
ضرورت تواضع قلبی سالک نسبت به رفقای طریق
ملاک رشد معنوی در نگاه به دیگران
ضرورت تواضع قلبی سالک نسبت به رفقای طریق، محور اصلی این جلسه از بیانات آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان با تأکید بر مسئولیت فردی در مسیر سلوک، توضیح میدهند که انتساب ظاهری به یک مکتب یا استاد، جایگزین عمل به تکلیف و مراقبه نفس نمیشود. در ادامه، خطر برتریجویی، ایجاد جایگاههای کاذب، تحقیر دیگران و فاصله گرفتن از روح رفاقت و اخوت دینی بررسی میشود و با استناد به سیره بزرگان و آموزههای دینی، معیار حقیقی قرب به خداوند و پیشرفت معنوی تبیین میگردد. بخش مهمی از بحث به رعایت حقوق مؤمنان، حفظ احترام متقابل، پرهیز از رفتارهای سلطهجویانه و ضرورت فروتنی در روابط میان سالکان اختصاص دارد. حاصل این جلسه آن است که بدون تواضع واقعی و همتراز دیدن خود با دیگران، حرکت معنوی و بهرهمندی از مسیر سلوک با مانع جدی روبهرو خواهد شد.
ضرورت تواضع قلبی سالک نسبت به رفقای طریق
توضیحات:
ضرورت تواضع قلبی سالک نسبت به رفقای طریق، محور اصلی این جلسه از بیانات آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان با تأکید بر مسئولیت فردی در مسیر سلوک، توضیح میدهند که انتساب ظاهری به یک مکتب یا استاد، جایگزین عمل به تکلیف و مراقبه نفس نمیشود. در ادامه، خطر برتریجویی، ایجاد جایگاههای کاذب، تحقیر دیگران و فاصله گرفتن از روح رفاقت و اخوت دینی بررسی میشود و با استناد به سیره بزرگان و آموزههای دینی، معیار حقیقی قرب به خداوند و پیشرفت معنوی تبیین میگردد. بخش مهمی از بحث به رعایت حقوق مؤمنان، حفظ احترام متقابل، پرهیز از رفتارهای سلطهجویانه و ضرورت فروتنی در روابط میان سالکان اختصاص دارد. حاصل این جلسه آن است که بدون تواضع واقعی و همتراز دیدن خود با دیگران، حرکت معنوی و بهرهمندی از مسیر سلوک با مانع جدی روبهرو خواهد شد.
ضرورت تواضع قلبی سالک نسبت به رفقای طریق
24ایشان وقتی كه در مسجد قائم نماز میخواندند، این مطالب را بعضیهایش را عرض كردهام خدمت رفقا. وقتی در مسجد قائم نماز میخواندند، ایشان سر وقت نمازشان را میخواندند. سر وقت نماز میخواندند. خب، افرادی كه در آنجا بودند، كسبه بودند و میآمدند به ایشان میگفتند آقا بگذارید حالا یك نیمساعت دیرتر، ما تا دكان را چیز كنیم، فلان كنیم، نمیدانم او چه داشت، فلان، تا جمع بشویم ... ایشان فرمودند: نیم ساعت زودتر ببندید! بنده سرِ وقت نمازم را میخوانم. هركس میخواهد باشد.
خودم شاهد بودم میآمدم برای نماز مغرب و عشاء، ده نفر پشت سر ایشان بودند! برای نماز عشاء میشد دویست نفر! ولی برای نماز مغرب ده نفر: اللَه اكبر! نماز مغرب را خواند! میخواهید بیایید، میخواهید نیایید!
در روزهای جمعه، چون در روزهای جمعه تعطیل بود و مغازهها و فلان و این حرفها تعطیل بود دیگر، خیابان سعدی آن طرف. در روز جمعه شاهد بودم، ایشان میآمدند در مسجد، در محراب نماز میخواندند و هیچكس پشت سرشان نبود غیر از ما! هیچكس! بله، برای نماز عصر یك دهپانزدهتا، بیستتایی. چون جمعه، این طور بود. جمع میشدند. آنوقت این نیاز دارد به اینكه شما مسجدش بروید؟ این احتیاج دارد به اینكه مسجدش بروید؟ یك همچنین آدمی؟ درست؟
بنده از ایشان خواستم كه بیاید در اینجا، اقامه جماعت كنند، و توصیه بنده به رفقا این است كه هر روز یا اینكه به هر مقداری كه میتوانند. من الزامی نمیكنم كه فرض كنید كه مرتب شخص برود. ولی بدانید هر قدمی كه انسان بر میدارد، مینویسند. و یك روزی به دردش میخورد! آهان! یعنی یك روزی یك قضیهای پیش میآید، اگر ما كوتاهی كرده باشیم، در آن قضیه بار زمین میگذاریم. اما اگر كوتاهی نكرده باشیم، به وظیفه عمل كرده باشیم، و اهتمام كرده باشیم، رد میكنیم. پل را رد میكنیم. پل را رد میكنیم. درست شد؟
ایشان در آنجا مجالس چیزی دارند. اما مخدرات نه. مخدرات دلیلی ندارد كه بروند. خب داریم مَسجِدُ المَرأةِ بَيتُها1. در منزل نماز بخواند، بهتر است، اما آنها هم اگر بعضی از شبها بروند، از شما خانمها، ایرادی هم ندارد! برای نماز. یا اینكه مثلًا ظهر. البته در صورتی كه شرائط آماده باشد و مشكلی نباشد.
- جملۀ مشهور مَسجِدُ المَرأةِ بَيتُها احتمالاً روايت نيست زيرا بعد از جستجو در نرم افزار جامع الاحاديث و نيز معجم فقهى، مشخص گرديد اين عبارت فقط در چهار كتاب فقهى ذيل (در هر كدام يك مرتبه) بيان گرديده است بدون بيان هيچ گونه سند يا مدركى. كتاب صوم آيت ا ... خويى ج ٢ ص ٤١٧- شرح لمعه ج ١ ص ٥٣٩- كتاب حج آيت ا ... گلپايگانى ج ٢ ص ٢٤٠- عناوين الفقهيه حسينى مراغه اى ج ١ ص ٤٤.
