
امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق
وجوب جریان عدالت در رابطه با خدا، مردم و خود شخص. امیرالمؤمنین علیه السّلام میزان عدالت. نظر علمای متعصب مصری نسبت به علّت علاقه شیعیان به ائمۀ خود. پاسخ به اتهامات احمد امین و دیگران، علیه شیعه. پاسخی دیگر به احمد امین و همفکرانش. پاسخی دیگر به این افترا. داستان عقیل و امیرالمؤمنین علیه السّلام. داستان عقیل به نقل از شیخ محمّد جواد مغنیه. روضۀ حضرت. عیادت أصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین علیه السّلام. سفارش امیرالمؤمنین علیه السّلام نسبت به قاتل خویش.
امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق
توضیحات:
وجوب جریان عدالت در رابطه با خدا، مردم و خود شخص. امیرالمؤمنین علیه السّلام میزان عدالت. نظر علمای متعصب مصری نسبت به علّت علاقه شیعیان به ائمۀ خود. پاسخ به اتهامات احمد امین و دیگران، علیه شیعه. پاسخی دیگر به احمد امین و همفکرانش. پاسخی دیگر به این افترا. داستان عقیل و امیرالمؤمنین علیه السّلام. داستان عقیل به نقل از شیخ محمّد جواد مغنیه. روضۀ حضرت. عیادت أصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین علیه السّلام. سفارش امیرالمؤمنین علیه السّلام نسبت به قاتل خویش.
امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق
13و ابنملجم به دستور امیرالمؤمنین در گوشۀ خانه بسته شده است و حضرت اجازه ندادهاند او را بکشند و قصاص کنند؛ فرمودهاند:
ای حسن جان! اگر من از این ضربت رهایی یافتم و بهبود حاصل شد، خودم میدانم و او؛ اگر بخواهم قصاص میکنم و اگر بخواهم عفو میکنم، و البتّه عفو میکنم. و اگر از این ضربت به عالم آخرت رحلت کردم تو ولیّدَم من هستی، میخواهی قصاص کنی میخواهی عفو کنی، و خدا عفوکنندگان را دوست دارد.1 لذا در زمان حیات امیرالمؤمنین کسی جرأت ندارد ابنملجم را بکشد، آن حضرت اجازه نداده. مردم هم جمع شدهاند فریاد میزنند، ابنملجم را میخواهند. حضرت امام حسن علیه السّلام در را باز کرد و چندین مرتبه پیغام امیرالمؤمنین را به مردم رساند، و مردم فهمیدند که ابنملجم تا زمانی که امیرالمؤمنین حیات دارد کشته نمیشود؛ ولی میخواهند ملاقات کنند.
در [خانۀ] امیرالمؤمنین، تا دیروز باز بود و مردم هر کس که میخواست آزادانه میآمد و حضرت را ملاقات میکرد،2 ولی از امروز صبح3 دیگر در بسته شد و حضرت اجازه ملاقات نمیدادند، حال حضرت ساعت به ساعت سنگینتر میشد و تحمّل ملاقات نداشتند.
عیادت أصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین علیه السّلام
أصبغ بن نُباته میگوید:
با حارث همدانی و سُویدِ بنِ غَفَله و جماعتی دیگر از اصحاب، دور خانۀ امیرالمؤمنین جمع بودیم و میخواستیم اجازه بگیریم و یک بار دیگر امیرالمؤمنین را ببینیم.
(اینها از اصحاب بزرگ امیرالمؤمنین هستند، أصبغ بن نُباته از شیعیان خالص و از روات احادیث و از فقهاست.)
یکمرتبه دیدیم صدای شیون از میان خانۀ امیرالمؤمنین بلند شد؛ مردمی که بیرونِ در بودند همۀ آنها هم صدا به شیون و ناله بلند کرده بودند.
حضرت امام حسن علیه السّلام در را باز کرد و گفت: «ای مردم، متفرّق شوید! پدرم حال ملاقات ندارد و اجازۀ ملاقات دیگر ندارید، خدا شما را رحمت کند، متفرّق شوید!»
همۀ مردم رفتند ولی من نرفتم؛ یک ساعت درنگ کردم، باز دومرتبه دیدم، یکمرتبه صدای گریه و ناله بلند شد، من هم صدا به گریه بلند کردم.
- الکافی، ج ١، ص ٢٩٩:
«... ”إن أبقَ فَأنا وَلیُّ دَمی، و إن أفنَ فالفَناءُ میعادی و إن أعفُ فالعَفوُ لی قُربةٌ و لَکُم حَسَنةٌ فاعفوا و اصفَحوا... .“ ثُمّ أقبَلَ عَلیٰ الحَسَنِ علیه السّلام فَقالَ: ”یا بُنَیَّ! ضَربَةً مَکانَ ضَربَةٍ و لا تَأثَم!“»
الطبقات الکبریٰ، ج ٣، ص ٢٥:
«فقال علیٌّ علیه السّلام: ”إنّه أسیرٌ فأحسِنوا نُزُلَه و أکرِموا مَثواه! فإن بَقیتُ قَتَلتُ أو عَفَوتُ؛ و إن مِتُّ فاقتُلوه قَتلَتی و لا تَعتَدوا؛ ﴿إِنَّ ٱللَهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُعۡتَدِينَ﴾*!“»
امام شناسی، ج ١٢، ص ٢٠٣: «او اسیر دست شماست، غذای او را نیکو دهید و جا و محلّ او را جای خوبی قرار دهید! پس اگر من زنده ماندم، او را قصاص میکنم یا عفو مینمایم، و اگر از این ضربت مردم، او را به همان طوری که مرا کشته است بکشید و زیاده روی و عدوان نکنید، زیرا که خداوند متجاوزان را دوست ندارد!»
* سوره بقره (٢) آیه ١٩٠؛ سوره مائده (٥) آیه ٨٧. - بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ٢٩٠:
«قال محمّدُ بنُ الحَنَفیّةِ، رضی الله عنه: ”و بِتنا لیلةَ عِشرینَ مِن شهرِ رمضانَ مع أبی و قد نزل السَّمُّ إلیٰ قَدَمَیه و کان یُصلّی تلک اللیلةَ من جلوسٍ و لم یَزَل یوصینا بوصایاه و یُعَزّینا عن نَفسه و یُخبِرُنا بأمره و تبیانِه إلیٰ حین طلوع الفجر؛ فلمّا أصبح استأذن النّاسُ علیه فأذِن لهم بالدخول فدخَلوا علیه ... .“»
ترجمه: «محمّد بن حنفیه رضی الله عنه گفت: ما شب بیستم ماه رمضان را همراه با پدرم ماندیم درحالیکه سم به پاهای حضرتش رسیده بود و حضرت نشسته نماز می خواندند و تا طلوع فجر مرتباً حضرت ما را وصیت می فرمود و دعوت به صبر می نمود و ما را از امرش آگاه می ساخت. پس چون صبح شد مردم اجازه خواستند پس حضرت اجازه دادند و مردم بر او وارد شدند.» (محقّق) - یعنی روز بیستم رمضان المبارک. (محقّق)
- الکافی، ج ١، ص ٢٩٩:
