
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
تبیین جامعیت اسلام در تأمین رشد معنوی و مادی انسان و بررسی نقش جسم، تغذیه و شرایط ظاهری در تعالی روح
این جلسه به یکی از مهمترین پرسشهای فکری درباره اسلام میپردازد؛ اینکه آیا دین تنها مسئول هدایت معنوی انسان است یا برای زندگی مادی نیز برنامه دارد. سخنران با تبیین پیوند جسم و روح، تأثیر تغذیه، سلامت و شرایط ظاهری بر رشد معنوی را بررسی کرده و جامعیت اسلام را در هدایت همه ابعاد زندگی انسان توضیح میدهد. همچنین به ضرورت تبیین صحیح مباحث اعتقادی و معرفی کتاب «افق وحی» در پاسخ به شبهات معاصر اشاره میشود.
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
توضیحات:
این جلسه به یکی از مهمترین پرسشهای فکری درباره اسلام میپردازد؛ اینکه آیا دین تنها مسئول هدایت معنوی انسان است یا برای زندگی مادی نیز برنامه دارد. سخنران با تبیین پیوند جسم و روح، تأثیر تغذیه، سلامت و شرایط ظاهری بر رشد معنوی را بررسی کرده و جامعیت اسلام را در هدایت همه ابعاد زندگی انسان توضیح میدهد. همچنین به ضرورت تبیین صحیح مباحث اعتقادی و معرفی کتاب «افق وحی» در پاسخ به شبهات معاصر اشاره میشود.
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
3خب چه میشود که ما در اسلام، این امور [ظاهری و دنیایی] را مشاهده نمیکنیم؟ [یا] پرداختن به این مسائل [را] مشاهده نمیکنیم؟
ضرورت تلخیص کتاب «افق وحی» و پاسخ به سروش
یک مطلب دیگری هم آقای دکتر راجع به کتاب افق وحی فرمودند یا من قول داده بودهام یا از کسی شنیده بودهاند [حالا دقیق یادم نیست] که قرار بود این کتاب افق وحی تلخیص شده و خلاصهای از آن، انتزاع شود [تا] قابل دسترسی بیشتری [برای افراد] باشد [ و بلکه] افراد بیشتری بتوانند از این [کتاب] استفاده کنند. با توجّه به این که خیلی از مطالب این [کتاب] مشحون1 به اصطلاحات و مسائل فنی است، [فهم آن، مقداری مشکل است]؛ گرچه من سعی کردهام که حتّیالامکان از به کاربردن [اصطلاحات] فنی دوری کنم، ولیکن باز در عین حال، ظاهراً مطلب یکمقداری مشکل است؛ مخصوصاً در این مقدمه و سه قسمت اولی که در آنجا ما مطالبی را توضیح دادهایم.
علی کلّ حال به نظر میرسد[که] بنده یک چنین قولی را دادهام، ولی تا حالا موفق نشدهام [که انجامش بدهم]. حالا اگر بعضی از رفقا بیایند و این کار را انجام بدهند، شاید کار غیرموجّهی نباشد. علی کلّ حال، طبعاً بنده سعی کردهام که در اینجا، مطالب مختلف آورده شود؛ خصوصاً پاسخهایی که به مقاله و مطلب آقای [عبدالکریم] سروش، داده شده است؛ [چون] خیلی از این پاسخهایی [که توسط دیگران داده شده]، نهتنها مشکلی را حل نکرده است، بلکه بر مشکلات [نیز] اضافه کرده [است؛ چرا که این پاسخهای ضعیف] دستاویز آنها برای این مطلب قرار گرفته است.
مدتی پیش یا چند ماه پیش بود که یکی از رفقا میگفت: «داشتم جایی میرفتم، در قطار بودم [که] یک شخصِ اهل علمی هم [آنجا] بود [که] خیلی فاضل هم بود و در دانشگاه یزد [نیز] مدرس و استاد بود. صحبت این مطالبِ [دکتر سروش] شد و گفت: "این شاگردان ایشان در آن دانشگاه امان ما را بریدهاند و من میخواهم از آن دانشگاه بیرون بیایم! چون دیگر جوابی برای مطالب آنها ندارم. مخصوصاً با جوابهایی که آقایان [به مقالۀ دکتر سروش] دادهاند، راه را برای ما بستهاند و من دارم استعفا میدهم که بیایم بیرون."»
- آکنده، پُر شده
