
اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان
اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان
اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان
19چه كسی اینقدر به من توصیه كرد كه در درسها و علم چه كن و چه كن؟ غیر از آقای حداد و مرحوم آقا. اگر پس مقصری در اینجا هست من نیستم آنها هستند! آنها هستند كه به من میگفتند: اگر درس داری، بحث داری، من هم صدایت كردم كه بیا فلان جا! بگو: آقاجان درس دارم و بحث دارم و نمی آیم، آنها مقصرند، توجه كردید؟ منتها وقتی كه شیطان پا جلو میگذارد میآید شروع میكند توجیه كردن: آقا عقل چیست؟ فلان است،
پای استدلالیان چوبین بُود *** پای چوبین سخت بی تمكین بُود1 این حرفها را میزند كه آن قدرت ممیزه را بگیرد بعد دیگر تو مثل الاغ، مثل الاغ طاحونه، همینطور دور خودت و دور افكارت و دور تخیلاتت و دور توهماتت میگردی «ولَا يزِيدُ مِنَ اللَه إلّا بُعْداً» هی از آن مبدأ فاصلهات بیشتر میشود، فاصلهات هی بیشتر میشود، هی بیشتر میشود.
خُب الحمدلله كه امروز توفیق پیدا كردیم، دیگر این هم از بركات جناب آقای ... و از نفسهای ایشان خلاصه ما هم موفق شدیم بر اینكه به دیدن رفقا بیاییم، خیلی من مشتاق بودم كه بیاییم و بیشتر دوستان را ببینیم و از اینكه مدتی گذشته و توفیق پیدا نكردیم، واقعاً بنده عذرخواهی میكنم و شرمنده هستم، و انشاءاللَه رفقا هم ما را بر این تنبلی و كاهلی ما را ببخشند.
امیدواریم كه خداوند همۀ ما را در صراط بزرگان مستقیم بدارد و آنچه را كه به ما فهمانده است و ما دیدهایم و تجربه كردهایم ما را موفق كند. آقا! من به شما بگویم: من همه جا رفتم، به همه جا سر زدم، هر جور آدمی را دیدم، هر مكتبی را دیدم، همه قسمها را دیدم، حالا دیگر نیازی به توضیح ندارد، ولی این را خدمتتان بگویم كه: بعد از اين سن و عمرى كه از ما گذشته به اين نتيجه رسيدم راهى را كه پدران ما، پدر ما و اساتيدشان براى ما برگزيدند و انتخاب كردند، منحصرترين راه براى رسيدن به خدا و براى فعليت درآوردن استعدادهايى است كه خداوند در انسان قرار داده. بقیه مراتب مختلفی دارند، نمیگوییم گمراه هستند، نه؛ حدشان اینقدر است، افقشان اینقدر است، مرتبهشان اینقدر است. دركشان اینقدر است، استعدادشان بیش از این نیست. این راهی را كه آنها آمدند برای ما گفتند، هم خودشان رفتند و هم وقتی كه ما در تجربه عملی در زندگی وقتی كه ما مشاهده میكنیم، میبینیم كه درست به ما گفتند، و راه حق همین است، و این طرف و آن طرف رفتن از دست دادن این سرمایه است. امروز چهارشنبه دیگر برنمیگردد، فردا حساب و كتاب و دفتر و دستك خودش را دارد، چهارشنبه دیگر رفت.
- مثنوى، دفتر اول
