
لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش بهجای غلبۀ وهم و احساس (اصفهان)
اصفهان : لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش بهجای غلبۀ وهم و احساس
لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش بهجای غلبۀ وهم و احساس (اصفهان)
توضیحات:
اصفهان : لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش بهجای غلبۀ وهم و احساس
لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش بهجای غلبۀ وهم و احساس (اصفهان)
28هر كسی در هر جایی هست در هر موقعیتی هست باید این نكتّه را در نظر بگیرد كه مكتب عرفان و مكتب اولیای الهی مرده برنمیدارد، خواب برنمیدارد، غفلت و جهالت برنمیدارد، همیشه زنده است، همیشه پویا است و همیشه حق است و انسان بایستی كه به آن مسئله ترتیب اثر بدهد و مطلب به او میرسد نه به وجود بنده نیاز است و نه به سخن بنده نیاز است.
مكتب عرفان سپردن دل و دین به دست صاحب ولایت است، این است. صاحب ولایت امام زمان است و بس، در این دنیا امام زمان هیچ چیز ندارد فقط من بیچاره پیدا شده است بدبخت و وای به حال آن امام زمان كه مثل منی باید فرض كنید كه ادّعا شود و فلان، او كجا؟ ما كجا؟ خاك كجا سماوات كجا؟ ثریا كجا عرش خدا كجا؟ قعر چاه كجا؟ آن هم چاه نفت كجا؟ چه ربطی ما به هم داریم؟ چه ارتباطی ما به هم داریم ما در قدم به قدم و لحظه به لحظه حركت و كارمان دست توسّل دراز باید بكنیم و الّا چنان سكندری میخوریم كه نفهمیم از كجا خوردیم؟ نفهمیم از كجا خوردیم؟ همه چیز او است، همه از این كه دارم عرض میكنم انشاءاللَه دلم با زبان یكی باشد، میگوید:
قربان آن كسم كه دلش با زبان یكی است *** انشاءاللَه خدا ما را از آنها قرار بدهد. همه چیز او است دیدیم كه ما میدانیم این را ما اثبات كردیم، فلسفی هم اثبات كردیم حالا روایات و اینها به جای خودش بماند من كه میدانم این صحبتی را كه میكنم بدون اراده او لال هستم، چطور میتوانم او را خواب تصوّر كنم؟ چطور میتوانم او را غافل تصوّر كنم؟ شما كه میدانید ادراكی را كه دارید میكنید بدون ارادهاو كر و كور هستید چطور میتوانید یك همچنین وجودی را در كنار خودتان فرض نكنید و تصوّر نكنید؟! مگر میشود یك همچنین مسئلهای؟ روی این جهت بنده خواستم از وضعیت خودم تا حدودی خدمت رفقا عرض كنم كه خلاصه اوضاع قاراش میش ما همین است، این وضع ما الآن به این صورت درآمده كه حتّی بنده تلفن را هم نمیتوانم، یعنی تلفن فرض كنید كه روی میز است، تلفن در كنار است و چون الآن كه بنده اصلًا دیگر به طور كلّی موبایل و اینها را الحمدلله بعد از ماه مبارك رمضان از شرّ این موبایل خلاص شدیم. واقعاً این موبایل هم شرّی شده است برای امثال افرادی كه آنها میخواهند خودشان را از پایبندی دربیاورند این را حالا راجع به قضّیه موبایل بنده یك صحبت مفصّلی خواهم كرد در یكی از همین مجالس عنوان و این كه واقعاً آمده در زندگی ما یك شرّ شده است، كه دیگر بیرون هم نمیرود. و بگذریم از این كه چه مفاسدی مترتّب بر این شده و چه خانوادههایی متلاشی شده است از این مسئله و چه فسادهایی همین طور رو به گسترش دارد، چون بالاخره ما تا همان محدوده خاصّی كه نسبت به مسائل اجتماعی اطّلاع داریم وانفسا است چه برسد به این كه حالا در فضای بیشتر و در وسعت بیشتری باشد. قطعاً اطّلاعات ما در آن حدّ زیاد نیست، در همین محدوده دیدیم چه خبر است و منتهی مسئلهای كه خب ما مطرح كردیم این است كه ما كه نمیتوانیم جامعه را عوض كنیم ولی خودمان در حدّ رفاقت كه میتوانیم، خودمان كه میتوانیم، چرا باید فرض كنید كه هر شخصی هر جا میرود موبایل در جیب او باشد چرا؟ چه كسی گفته است؟ مگر مردم سابق چه كار میكردند مرده بودند؟ حنّاق گرفته بودند؟ ما اصلًا در زندگی خودمان تلفن هم حتّی در منزل قبلی نداشتیم، تلفن هم جدید كه آمدیم این منزل آن جا تلفن داشت حالا نمیگوییم حتّی تلفن هم نداشت، انسان موبایل هم نداشته باشد نه این را یك مثال عرض كردم بقیه چیزها هم هست فقط خواستم به عنوان مثال بگویم، نه بالاخره از تكنولوژی باید استفاده كند خوبش را باید استفاده كند، نه اینكه تكنولوژی سوار بر انسان شود، نه این كه تكنولوژی بیاید خودش را بر ما تحمیل كند و ما را در تسخیر بگیرد، در تسخیر خودش.
