
اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی
قزوین : اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی [قزوین/ جلسه مخدرات/ ١٩ شعبان ١٤٣٢]
اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی
توضیحات:
قزوین : اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی [قزوین/ جلسه مخدرات/ ١٩ شعبان ١٤٣٢]
اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی
23الآن یك كتابی در آمریكا طبع شده است كه دكتر حقوق و دكتر زنان آمریكایی و مسیحی است نوشته راجع به بازگشت به اسلام، بازگشت به اسلام. كتابی است و به فارسی هم شنیدم ترجمه شده. البتّه بنده همان موقع به یك مناسبتی بعضی از فقرات آن، بعضی از صفحات آن را خوانده بودم و بعد شنیدم كه دارد به فارسی ترجمه میشود و دارد چاپ میشود. بسیار كتاب، كتاب مهمیاست در آن كتاب نوشته شده است كه زن یك استعدادهایی دارد، یك استعدادهایی دارد، یك توانهایی دارد كه این توانها و این استعدادهای او بدون رعایت مسائلی كه در اسلام گفته شده است امكان ندارد آن استعدادها به فعلیت برسد! باید آن استعدادها و آنچه را كه در درون خودش است به فعلیت برساند. و بسیار مطالب عالی گفته است. مطالب، خیلی مطالب جالب و مطالب زیبایی گفته است. البتّه او یك تعبیری میآورد از یك فضای مغناطیسی تعبیر میآورد و یك مسائل دیگر و بروز انرژی كه ما البتّه اینها را قبول نداریم آن چه را كه ما قبول داریم ارتباط مثال بین دو طرف است در هنگام تخاطب و در هنگام برخورد كه در این هنگام برخورد همان طوری كه دو ظاهر با همدیگر ارتباط پیدا میكنند و در مقابل هم میایستند عالم مثال و نفس ایشان با هم ارتباط پیدا میكند و او را نمیشود كاری كرد. او را نمیشود كاری كرد. لذا در این جا خدا آمده به داد زن رسیده است گفته كه بیا من یك وسیله برای تو قرار میدهم كه الآن خودت را حفظ كنی. خودت را در یك فضایی ببری! دیدید وقتی كه یك بمب را میخواهند خنثی كنند چكار میكنند؟ برمیدارند او را در یك چیزی ضد انفجار قرار میدهند، واكسینه میكنند بعد آن جا این را خنثی میكنند. مین را برمیدارند میگذارند آن جا خنثی میكنند دیگر آن جا چیزی نمیشود واكسینه شده است. فلز، فلزی است كه آن نیروی انفجاری و فشار انفجاری نمیتواند او را از بین ببرد. این پوششی كه خدا برای زن قرار داده است پوشش همین است. میگوید تو باید در اجتماع حضور پیدا كنی، چارهای نداری بچّه را باید دكتر ببری. باید از خانه دربیای سوار ماشین شوی بروی با این صحبت كنی این در اجتماع بودن لازم است. یا كاری كه پیش میآید درس میخواهی بدهی خودت میخواهی درس بخوانی خودت فرض كنید كه لازم داری نمیتوانی در خانه باشی در را هم ببندی و قفل كنی حالا كه این طور هست و از آن طرف هم میدانم من چه كسانی را خلق كردم و درست كردم از این مردهایی كه فقط دنبال هستند! من یك وقتی با یك چندنفری جایی رفته بودم آنها البتّه از رفقا نبودند (نبودند دیگر حالا چكار كنیم) از آن اوّلی كه رفته بودیم تا وقتی كه دو یا سه ساعتی كه فقط چشم اینها كار میكرد كه مورد چه مورد مناسبی است كه در نخ این برود! یعنی این آدم چهل ساله خودش هم زن دارد سه تا بچّه دارد ولی چشم همهاش این را ببینیم آن را ببینیم. شوهر داشته باشد و نداشته باشد برای او فرق نمیكرد. این آدم مسلمان است نماز هم دارد میخواند! حالا در این اجتماع چه باید كرد؟ باید زن چادرش را بردارد خب همین است! دیگر الحمدلله اجتماع ما این است. نماز خوانشان این است بی نمازش هم كه دیگر جای خود دارد. لذا ما میبینیم دارد پیش میآید بلند میشود میرود در بوتیك فروشی میرود در آن جا لباس میگیرد شماره تلفن دارد رد و بدل میكند. آخر دیگر چه ربطی دارد كه با او صحبت كنی؟ آخر چرا سرت را برمیگردانی؟ چرا وقتی دارد او با نگاههای آلودهاش تو را تعقیب میكند سرت را برمیگردانی؟ چرا اعتنا نمیكنی میروی؟ نتیجه آن چه میشود نتیجه آن طلاق است. نتیجه آن از هم پاشیدن است! پیگیری است. نتیجه همین است یعنی به این جا میرسیم. خواهی نخواهی به این جا میرسیم. و آثار سوء آن هم دامن خود ما را میگیرد و وقتی ما به خود میآییم كه میبینیم این جهات منفی مسئله در نفس ما ریشه دوانده است. حالا بخواهیم این ریشهها را قطع كنیم خیلی مشكل است! لذا در این جا بزرگان نسبت به مسئله حجاب برای همین تأكید فرمودند كه ضرر آن به خود ما میرسد! این دیگر اجبار نیست وقتی یكی بفهمد مسئله حجاب این است اصلًا خودش بیشتر دنبال مسئله و مطالب را میرود پیگیری میكند.
