
ضرورت تواضع قلبی سالک نسبت به رفقای طریق
ملاک رشد معنوی در نگاه به دیگران
ضرورت تواضع قلبی سالک نسبت به رفقای طریق، محور اصلی این جلسه از بیانات آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان با تأکید بر مسئولیت فردی در مسیر سلوک، توضیح میدهند که انتساب ظاهری به یک مکتب یا استاد، جایگزین عمل به تکلیف و مراقبه نفس نمیشود. در ادامه، خطر برتریجویی، ایجاد جایگاههای کاذب، تحقیر دیگران و فاصله گرفتن از روح رفاقت و اخوت دینی بررسی میشود و با استناد به سیره بزرگان و آموزههای دینی، معیار حقیقی قرب به خداوند و پیشرفت معنوی تبیین میگردد. بخش مهمی از بحث به رعایت حقوق مؤمنان، حفظ احترام متقابل، پرهیز از رفتارهای سلطهجویانه و ضرورت فروتنی در روابط میان سالکان اختصاص دارد. حاصل این جلسه آن است که بدون تواضع واقعی و همتراز دیدن خود با دیگران، حرکت معنوی و بهرهمندی از مسیر سلوک با مانع جدی روبهرو خواهد شد.
ضرورت تواضع قلبی سالک نسبت به رفقای طریق
توضیحات:
ضرورت تواضع قلبی سالک نسبت به رفقای طریق، محور اصلی این جلسه از بیانات آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان با تأکید بر مسئولیت فردی در مسیر سلوک، توضیح میدهند که انتساب ظاهری به یک مکتب یا استاد، جایگزین عمل به تکلیف و مراقبه نفس نمیشود. در ادامه، خطر برتریجویی، ایجاد جایگاههای کاذب، تحقیر دیگران و فاصله گرفتن از روح رفاقت و اخوت دینی بررسی میشود و با استناد به سیره بزرگان و آموزههای دینی، معیار حقیقی قرب به خداوند و پیشرفت معنوی تبیین میگردد. بخش مهمی از بحث به رعایت حقوق مؤمنان، حفظ احترام متقابل، پرهیز از رفتارهای سلطهجویانه و ضرورت فروتنی در روابط میان سالکان اختصاص دارد. حاصل این جلسه آن است که بدون تواضع واقعی و همتراز دیدن خود با دیگران، حرکت معنوی و بهرهمندی از مسیر سلوک با مانع جدی روبهرو خواهد شد.
ضرورت تواضع قلبی سالک نسبت به رفقای طریق
11بنده وقتی كه میگفتم زنها هفتهای دو روز بیشتر بیرون نروند، برای خودتان میگفتم؛ حالا بنده باشم، نباشم، چه به من میرسد؟ چه به من میرسد؟ حالا فرض بكنید كه هر روز بلند شوید چادر سرمان كنیم از اینجا به آنجا. البته خب منظورم فرض كنید كه كلاس و مجالس درس و اینها بود؛ اما رفتنِ به جاهای دیگر، مثلا فرض بكنید كه دكتر یا صله رحم و امثال ذلك نه، این منظور بنده نبوده، درست شد؟
چه به بنده میرسد؟ حالا شما بروید یا نروید. اصلاً روزی صد مرتبه از منزل بروید بیرون. اصلاً بروید دیگر خانه نیایید! دیگر بهتر از این؟!
این چه اثری دارد؟ فقط برای این است كه روز قیامت نیایید دامن پدر مرا بگیرید و بگویید كه ما: قابلیت، استعداد، آمادگی برای مطلب داشتیم، و این پسر شما از ما دریغ كرد و نگفت، فقط برای همین، حالا هركس میخواهد صبح برود، شب بیاید؛ بلند شود برود!
بنده كه دیگر غل و زنجیر نیاوردهام كه دست و پا را ببندم، این دیگر مربوط به خود افراد است كه نسبت به این قضایا تا چه حد اهتمام داشته باشند. و بدانند كسی با آنها صحبت میكند كه تمام این مسائل را تجربه كرده و شنیده و نسبت به این مطالب فردا باید پاسخگو باشد، این مسئله است.
نسبت به آقایان هم، دوستان هم این هم همینطور است. مطالبی را كه بنده در این مدت هجده سال، خدمت رفقا عرض میكردم، اینها مطالبی بود كه برای خودشان مفید است، برای اینكه آنها را از این عالم احساسات دربیاورد. شب تا صبح لخت شدن و سینه زدن و بالا پایین پریدن، امام حسین را یاری نمیكند. احساسات را تقویت میكند.
چندی پیش بود در یك مجلسی نمیدانم چه بود خدمت رفقا گفتم: یك عبارت خیلی قشنگی در روزنامه دیدم، برداشتم، گفتم: یك بنده خدایی گفته اتفاقاً آدم معمولیای هم بود مظلومیت حسین این است كه به جای اینكه افكار او را به ما تعلیم بدهند، افكار او را به ما یاد بدهند، جای زخم تیر و سنان او را به ما نشان دادند، این مظلومیت امام حسین است. واقعاً حرف حرفِ قشنگی است.
