اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تجلی مشیت الهی در علم و اراده اولیاء

تحلیل عرفانی از جایگاه امام در تحقق مشیت الهی

16٬102

تجلی مشیت الهی در علم و اراده اولیاء، به عنوان یکی از دقیق‌ترین و پرابهام‌ترین مباحث معرفتی، موضوع بیانات عرفانی و تربیتی این جلسه از سخنرانی حضرت آیةاللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) است. ایشان با تسلط عمیقی که نسبت به مسایل عرفانی و تربیتی دارند، با بیان شیوا اما عمیق، به تحلیل تفاوت نگاه سطحی برخی افراد با دیدگاه اهل عرفان درباره علم غیب و ولایت تکوینی ائمه معصومین علیهم‌السلام می‌پردازند. حضرت استاد در تبیین جایگاه امام، امام را نه به‌عنوان «مجری مشیت خداوند»، بلکه به عنوان منبعِ تجلّی اراده الهی معرفی می‌کند به گونه‌ای که اراده، علم و فعل امام، عین اراده و فعل خداوند می‌شود. ایشان با مثال‌هایی دقیق و ملموس مانند قضیۀ نخوردن انگور توسط امام رضا علیه‌السلام، قضیۀ صفین، و رفتار امام حسین علیه‌السلام با لشکر حرّ، مرز میان اختیار امام و مشیت الهی را شرح داده و نشان می‌دهند که امام در اوج اختیار، تابع محض اراده خداوند است. حضرت استاد همچنین با نقد دیدگاه روشنفکرنمایانی چون عبدالکریم سروش و تبیین اشکالات بنیادی در فهم آنان از جایگاه امام، عمق نگاه عرفانی به امامت را روشن می‌سازد

تجلی مشیت الهی در علم و اراده اولیاء

توضیحات:

تجلی مشیت الهی در علم و اراده اولیاء، به عنوان یکی از دقیق‌ترین و پرابهام‌ترین مباحث معرفتی، موضوع بیانات عرفانی و تربیتی این جلسه از سخنرانی حضرت آیةاللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) است. ایشان با تسلط عمیقی که نسبت به مسایل عرفانی و تربیتی دارند، با بیان شیوا اما عمیق، به تحلیل تفاوت نگاه سطحی برخی افراد با دیدگاه اهل عرفان درباره علم غیب و ولایت تکوینی ائمه معصومین علیهم‌السلام می‌پردازند. حضرت استاد در تبیین جایگاه امام، امام را نه به‌عنوان «مجری مشیت خداوند»، بلکه به عنوان منبعِ تجلّی اراده الهی معرفی می‌کند به گونه‌ای که اراده، علم و فعل امام، عین اراده و فعل خداوند می‌شود. ایشان با مثال‌هایی دقیق و ملموس مانند قضیۀ نخوردن انگور توسط امام رضا علیه‌السلام، قضیۀ صفین، و رفتار امام حسین علیه‌السلام با لشکر حرّ، مرز میان اختیار امام و مشیت الهی را شرح داده و نشان می‌دهند که امام در اوج اختیار، تابع محض اراده خداوند است. حضرت استاد همچنین با نقد دیدگاه روشنفکرنمایانی چون عبدالکریم سروش و تبیین اشکالات بنیادی در فهم آنان از جایگاه امام، عمق نگاه عرفانی به امامت را روشن می‌سازد

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تجلی مشیت الهی در علم و اراده اولیاء

16
  • حکومت شام، برقراری عدل، برقراری امنّیت، برقراری توحید، به نتیجه رساندن زحمات بیست و سه سالۀ پیغمبر، رفع بیست و چند سال، بیست و چهار سال و بیست و پنج سال حکومت خلفای غاصب، همۀ اینهایی که ما الآن داریم در نظر می‌آوریم، همۀ اینها از ذهن امیرالمؤمنین در همان یک ثانیه می‌آمد مثل فیلم از جلوی ایشان رژه می‌رفت، همان‌طوری‌که از جلوی ما این مسائل می‌رود، منتهی آن دیدی که بالاتر است. او اصلاً خودش مجرای عمل پرورگار است. ما که آن‌طور نیستیم. ما باید این‌طور باشیم و بگوییم آن مولای ما آن‌گونه عملکرد، ما هم باید این‌طور باشیم، به همین نحو. تمام اینها آمد رژه رفت. بیست و سه سال زحمت پیغمبر همین الآن دارد به نتیجه می‌رسد. آهان این شمشیر پایین بیاید، کار تمام است. الآن فاتحه تمام بیست و چهار سال خلافت غاصبانه و ظلم و جور و تعدّی خوانده می‌شود. تمام لشگرکشی به شام الآن دارد به نتیجه می‌رسد. برقراری حکومت و برانداختن معاویه همه در این یک ثانیه، در این یک ثانیه همۀ اینها دارد انجام می‌شود و همۀ اینها دارد واضح می‌شود، اینجا جای تصمیم‌گیری است، بزند یا نزد؟ می‌گوییم: نه! این زدن، زدن از روی کرامت نیست. هرچه شما راجع به این قضیّه کتاب بنویسید کم است. این زدن منِ علی باید از روی کرامت باشد! تا یک وقت نیایند بگویند، ـ البتّه نه‌اینکه نیایند بگویند، این را حالا ما داریم می‌گوییم. او به خودش نگاه می‌کند. در دنیا می‌خواهد کسی باشد یا نباشد ـ بعد از 1400 سال یک آقا طهرانی که می‌خواهد بیاید کارهای جدش را روی ذرهّ‌بین بگذارد، با ذرهّ‌بین هم نتواند ایراد بگیرد، نتواند ایراد بگیرد که اینجا امیرالمؤمنین اگر آن‌طور می‌کرد بهتر بود. هیچ‌کس تا قیامت نمی‌تواند ایراد بگیرد. جبرئیل هم بیاید نمی‌تواند ایراد بگیرد، او که بالاتر از جبرئیل است.

  • مبادی کرامت انسانی در مکتب عرفان

  • آن‌وقت شما ببینید ما چقدر از فرهنگ اسلام پرت هستیم! ببینید آن‌وقت برای رسیدن به مقاصد چه‌ها که نمی‌بینیم! چه‌ها که نمی‌بینیم! او یک خلاف کرامت را حاضر نشد انجام بدهد، خلاف کرامت! آن‌وقت ما برای رسیدن به نیّات خودمان به هر جنایتی، دست می‌زنیم. به هر دروغی دست می‌زنیم. به هر جنایتی برای چه؟ برای مسائلی که خودتان می‌دانید! عجب آن‌موقع این حرف‌ها نبود؟ آن‌موقع نظام اسلامی‌نبود؟ حالا درآمده است، حالا درآمده! در زمان علی ما نظام اسلام نداشتیم؟!! واقعاً آدم نمی‌داند بخندد یا بگرید؟! حالا می‌فهمیم مکتب آقا با بقیّۀ مکتب‌ها چه فرق می‌کند؟ حالا می‌دانیم اینها را ما از خودمان نمی‌گوییم پدرمان به ما یاد داد، من هِرّ را از بِرّ تشخیص نمی‌دادم. اینهایی که من به رفقا عرض می‌کنم، چیزهایی است که شنیدم و منتقل می‌کنم.

/ 260