اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین معنای میزان در روز قیامت

0
جلسات

کلام شیخ طبرسی در معنای وزن و میزان. تفسیر معنای میزان توسّط آیات قرآن. داستان انحطاط و سقوط بلعم باعورا (ت). «حق»، میزان عمل در روز قیامت. وجود میزانِ خاص برای هر عمل. بیان روایاتی در باب حق‌بودن ائمّه علیهم السّلام و سنجیدن اعمال با آنان. محبّت پیغمبر و ائمّه در هفت منزل هولناک به داد انسان می‌رسد. عدل، معنی میزان در روز قیامت. انبیا و اوصیای انبیا، میزان در روز قیامت. حُسن خلق، بهترین عمل برای میزان اعمال. روایتی از امیرالمؤمنین علیه السّلام راجع به میزان. نبودن میزان برای منکرین خدا و لقاءِ خدا در روز قیامت. نبودن میزان برای مقرّبین و مخلَصین در روز قیامت. کلام مرحوم علاّمه طهرانی دربارۀ کلام رسول خدا: «ضَربةُ عَلیٍّ یَومَ الخَندق أفضلُ مِن عِبادة الثَّقَلَین». دوستی بر اساس حلال پروردگار و اثر آن. سنگین شدن میزان توسّط عمل خوب و سبک شدن آن توسّط عمل بد. امیرالمؤمنین علیه السّلام میزان أعمال. عمل پیغمبر یا وصیّ او میزان عمل هر امّتی. داستان ابودرداء در بیهوش شدن امیرالمؤمنین از خوف خدا. عدل و انصاف امیرالمؤمنین علیه السّلام. امیرالمؤمنین علیه السّلام در هیچ شرایطی ظلم و ستم نمی‌کند. کلام امیرالمؤمنین علیه السّلام در جنگ جمل دربارۀ حکومت‌داری .فداکاری امیرالمؤمنین علیه السّلام در لیلةالمبیت . دفاع امیرالمؤمنین علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله در جنگ اُحد و فرار افراد از جنگ. طرز فکر بعضی اصحاب در جنگ احزاب و عملکرد امیرالمؤمنین علیه السّلام. شخصیّت خبیث مخالفین امیرالمؤمنین در جنگ‌ها. هرچه عمل انسان به عمل امیرالمؤمنین علیه السّلام نزدیک‌تر، آن عمل صحیح‌تر و سنگین‌تر.

تبیین معنای میزان در روز قیامت

17
  • در مقام ایثار و فداکاری در مورد رسول اکرم و دین خدا، لیلة‌المبیت و دفاع آن حضرت را از رسول‌اللَه در جنگ بدر و در غزوۀ اُحد و سایر غزوات [میزان قرار می‌دهند].

  • طرز فکر بعضی اصحاب در جنگ احزاب و عملکرد امیرالمؤمنین علیه السّلام

  • در جنگ احزاب، شنیدنی است که چه خبرها بوده است! ﴿وَتَظُنُّونَ بِٱللَهِ ٱلظُّنُونَا۠﴾،1 مسلمان‌ها می‌گفتند: «بیایید محمّد را بگیرید و تسلیم کنید و جان خودتان را به سلامت ببرید!»2

  • ﴿مَّا وَعَدَنَا ٱللَهُ وَرَسُولُهُۥٓ إِلَّا غُرُورٗا﴾؛3 «آنچه خدا و رسول به ما وعده کرده‌اند 

  • (که فتح می‌کنیم!) همه‌اش دروغ بوده است!»

  • در اینجا که نفَس از کسی درنمی‌آید، امیرالمؤمنین می‌گوید: من برای دفاع می‌روم! از کسی نمی‌تواند نفس دربیاید!! نه اینکه نفس درنمی‌آید، بلکه ﴿وَبَلَغَتِ ٱلۡقُلُوبُ ٱلۡحَنَاجِرَ﴾4 است؛ وقتی آدم خیلی می‌ترسد، این ریه و شش و قلب، خودش را طرف بالا می‌کشد و انسان را خفه می‌کند. افرادی که از ترس می‌میرند، به‌خاطر همین است. در چنین موقعیّتی امیرالمؤمنین رفت.

  • شخصیّت خبیث مخالفین امیرالمؤمنین در جنگ‌ها

  • امّا بعضی‌ها وقتی مجلس است و مسجد است، نه جنگی و نه نزاعی، می‌آید شمشیرش را می‌کشد: «یا رسول‌اللَه، بگو من این عرب را الآن گردن بزنم!» عرب بیچارۀ مسکین را گرفته و آورده است که: «بگو من گردنش را بزنم!» می‌دانید چه کسانی می‌گفتند؟5 مخالفین امیرالمؤمنین! آن‌وقتی که در میدان جنگ بودید، رنگ‌ها پریده بود و دل‌ها می‌طپید و با همدیگر می‌گفتید که: بگیریم محمّد را تسلیم کنیم و جان خود را به سلامت ببریم!6حالاکه می‌آیید در مجلس و در مسجد، اینجا شجاعتتان گُل می‌کند و شمشیر از نیام کشیده می‌شود که: یا رسول‌اللَه، اجازه بده ما از دین دفاع کنیم!

