اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

چگونه در فتنه‌ها حق را بشناسیم؟

مکتب عرفان، بدون شخصیت‌گرایی و مدافع کرامت انسانی

14٬572

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ابتدا عرفان را مکتبی بر پایۀ عقلانیت و روشنگری معرفی کرده و از حقِ طبیعیِ هر انسان برای قانع شدن و شناختِ مسیر می‌گویند. ایشان با گلایه از رواجِ توجیه به‌جای اصلاح اشتباه، به فضای غبارآلودِ جنگ جمل اشاره می‌کنند؛ جایی که وجاهتِ شخصیت‌ها باعث تحیّر مردم در تشخیصِ جبهۀ حق شد. آیت‌الله طهرانی توضیح می‌دهند که در چنین گره‌های کوری، عقلِ بشری به‌تنهایی در برابر فریب‌های شیطان کافی نیست و فقط اتصال به مقام ولایت نجات‌دهنده و مایۀ آرامش انسان است. در ادامه، توصیۀ امیرالمؤمنین را شرح می‌دهند که ملاک اصلی شناخت راه درست، شناخت خودِ حق و شناخت خودِ باطل است؛ و روش‌هایی عملی برای شناخت حق بیان می‌فرمایند. در پایان، مکتب عرفان را مکتب اهل‌بیت و مکتب آشتی و صداقت و فطرت معرفی می‌کنند و روش امام صادق را محافظ حرمت انسان‌ها فراتر از مرزبندی ادیان معرفی می‌کنند.

چگونه در فتنه‌ها حق را بشناسیم؟

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ابتدا عرفان را مکتبی بر پایۀ عقلانیت و روشنگری معرفی کرده و از حقِ طبیعیِ هر انسان برای قانع شدن و شناختِ مسیر می‌گویند. ایشان با گلایه از رواجِ توجیه به‌جای اصلاح اشتباه، به فضای غبارآلودِ جنگ جمل اشاره می‌کنند؛ جایی که وجاهتِ شخصیت‌ها باعث تحیّر مردم در تشخیصِ جبهۀ حق شد. آیت‌الله طهرانی توضیح می‌دهند که در چنین گره‌های کوری، عقلِ بشری به‌تنهایی در برابر فریب‌های شیطان کافی نیست و فقط اتصال به مقام ولایت نجات‌دهنده و مایۀ آرامش انسان است. در ادامه، توصیۀ امیرالمؤمنین را شرح می‌دهند که ملاک اصلی شناخت راه درست، شناخت خودِ حق و شناخت خودِ باطل است؛ و روش‌هایی عملی برای شناخت حق بیان می‌فرمایند. در پایان، مکتب عرفان را مکتب اهل‌بیت و مکتب آشتی و صداقت و فطرت معرفی می‌کنند و روش امام صادق را محافظ حرمت انسان‌ها فراتر از مرزبندی ادیان معرفی می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

چگونه در فتنه‌ها حق را بشناسیم؟

7
  • چطور اینکه همین مسئله را در زندگیِ پدرمان می‌دیدیم. نسبت به مواردِ خطیر، از استادشان دستور می‌خواستند؛ نامه می‌نوشتند: «آقا، این کار را بکنم یا نکنم؟» استادشان هم می‌نوشت: «انجام بده» یا «نده». ولی ما می‌بینیم [که دیگران این کار را نمی‌کنند]. ایشان فرمودند: «آقا، تو تصور می‌کنی که اینها همۀ وجودشان را به ما می‌سپارند؟ اینها یک‌دَهُمِ خود را به دستِ ما داده‌اند و نُه‌دهم را برای خودشان برداشته‌اند.» نتیجه این می‌شود که یک مسیرِ دیگری [پیش می‌آید] و راهِ دیگری [طی می‌شود.] و بعد، در همان دو یا سه شبِ قبل از شهادت، ما می‌شنویم که در بعضی از جاها فرموده بودند: «عجب! ما نمی‌دانستیم کار به اینجا می‌رسد!» خب بفرما! همین است دیگر. وقتی شما این فرد را به‌عنوانِ یک فردِ برتر قبول دارید، به‌خاطر این است که نگذارد به این پشیمانی برسید. راهی [را] یک عمر رفته‌ای، کارهایی انجام داده‌ای، و بعد هم [می‌گویی]: «ای دادِ بی‌داد! ما نمی‌دانستیم کار به اینجا می‌رسد!»

  • وقتی متوجه شدند برخلافِ وعده و قولی که به آنها داده شده بود، دارد عمل می‌شود [گفتند]: «عجب! شما به ما این وعده را دادید؛ پس چرا فردا جورِ دیگر درآمد؟ مگر دیشب به ما وعده ندادید؟ مگر دیروز این مسئله را به ما نگفتید؟ پس چرا الآن دارید خلفِ وعده می‌کنید؟» تازه فهمیدند: هان! عجب کلاهی به سر رفته است. دیگر کار از کار گذشته است.

  • تسلیم بودن در قبال دستور اولیاءالهی، باعث آرامش نفْس است

  • اینها (اولیای خدا) می‌آیند و نمی‌گذارند کار از کار بگذرد. این بزرگان می‌آیند و جلوی اینکه کار از کار بگذرد را می‌گیرند؛ می‌گویند: «آن چشمی که برای ما باز شده، ما [همان] را در اختیار شما قرار می‌دهیم؛ بفرما، [این چشم] در اختیار شما!» در مسائلی که اتفاق افتاد، بنده مدعی نیستم که چشمم باز شده؛ این کارِ ما نیست، این مربوط به اولیای خداست و ارتباطی به ما ندارد. من مثل شما هستم؛ ولی همین‌قدر می‌توانم بگویم که از تجربیات آنها استفاده می‌کنیم؛ آنچه را که دیدیم و شنیدیم، استفاده می‌کنیم. و در مسائلی که حادث می‌شود و پدید می‌آید، دَیدَنِ1 بزرگان به این نحو است. بعد [هم] معلوم می‌شود که عجب! باید هم همین‌طور می‌بود. و چقدر انسان خیالش راحت است [و] اطمینان دارد که خدای‌نکرده قدمی بر خلاف رضای خدا برنداشته است که مسئولیتِ برداشتنِ آن قدم، شامل حال او هم بشود.

    1.  دَیدَن: روش و سیره. (محقق)
/ 0