اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش به‌جای غلبۀ وهم و احساس (اصفهان)

14٬618

اصفهان :‌ لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش به‌جای غلبۀ وهم و احساس

لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش به‌جای غلبۀ وهم و احساس (اصفهان)

توضیحات:

اصفهان :‌ لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش به‌جای غلبۀ وهم و احساس

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش به‌جای غلبۀ وهم و احساس (اصفهان)

24
  • دلیلش این است كه آمدند پشت سر آنها رفت بالای منبر، گفت مرا انتخاب كردید احساس وظیفه كردم ولی من اهل نیستم خب اهل نیستی بیا پایین. نه اهل نیستم و سفت هم منبر را می‌چسبم، خب چرا دروغ می‌گویی؟ اهل نیستی بلندشو بیا پایین آن كه اهل است خودش می‌رود بالای منبر تو نمی‌خواهد غصّه بخوری. همیشه دروغ بوده، همیشه آقاجان كلك بوده است، همیشه نفاق بوده است، امیرالمؤمنین چه؟ رفت در خانه نشست بروبابا گور پدر همه شما، همان او به درد شما می‌خورد من بلند می‌شوم می‌روم به كارهای دیگرم می‌رسم آمدم اتمام حجّت می‌كنم فردا نگویید علی نگفت. علی اگر می‌گفتی ما حتماً گوش می‌دادیم چرا نیامدی؟ چرا كوتاهی كردی؟ چرا امساك فیض از امّت رسول خدا كردی اه اه اه چرا چرا؟ همین حرفها را نمی‌زدند؟ چرا.

  • امیرالمومنین گفت خیلی خب برای این كه فردا نیایید جلوی پیغمبر جلوی من را نگیرید من می‌آیم با شما مباحثه می‌كنم، بحث می‌كنم صحبت می‌كنم، مطالب را همه می‌گویم همه اینها را به شما می‌گویم، خداحافظ رفتم كه رفتم. می‌روم در آن منزل خودم مشغول می‌شوم به جمع كردن قرآن با همان چندتایی كه برای من ماندند. هر كاری خواستید دیگر بكنید. هر كاری از شما برمی‌آید انجام بدهید. بدهید نرفتند. آن كسی كه به حق عمل كند او نیازی به امام زمان ندارد، مطالب همه هست مطالب را بزرگان فرمودند. در كتابها گفتند، در صحبتهایشان گفتند برای ما هم گفتند، برای الآن ما هم گفتند، این مسائل را برای همین الآن ما.

  • بنده همین الآن هم به مطالب مرحوم آقا نیاز دارم گاهی اوقات یك نوار ایشان را گوش می‌دهم یك جمله ایشان یك دفعه من را عوض می‌كند، عوض می‌كند، یك جمله. هان این چه بود؟ منظور ایشان چه بود؟ گاهی اوقات شبها كه می‌شود البتّه من معمولًا شبها اگر مطالعه نكنم اصلًا خوابم نمی‌برد عادتی بوده كه از سابق به اصطلاح من دارم. یك كتاب دم رختخواب است مثلًا روح مجرد یك پاراگراف می‌خوانم نه زیاد پنج خط یا شش خط می‌روم روی آن فكر می‌كنم، می‌روم فكر می‌كنم كه ببینم چه شد؟! این چه می‌خواهد بگوید؟ این پاراگراف چه می‌خواهد بگوید؟ این جملات چه را می‌خواهد القا كند چون كلام كلام عادی كه نیست، كلام كلام ولی خدا است و باید به آن توجّه كرد. او چه می‌خواهد بگوید گاهی اوقات تصمیم من عوض می‌شود، فكرم عوض می‌شود. می‌خواهم یك كار دیگر بكنم می‌بینم نه الآن این را باید انجام داد و این كار را باید كرد و مسئله سلوك هم همین است، وقتی ما رشد می‌كنیم كه خودمان بخواهیم به آن چه را كه هست و واقعیت دارد ترتیب اثر بدهیم. اگر بخواهد كسی به حرف یك شخص عمل كند و ترتیب اثر ندهد به حرفش بخواهد باشد، نتیجه آن نتیجه مثبتی نخواهد بود، خیلی نتیجه ندارد.

/ 613