اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام

بررسی مرز میان عزلت و غرق شدن در سیاست، جایگاه صدق در سلوک، شیوه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در حکومت و نقش تبعیت از مبانی اولیای الهی در تصمیم‌گیری‌های فردی و اجتماعی

14٬094

در این جلسه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از مهم‌ترین مبانی سلوک اسلامی می‌پردازد؛ اینکه سالک نباید نه از مسائل اجتماعی کناره‌گیری کند و نه در جریان‌های سیاسی و اجتماعی حل شود. ایشان با استناد به سیره امیرالمؤمنین علیه‌السلام، اصل صدق، امانت و عدالت را اساس هر حرکت الهی دانسته و نشان می‌دهد که هدف هرگز وسیله نامشروع را توجیه نمی‌کند. همچنین با بیان نمونه‌هایی از سیره اولیای الهی، حقیقت امامت، ضرورت حرکت بر پایه یقین، نقش مراقبه، پرهیز از تبعیت احساسی و اهمیت تنظیم همه امور زندگی بر مبنای آموزه‌های اولیای خدا را تبیین می‌کنند.

تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام

توضیحات:

در این جلسه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از مهم‌ترین مبانی سلوک اسلامی می‌پردازد؛ اینکه سالک نباید نه از مسائل اجتماعی کناره‌گیری کند و نه در جریان‌های سیاسی و اجتماعی حل شود. ایشان با استناد به سیره امیرالمؤمنین علیه‌السلام، اصل صدق، امانت و عدالت را اساس هر حرکت الهی دانسته و نشان می‌دهد که هدف هرگز وسیله نامشروع را توجیه نمی‌کند. همچنین با بیان نمونه‌هایی از سیره اولیای الهی، حقیقت امامت، ضرورت حرکت بر پایه یقین، نقش مراقبه، پرهیز از تبعیت احساسی و اهمیت تنظیم همه امور زندگی بر مبنای آموزه‌های اولیای خدا را تبیین می‌کنند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام

7
  • امیرالمؤمنین در جنگ صفین آمد چه کرد؟ عمروعاص یکدفعه در مقابل امیرالمؤمنین قرار گرفت؛ بالأخره آن هم می‌آمد می‌جنگید دیگر؛ به افراد نشان بدهد که من هم شمشیر دست می‌گیرم؛ [همین‌طوری] در خیمه معاویه ننشسته‌ام فقط دستور بدهم، من هم می‌آیم. 

  • یکدفعه امیرالمؤمنین دید عجب! این شخصی که تمام ام‌الفسادِ این جریان و معرکه است، جلویش است. همان چندمتری[شان] است. شمشیر را بلند کرد که بزند و غایله صفین را ختم کند و دیگه مسئله تمام بشود. یکدفعه آن عمرو عاص آن کار زشت را انجام داد. خب او اصلاً جرثومه‌اش جرثومۀ تاریکی و ظلمت است. اگر بدبخت همان موقع دستش را بلند می‌کرد، امیرالمؤمنین شمشیر را پایین می‌آورد. این علی که ما می‌شناسیم، آدمی نیست که برای کسی که دستش را بلند می‌کند شمسیر بزند. توجه می‌کنید؟ این آدمی نیست [که این کار را کند].

  • لذا در جنگ‌ها حضرت می‌فرمودند: «ما ابتدا به جنگ [شروع] نمی‌کنیم.» وقتی آنها شروع می‌کردند، می‌فرمودند: «حالا حمله کنید.» منتها این [عمروعاص، این گونه] نیست؛ این اصلاً فکرش، ذاتش، صفاتش، خصوصیّاتش در ظلمت و جهل و شهوت و بهیمیت و حیوانیت است! [عمروعاص] این راه به نظرش آمد [و] از این راه [استفاده کرد]. او علی را می‌شناخت که این علی کیست. می‌فهمید که این علی، علیِ است که من می‌شناسم؛ شما او را نمی‌شناسید. این علیِ است که کرامت او بر پیروزی او غالب است. این علیِ [که] کرامت و عظمت و بهاء و جلال او و آن حقایق ربوبی که در ذات علی نقش بسته و حک شده و او را به همان حقایق ربوبی متحقق کرده، الآن در مقابل من است. کرامت علی اجازه نمی‌دهد که در یک ‌چنین وضعیتی شمشیر را پایین بیاورد. لذا آن کار خلاف را انجام می‌دهد و امیرالمؤمنین سرش را برمی‌گردانَد. سرش را برگرداند یعنی جنگ صفین شکست خورد؛ معنایش همین است دیگر. وقتی امیرالمؤمنین شمشیر را غلاف کرد، یعنی آن لحظه امضای شکست خودش را با دست خودش انجام داد. خب اگر ما بودیم چه‌کار می‌‌‌کردیم؟ هیچ‌وقت این کار را نمی‌کردیم. [می‌گفتیم] این پدر سوخته حالا که اینجا گیر افتاده، دارد برای ما بازی در می‌آورد. بگذار دوتای دیگر هم بزنمش؛ یکی می‌زنم به سرش، یک هم می‌زنم یک جای دیگرش. حالا که این‌طور است.

/