اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

رابطۀ ایمان و ارتقای فهم؛ رسالت حقیقی عالمان دینی

نقد مرجعیت عوام‌گرا و تفسیر آیۀ ﴿يرفع الله الذين آمنوا منكم والذين اوتوا العلم درجت﴾

14٬435

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، در این جلسه در ذیل آیۀ ﴿يَرۡفَعِ ٱللَهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖ﴾، رسالتِ عالمان دینی را ارتقای فهم جامعه می‌دانند، نه تأیید تمایلات آنان. ایشان با بیان اینکه تربیت سلوکی موجب بی‌میلی انسان به کثرات و دنیا می‌شود، در مقابل، «مرجعیت عوام‌زده» را مطرح می‌کنند که با توجیه شرعی اشتباهات مردم، آنان را در جهل تثبیت می‌کند. سپس با بیان نمونه‌هایی از چون «حساسیتِ افراطی بر تخریبِ حرم‌ها در عینِ سکوت در قبال کشتارِ شیعیان»، این نگاه را نشانۀ گرفتاری در توهّمات و غفلت از هدفِ اصلیِ جریان کربلا معرفی می‌کنند. ایشان کارکردِ اصلیِ مکتب عرفان را ایجاد و تحوّل فهم معرفی می‌کنند و توضیح می‌دهند که بالا رفتنِ درجاتِ ایمان، لزوماً موجبِ افزایشِ فهم انسان می‌شود. بر این اساس، معیارِ واقعیِ سنجشِ قرب به خدا، در میزانِ نزدیکیِ ذائقۀ فکری سالک به مبانی اولیای الهی خواهد بود. در پایان جلسه نیز به سه سؤال پاسخ داده می‌شود.

رابطۀ ایمان و ارتقای فهم؛ رسالت حقیقی عالمان دینی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، در این جلسه در ذیل آیۀ ﴿يَرۡفَعِ ٱللَهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖ﴾، رسالتِ عالمان دینی را ارتقای فهم جامعه می‌دانند، نه تأیید تمایلات آنان. ایشان با بیان اینکه تربیت سلوکی موجب بی‌میلی انسان به کثرات و دنیا می‌شود، در مقابل، «مرجعیت عوام‌زده» را مطرح می‌کنند که با توجیه شرعی اشتباهات مردم، آنان را در جهل تثبیت می‌کند. سپس با بیان نمونه‌هایی از چون «حساسیتِ افراطی بر تخریبِ حرم‌ها در عینِ سکوت در قبال کشتارِ شیعیان»، این نگاه را نشانۀ گرفتاری در توهّمات و غفلت از هدفِ اصلیِ جریان کربلا معرفی می‌کنند. ایشان کارکردِ اصلیِ مکتب عرفان را ایجاد و تحوّل فهم معرفی می‌کنند و توضیح می‌دهند که بالا رفتنِ درجاتِ ایمان، لزوماً موجبِ افزایشِ فهم انسان می‌شود. بر این اساس، معیارِ واقعیِ سنجشِ قرب به خدا، در میزانِ نزدیکیِ ذائقۀ فکری سالک به مبانی اولیای الهی خواهد بود. در پایان جلسه نیز به سه سؤال پاسخ داده می‌شود.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

رابطۀ ایمان و ارتقای فهم؛ رسالت حقیقی عالمان دینی

20
  • بنده در جلسۀ گذشتۀ عنوان [بصری] هم عرض کردم: «سلوک، ذکر نیست؛ ده درصدش ذکر است، پنج درصدش ذکر است، نود و پنج درصد مراقبه و رعایت موازین است.» اگر شما مراقبه نداشته باشید، ذکر هیچ فایده‌ای ندارد؛ [حتی اگر] به اندازۀ عمرِ نوح، سجدۀ یونسیّه بروید، یک سانت هم حرکت نمی‌کنید. مهم مراقبه است؛ یعنی عمل به دستور بر طبق رضای الهی از صبح تا شب، که انسان به کارهای خودش مشغول است، در سه مرحله: مرحلۀ فکر، مرحلۀ سخن و مرحلۀ عمل. در این سه مرحله، انسان باید مراقبه را انجام بدهد؛ اگر انجام داد، تغییر حالش، حکایت از سقوط و تنزل نمی‌کند.

  • 3. چرا در قرآن برخی افعال پروردگار با ضمیر جمع آمده است؟

  • سؤال: با توجه به اینکه خداوند تبارک‌وتعالی در قرآن کریم، منشأ تمام امور به دست اوست، روزی‌دهنده است، محیی و ممیت است، چرا در بعضی از آیات به جای ضمیر متکلمِ وحده از ضمیرِ متکلم مع‌الغیر استفاده شده است: مانند آیۀ ﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا وَلَّىٰ مُسۡتَكۡبِرٗا﴾1، در حالی‌که این آیات و منشأ [آن] از جانب خداست؟

  • ضمیر جمع دلالت‌کننده بر تعظیم پروردگار

  • پاسخ: در اینجا این ضمیرِ مع‌الغیر دلالت بر تعظیم است. در آنجایی که ضمیر، متکلمِ وحده است، دلالت بر انحصار است؛ یعنی خداوند می‌فرماید: «این مربوط به من است ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَاوَاتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾2.» اوست آن کسی که [خلق] می‌کند؛ نمی‌گوید: «هم الذین خلقوا.» به خود برمی‌گرداند؛ یعنی منشأ و حقیقت اوست.

  • اما در مقام تفخیم و تعظیم می‌گویند: «ما این کار را کردیم، ما دستور دادیم.» دیدید این پادشاه‌ها وقتی که یک مسئله را می‌گویند، نمی‌گویند: «من این کار را کردم»؛ همیشه می‌گویند: «ما کردیم؛ ما دستور دادیم؛ ما این‌چنین فرمودیم.» اینها در مقام اعتباریات و مَجازات دنیا می‌گویند؛ منتها این قضیّه نسبت به پروردگار، نسبت، واقعی است.

  • این [مسئله] در ادبِ عربی ـ نه [فقط] در ادب عربی، در همۀ لغات‌ها ـ به عنوان یک ادب و بلاغت، [مرسوم] می‌شود که شخص بخواهد خیلی خودش را به حساب بیاورد، از ضمیر متکلّم مع‌الغیر استفاده می‌کند. منتها همان‌طوری که عرض شد، این برای ما جنبۀ اعتباری دارد اما برای پروردگار جنبۀ حقیقی و واقعی دارد.

    1. سورۀ لقمان (31) آیۀ 7. نور ملکوت قرآن، ج 3، ص 221:
      «و چون بر آنان آيات ما خوانده شود، از روى استكبار و خودپسندى پشت كرده‌ گویى اصلاً نشنيده‌اند.»
    2. سورۀ هود (11) آیۀ 7.
/ 613