوریه یك كشور اسلامیاست دیگر ولی بیحجابی در آن هست و بی بندوباری در همان حدود خودش هست. مغازههای خلاف و اینها دارند، چقدر برای ما غیرمأنوس است؟! چقدر؟! و همین را حالا شما ببرید بالاتر و همین وضعیت، بعد نگاه میكنید میبینید كه اصلًا در كشورهای دیگر در ممالك غرب و اینها این مسائل اصلًا پیش پا افتاده است، اصلًا توجّهی ندارند بدتر از اینها خیلی مسائل خیلی چیزها اصلًا برای آنها قابل توجه نیست. چرا این طور است؟! چرا انسان در یك فرهنگی قرار میگیرد كه كارهای خلاف و شنیع در فرهنگ خود در آن جا، میبیند خیلی پیش پا افتاده و قابل قبول است.
- -structure (ساختار- ساختمان)
