
تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام
بررسی مرز میان عزلت و غرق شدن در سیاست، جایگاه صدق در سلوک، شیوه امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکومت و نقش تبعیت از مبانی اولیای الهی در تصمیمگیریهای فردی و اجتماعی
در این جلسه، آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از مهمترین مبانی سلوک اسلامی میپردازد؛ اینکه سالک نباید نه از مسائل اجتماعی کنارهگیری کند و نه در جریانهای سیاسی و اجتماعی حل شود. ایشان با استناد به سیره امیرالمؤمنین علیهالسلام، اصل صدق، امانت و عدالت را اساس هر حرکت الهی دانسته و نشان میدهد که هدف هرگز وسیله نامشروع را توجیه نمیکند. همچنین با بیان نمونههایی از سیره اولیای الهی، حقیقت امامت، ضرورت حرکت بر پایه یقین، نقش مراقبه، پرهیز از تبعیت احساسی و اهمیت تنظیم همه امور زندگی بر مبنای آموزههای اولیای خدا را تبیین میکنند.
تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام
توضیحات:
در این جلسه، آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از مهمترین مبانی سلوک اسلامی میپردازد؛ اینکه سالک نباید نه از مسائل اجتماعی کنارهگیری کند و نه در جریانهای سیاسی و اجتماعی حل شود. ایشان با استناد به سیره امیرالمؤمنین علیهالسلام، اصل صدق، امانت و عدالت را اساس هر حرکت الهی دانسته و نشان میدهد که هدف هرگز وسیله نامشروع را توجیه نمیکند. همچنین با بیان نمونههایی از سیره اولیای الهی، حقیقت امامت، ضرورت حرکت بر پایه یقین، نقش مراقبه، پرهیز از تبعیت احساسی و اهمیت تنظیم همه امور زندگی بر مبنای آموزههای اولیای خدا را تبیین میکنند.
تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام
21اینها [نماز شب و ذکر و دعا و...] ده درصد قضیّه است؛ نود درصد، آن [عمل به مبانی] است. اینها میآیند آنچه را که انسان بهواسطۀ مراقبه و بهواسطۀ مجاهده و بهواسطۀ تفکّر صحیح آن را پایه گذاری کرده است، در ذهن و نفس تثبیت و محکم میکند؛ نمیگذارد که دیگر خارج شود. میآید آن حال و روحیّه را در نفس ثابت میکند. ما الآن خیال میکنیم سلوک یعنی همین، [که] ما بیایم یک دستوری بگیریم، دیگر تمام شد سالک شدیم. این، ده درصد [راه] است؛ پنج درصد [راه] است؛ نود، نودوپنج درصد [دیگر]، راه را درست رفتن است. جایی که نباید قدم بردارد، حرکت نکند؛ جایی که باید راه برود، نایستد؛ جایی که نباید خاموش باشد، صحبت بکند؛ جایی که باید خاموش باشد، بیجهت تکلّم نکند؛ ارتباط خودش را با دوستان، ارتباط اسلامی و الهی قرار بدهد؛ در ذهن خود خطور بد نسبت به دوستان و نسبت به افراد [راه] ندهد؛ همیشه خیر و صلاح را برای آنها بخواهد، نگذارد کدورت و نقاری بین خود و بین دیگران واقع بشود؛ اگر واقع شد، برای رفع نقار، او پیش قدم باشد؛ اینها سلوک است.
خیال کردید به همین نماز شب [خواندن] است؟ همین گفتن لا اله الّا الله است؟! بنده هم تسبیح در جیب دارم، همین الآن در میآورم، برایتان هزارتا هم میگویم. خب، تمام شد دیگر؛ این، که [سلوک] نیست! از اینها دیگران هم میگفتند. بنده کسی را سراغ دارم که به جای چهارصدتا ذکر یونسیّه، روزی چهار هزارتا ذکر یونسیّه میگفت، بعد سر از اجنّه و شیطان درآورد! خب چرا؟ چون آن مسیر واقعی را نرفت؛ خیال کرد همینکه بنشیند ذکر بگوید، کارش تمام است. وقتی بزرگان یک راه را رفتهاند [و] به ما میگویند، باید گوش بدهیم؛ نباید از خودمان اضافه کنیم، نباید کم و زیاد کنیم! [اما] گوش نمیدهیم، از یک جای دیگر میزند بیرون. مثل اینکه فرض کنید شما سرتان درد میکند، دکتر استامینوفن میدهد؛ میگویید: «خب حالا این که یکیدوتا استامینوفن خوردیم اینقدر خوب شدیم، حالا بیستسی تا بخوریم خیلی عالی بشویم.» بابا! میروی به کما و میمیری! بیستتا استامینوفن [بخوری] میروی به کما! سیتا استامینوفن [بخوری] میمیری! [هر چیزی] اندازه دارد، هر چیزی حساب دارد. وقتی میگویند: «استامینوفن دوتا بخور، بیشتر نخور!» [اگر بیشتر بخوری] پدر کبدت را در میآوری! این باید برود در کبد آنالیز بشود.