  • هرچه عمل انسان به عمل امیرالمؤمنین علیه‌ السّلام نزدیک‌تر، آن عمل صحیح‌تر و سنگین‌تر

  • و به‌طور‌کلی در تمام صفات و افعال، آن حضرت را شاخص می‌گیرند و اعمال امّت و شیعیان را با اعمال او اندازه‌گیری می‌کنند؛ عمل هر کس به عمل آن حضرت نزدیک‌تر و عقربۀ میزانیّۀ عمل‌سنج، نمازسنج، جهادسنج، زکات‌سنج، قرآن‌سنج، ایثار‌سنج، عبودیّت‌سنج و... نزدیک عمل آن‌حضرت قرار گرفت، آن عمل صحیح‌تر و سنگین‌تر است؛ و اگر فرضاً کسی عملی انجام داد که از هر جهت صددرصد خالصًا لوجه‌اللَه‌الکریم بوده باشد، عقربۀ عمل‌سنج روی عمل آن حضرت قرار می‌گیرد و در این صورت، آن کس فانی در مقام ولایت او شده است، و هنیئاً له! و اگر هیچ عمل خوبی نداشت، عقربه در آن‌طرف که طرف مقابل است، واقع می‌شود؛ و افرادی که عمل دارند ولی مشوب است، در این بین به‌حسب اختلاف و درجۀ اخلاص و غیر اخلاص قرار می‌گیرند. و لذا هر کس در روز قیامت مقام و منزلتی خاص‌ دارد. این راجع به میزان‌بودن آن حضرت.

    1. سوره احزاب (٣٣) آیه ١٠. رساله مودت، ص ١١٥: «و شما اصحاب، به خدای خود سوء ظنّ بردید!»
    2. تفسیر القمی، ج ‌٢، ص ١٨٢؛ الکشّاف عن حقائق غوامض التّنزیل، ج ‌٣، ص ٥٢٨: «... ارجعوا کفارًا و أسلموا محمّدًا، و إلّا فلیست یثرب لکم بمکان
    3. سوره احزاب (٣٣) آیه ١٢.
    4. سوره احزاب (٣٣) آیه ١٠.
    5. الطّبقات الکبریٰ، ج ‌٤، ص ١٠٢:
      «المقداد بن عمرو قال: أنا أسَرتُ الحکمَ بنَ کیسانَ؛ فأراد أمیرُنا ضَربَ عُنُقِه فقُلتُ: دَعْهُ نَقدُمُ به علیٰ رسولِ‌الله صلّی الله علیه و آله و سلّم! فقدِمنا فجعل رسولُ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم یدعوه إلی الإسلام، فأطال. فقال عمر: ”علا مَ [علیٰ مَ] تُکلِّم هذا یا رسول الله؟! و الله لا یُسلِمُ هذا آخِرَ الأبد! دَعنی أضرِبُ عُنُقَه و یَقدُمُ إلی أمِّه الهاویة!“ فجعَل النبی لا یقبَل علیٰ عُمَرَ حتّی أسلم الحَکَمُ‌.»
      ترجمه: «مقداد بن عمر گوید: من حکم بن کیسان را اسیر کردم. امیر ما خواست گردنش را بزند، به او گفتم: دست نگه دار تا او را نزد رسول‌الله ببریم! وی را نزد رسول‌الله بردیم و حضرت او را دعوت به اسلام می‌فرمود و این دعوت طول کشید. عمر گفت: ”بگذار گردنش را بزنم تا به اصل خود که آتش است برگردد!“ پیغمبر قبول نمی کردند تا اینکه حَکَم اسلام آورد.» (محقّق)
    6. تفسیر القمی، ج ‌٢، ص ١٨٢:
      «فَوافَی عَمرُو بنُ عَبدِ وُدٍّ و هُبَیرَةُ بنُ وَهبٍ و ضِرارُ بنُ الخَطّابِ إلی الخَندَقِ، و کانَ رَسُولُ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم قد صَفَّ أصحابَهُ بَینَ یَدَیهِ؛ فَصاحُوا بِخَیلِهِم حَتَّی طَفِرُوا الخَندَقَ إلی جانِبِ رسولِ‌الله صلّی الله علیه و آله و سلّم فَصارُوا أصحابُ رسولِ‌الله صلّی الله علیه و آله و سلّم کُلُّهُم خَلفَ رسولِ‌الله صلّی الله علیه و آله و سلّم، و قَدَّمُوا رَسولَ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم بَینَ أیدِیهِم. و قالَ رَجُلٌ مِنَ المُهاجِرِینَ، و هُوَ فُلانٌ لِرَجُلٍ بِجَنبِهِ مِن إخوانِهِ: ”أ ما تَرَی هَذا الشَّیطانَ عَمروًا! لا وَاللهِ ما یُفلِتُ مِن یَدَیهِ‌ أحَدٌ فَهَلُمُّوا نَدفَعْ إلَیهِ مُحَمَّدًا لِیَقتُلَهُ و نَلحَق نَحنُ بِقَومِنا!»
      ترجمه: «عمر بن عبدود و هبیره بن وهب و ضرار بن خطاب به سمت خندق آمدند درحالی‌که رسول‌الله اصحابش را به صف کرده بود، این سه نفر بر اسبان فریاد کشیدند تا اینکه به این طرف خندق (طرف مسلمین) پریدند. تمام اصحاب عقب رفتند و پشت رسول‌الله پناه گرفتند و ایشان را جلوی خود قرار دادند. یکی از مهاجرین که فلانی بود، به یکی از دوستانش گفت: ”این شیطان (عمرو) را می‌بینی؟ به خدا قسم هیچ‌کس از دست او نجات پیدا نمی‌کند؛ بیایید محمّد را تسلیم اینها کنیم تا او را بکشد و ما هم نزد قوممان برگردیم!»
      (بنا بر اشارۀ کتاب سلیم، ج ٢، ص ٧٠١، گویندۀ این حرف، عمر بوده است) (محقّق)