اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق

16٬850
جلسات

وجوب جریان عدالت در رابطه با خدا، مردم و خود شخص. امیرالمؤمنین علیه السّلام میزان عدالت. نظر علمای متعصب مصری نسبت به علّت علاقه شیعیان به ائمۀ خود. پاسخ به اتهامات احمد امین و دیگران، علیه شیعه. پاسخی دیگر به احمد امین و همفکرانش. پاسخی دیگر به این افترا. داستان عقیل و امیرالمؤمنین علیه السّلام. داستان عقیل به نقل از شیخ محمّد جواد مغنیه. روضۀ حضرت. عیادت أصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین علیه السّلام. سفارش امیرالمؤمنین علیه السّلام نسبت به قاتل خویش.

امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق

توضیحات:

وجوب جریان عدالت در رابطه با خدا، مردم و خود شخص. امیرالمؤمنین علیه السّلام میزان عدالت. نظر علمای متعصب مصری نسبت به علّت علاقه شیعیان به ائمۀ خود. پاسخ به اتهامات احمد امین و دیگران، علیه شیعه. پاسخی دیگر به احمد امین و همفکرانش. پاسخی دیگر به این افترا. داستان عقیل و امیرالمؤمنین علیه السّلام. داستان عقیل به نقل از شیخ محمّد جواد مغنیه. روضۀ حضرت. عیادت أصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین علیه السّلام. سفارش امیرالمؤمنین علیه السّلام نسبت به قاتل خویش.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق

14
  • حضرت امام حسن آمد گفت: «ای أصبغ، چرا نرفتی؟! مگر پدرم پیغام نداد که بروید؟!» گفتم: به خدا قسم پایم قدرت رفتن ندارد و جانم توانایی رفتن ندارد، تا امام خود را نبینم کجا بروم؟!

  • حضرت امام حسن داخل شد و برگشت، فرمود: «بیا!»

  • من وارد شدم دیدم امیرالمؤمنین را خوابانده‌اند و به بالش‌هایی تکیه داده‌اند و یک دستمال زردی بر سر آن حضرت پیچیده‌اند که رنگ آن حضرت از دستمالْ زردتر است. افتادم روی پاهای آن حضرت و می‌گریستم.

  • آقا فرمود: «ای أصبغ، برخیز، برخیز! چرا چنین می‌کنی؟! من راه بهشت در پیش دارم، چرا گریه می‌کنی؟!» گفتم: می‌دانم ای امام من، شما راه بهشت در پیش داری، من بر بدبختی خود و بر تنهایی خود و بر فراق شما گریه می‌کنم!1

  • آقا رو کرد به من، فرمود: «لابدّ می‌خواهی برای تو حدیثی بگویم؟» عرض کردم که: برای همین جهت آمده‌ام که در این ساعت از شما یک حدیث بشنوم.

  • امیرالمؤمنین فرمود: «در همان ساعت آخر حیات پیغمبر بود که من وارد شدم، پیغمبر فرمود:

  • ”ای علی، برو در مسجد و اعلان کن مردم جمع بشوند: الصّلاةُ جامعةٌ! و این سه مطلب را به مردم پیغام بده:

  • ألا مَن عَقَّ والِدَیهِ فلَعنةُ اللَه علیه! ألا مَن أبِقَ [مِن] مَوالیهِ فلَعنةُ اللَه علیه! ألا مَن ظَلَمَ أجیرًا أُجرَتَهُ فلَعنةُ اللَه علیه!

  • آگاه باشید ای مردم! کسی که پدر و مادر خود را عاق کند و آنها را ناراضی بدارد، لعنت خدا بر اوست! کسی که از دست مولای خود بگریزد، لعنت خدا بر اوست! کسی که اجرت اجیری را ندهد، مزد او را ندهد، لعنت خدا بر اوست!“

  • من آمدم در میان مسجد و اعلان کردم: الصّلاة جامعة! مردم جمع شدند، رفتم بر بالای منبر و این پیغام پیغمبر را به مردم رساندم.

  • یکی از جمعیّت برخاست و گفت: ”یا علی! مقصود از این جملات چیست؟ شرحی برای ما بکن!“ من هیچ نگفتم.

  • برگشتم خدمت رسول خدا و عرض کردم: یا رسول‌اللَه، جانم فدایت! من پیغام‌ شما را به مردم رساندم ولی یکی از جمعیّت برخاست و از من تقاضای شرح کرد و چون از شما نپرسیده بودم چیزی نگفتم.»

    1. الأمالی، شیخ مفید، ص ٣٥١.
/ 613