
امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق
وجوب جریان عدالت در رابطه با خدا، مردم و خود شخص. امیرالمؤمنین علیه السّلام میزان عدالت. نظر علمای متعصب مصری نسبت به علّت علاقه شیعیان به ائمۀ خود. پاسخ به اتهامات احمد امین و دیگران، علیه شیعه. پاسخی دیگر به احمد امین و همفکرانش. پاسخی دیگر به این افترا. داستان عقیل و امیرالمؤمنین علیه السّلام. داستان عقیل به نقل از شیخ محمّد جواد مغنیه. روضۀ حضرت. عیادت أصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین علیه السّلام. سفارش امیرالمؤمنین علیه السّلام نسبت به قاتل خویش.
امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق
توضیحات:
وجوب جریان عدالت در رابطه با خدا، مردم و خود شخص. امیرالمؤمنین علیه السّلام میزان عدالت. نظر علمای متعصب مصری نسبت به علّت علاقه شیعیان به ائمۀ خود. پاسخ به اتهامات احمد امین و دیگران، علیه شیعه. پاسخی دیگر به احمد امین و همفکرانش. پاسخی دیگر به این افترا. داستان عقیل و امیرالمؤمنین علیه السّلام. داستان عقیل به نقل از شیخ محمّد جواد مغنیه. روضۀ حضرت. عیادت أصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین علیه السّلام. سفارش امیرالمؤمنین علیه السّلام نسبت به قاتل خویش.
امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق
17باز امیرالمؤمنین بیهوش شد؛ چند لحظهای دیگر چشمان خود را باز کرد. حضرت امام حسن علیه السّلام یک کاسۀ شیری برای امیرالمؤمنین آورده بود، حضرت گرفتند و دست مبارکشان میلرزید، یک جرعه خوردند؛ بعد به حضرت امام حسن فرمودند:
این شیر را ببر برای اسیر خود؛ این اسیر است در دست شما، با اسیر خود به رفق و مدارا رفتار کنید! بر من یک ضربت زده، فقط میتوانید بر او یک ضربت بزنید؛ مبادا او را مثله کنید (گوش و دست و چشم و پا و زبان او را ببرید)! مبادا او را [زنده] آتش بزنید!1
شنیدم از حبیب خود پیغمبر که میفرمود: «خدا مُثله را مکروه دارد و مبغوض دارد ولو نسبت به سگ گزندهای!» ای حسن! از آنچه میخوری به آن بخوران، و از آنچه میآشامی به او بیاشام!2
حضرت امام حسن عرض میکند:
پدر جان! این ملعون، أشقی [الأوّلین و أشقی] الآخرین، تو را کشت و تمام مؤمنین را مصیبتزده کرد، و خانههای کوفه را یتیم کرد، و بچّههای یتیم و زنان بیوه را دربدر و گرسنه کرد، و لباس سیاه و ماتم در برِ ما کرد؛ و تو دائماً بر او سفارش میکنی؟!
حضرت فرمود:
ای حسن جان! مگر نمیدانی ما خاندان رحمتیم، ما بر همان اساسِ عدلیم و نباید از آن تجاوز کنیم!3
سیّدالشّهدا علیه السّلام که مانند ابر بهاری گریه میکرد و چشمانش از شدّت گریه مجروح شده بود، اشکهای آن حضرت بر صورت امیرالمؤمنین ریخت؛ آقا چشمهای خود را باز کرد، فرمود:
ای حسین، به حقّ من بر تو، گریه نکن! الآن در آسمان بودم و دیدم گریۀ تو ملائکه را به گریه درآورده است!
آنوقت امام حسین را در آغوش کشید و فرمود:
بهزودی میبینم که این امّت، کینههای دیرینه را از شما بگیرند و شما را زیر شمشیر ستم قطعهقطعه کنند؛ بر شما باد به صبر و استقامت!4
﴿وَسَيَعۡلَمُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ أَيَّ مُنقَلَبٖ يَنقَلِبُونَ﴾؛5 ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ﴾.6 نَسألُک اللَهم و نَدعوک و نُقسِمُ علَیک بمُحمّدٍ و علیٍّ و فاطمةَ و الحَسَنِ و الحُسَین و التِّسعَةِ الطَّیبین الطّاهرینَ مِن ذُرّیةِ الحُسَینِ و باسمِک العَظیمِ الأعظَم الأعَزِّ الأجَلِّ الأکرمِ یا اللَه… !
- معاد شناسی، ج ٤، ص ١٥٧:
«در رساله ٤٧ از نهج البلاغة، ج ٢، ص ٧٧ از طبع عبده مصر، وارد است که آن حضرت در ضمن وصیّتهای خود فرمودند: ”اُنظُروا إذا أنا مُتُّ مِن ضَربَتِهِ هَذِهِ فَاضرِبوهُ ضَربَةً بِضَربَةٍ، و لا یُمَثَّلْ بِالرَّجُلِ؛ فَإنّی سَمِعتُ رَسولَ اللهِ صلّی الله عَلَیهِ و آلِهِ یَقولُ: إیّاکُم و المُثلَةَ و لَو بِالکَلبِ العَقورِ.“
و در بحار الأنوار، طبع کمپانی، ج ٩، ص ٦٦٣ به همین الفاظ از نهج البلاغة آورده است، و در ص ٦٦٠ از مناقب، خوارزمی نقل کرده است. و در تاریخ طبری، به تحقیق محمّد أبو الفضل إبراهیم ج ٥، ص ١٤٨ آورده که:
”و قَد کانَ عَلیٌّ نَهَی الحَسَنَ عَنِ المُثلَةِ. و قالَ: یا بَنی عَبدِ المُطَّلِبِ! لا ألفَیَنَّکُم تَخوضونَ دِماءَ المُسلِمینَ تَقولونَ: قُتِلَ أمیرُالمُؤمِنینَ، قُتِلَ أمیرُالمُؤمِنینَ! ألا لا یُقتَلَنَّ إلّا قاتِلی. اُنظُرْ یا حَسَنُ! إن أنا مُتُّ مِن ضَربَتِهِ هَذِهِ فَاضرِبهُ ضَربَةً بِضَربَةٍ؛ و لا تُمَثِّلْ بِالرَّجُلِ فَإنّی سَمِعتُ رَسولَ اللهِ صلّی الله عَلَیه و [آلِهِ] و سَلَّمَ یَقولُ: إیّاکُم و المُثلَةَ و لَو أنّها بِالکَلبِ العَقورِ.“
و عین این حدیث را ابنأثیر در کامل، ج ٣، ص ٣٩١ آورده است.» - بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ٢٨٨، به نقل از ابوالحسن البکری در مقتل امیرالمؤمنین علیه السّلام به إسناد خودش، از لوط بن یحییٰ، از مشایخش.
- بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ٢٨٧.
- همان، ص ٢٨٨، با قدری اختلاف.
- سوره شعراء (٢٦) آیه ٢٢٧.
- سوره بقره (٢) آیه ١٥٦.
- معاد شناسی، ج ٤، ص ١٥٧:
