بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی پیرامون موضوع راهنمای سعادت و فلاح ابدی در مراسم ارتحال زوجه حضرت علامه طهرانی رضوان اللَه علیه
راهنمای فلاح و سعادت ابدی
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی پیرامون موضوع راهنمای سعادت و فلاح ابدی در مراسم ارتحال زوجه حضرت علامه طهرانی رضوان اللَه علیه
راهنمای فلاح و سعادت ابدی
12دیگر مطلب تمام شد و آن روز تمام شد و ما به اتفاق به منزل ایشان برگشتیم، در همین منزل اندرونی كه حالا ساخته شده، اخوی ما هستند آنجا، ایشان روی ایوان ایستاده بودند، گفتند فلانی بیا من یك مطالبی و چند نكته به تو بگویم.
اول كه گفتند: درویش دمت گرم! نفست گرم یا دمت گرم!
خب این یك شوخی بود و بعد فرمودند كه: شما یك نقطه ضعفی در صحبتهایت هست، و آناینكه یك مطلبی را میخواهی بیان كنی، انقدر میآوری پایین میآوری پایین تا آن مورد مشخص میشود كه منظورت كه است؛ نباید انسان وقتی یك صحبتی میكند جوری مطلب را بیان بكند كه آن مورد، شخص و موضوع، مشخص بشود و مطلب را باید به عنوان كلی بگویید.
گفتم: آقا جان اگر نیاورم پایین و در این حد، نمیفهمند! مجبورم، تا این كه مطلب را به نحو دیگری برداشت نكنند.
ایشان فرمودند: فلانی تو حرف خودت را بزن، مطلبت را بگو، كار نداشته باش كه آن شخص میگیرد یا نمیگیرد، میفهمد یا نمیفهمد، به اینطرف یا آنطرف میزند؛ به تو چه ارتباط دارد؟ تو حرف خودت را بزن! نكته اینجاست: فرمودند اگر قرار باشد بگیرد، با همان حرف كلیات هم میگیرد. با همان حرف كلیكه صحبت كردی، همان هم میگیرد مطلب را. اگر قرار باشد نگیرد، هزار بار مورد معین كنی به اینطرف و آنطرف حمل می كند. هزار بار! بگویی آقا منظورم این است، این! زید بن ارقمِ شناسنامه فلانِ، پدرش این شخص است.
نه! اشتباه گفته! لكنت زبان داشته، منظورش كس دیگر است!
اگر قرار باشد نفهمد، به اینطرف و آنطرف میزند. بعد این را به من فرمودند كه این را الآن به شما میگویم،
گفتند: فلانی تمام افرادی كه میبینی اطراف من هستند، همه سیاهی لشكرند، همین! دستشان را اینطوری كردند غیر یك چند نفری: كالجبل الراسخ ایستادهاند و پای كارند! بعد گفتند كه برو به فكر خودت باش! این مردم و این جمعیت تو را مانند شمع در مجالس و محافلشان میبرند، تا از نور تو و از گرمای تو برای گرما و نور محفلهایشان استفاده كنند.

