اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ملاک و معیار وجوب اطاعت از اولیاء الهی (مشهد مقدس)

14٬508

مشهد : ملاک و معیار وجوب اطاعت از اولیاء الهی

ملاک و معیار وجوب اطاعت از اولیاء الهی (مشهد مقدس)

توضیحات:

مشهد : ملاک و معیار وجوب اطاعت از اولیاء الهی

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ملاک و معیار وجوب اطاعت از اولیاء الهی (مشهد مقدس)

5
  •  نسخه‌اش را عمل می‌كنی و دوایش را می‌خوری. خب چرا تلفنی سؤال نمی‌كنی از آن آقا من این دوا را بخورم یا نخورم؟ حالا اگر پیدایش هم نكردی كه بپرسی بخورم یا نخورم، وقتی می‌بینی این یك طبیب حاذقی است باید اطاعت كرد، اطاعت هم واجب است یعنی مستحب نیست كه حالا بگوییم بكنم نكنم، استخاره كنم نكنم، نكنی فردا می‌میری! مسئله شوخی نیست. چرا؟ چون همان ملاكی كه در آن طبیب در طهران هست همان ملاك در طبیب در اینجاست، حالا گیرم آن یك‌خرده بالاتر یا این یك‌خرده پایین‌تر یا هر دو مساوی، ولی بالاخره این هم مطلّع است، این هم خربزه فروش نیست، مطب دارد اطلاع دارد، اشراف دارد.

  •  این نكته ملاك برای تكلیف است؛ یعنی انسان در هرجا كه دید این مسئله محقق است در آنجا انسان این ملاك را باید به كار ببندد، سلوك یعنی همین، سلوك یعنی انسان رعایت آنچه را كه حق است و آنچه را كه واقع است بر اساس عقل و بر اساس دین آن را انجام بدهد و این می‌شود معنای سلوك، اصلًا سلوك یعنی همین.

  •  یك‌روز در خدمت آقای حداد بودیم به اتفاق مرحوم آقا، اخوی آقا سید محمد صادق بود من بودم آقای خلف‌زاده بود، چند نفری بودند، سماور داشت غُل‌غُل می‌كرد، آقای حداد یك‌دفعه گفتند: یك چایی بدهید. آقا سید محمد صادق رفت سینی را درست كرد و استكان‌ها را مرتب كرد و چایی ریخت و آورد و به همه تعارف كرد، آخر به ما رسید تا ما آمدیم چایی برداریم یك‌دفعه آقای حداد گفتند: آقا شما برای چه چایی برداشتید؟ ایشان برادر بزرگ شماست و شما باید برای ایشان چایی بیاورید نه اینكه ایشان برای شما! شما بلند شو برو آنجا چایی بریز! هیچی، ما چایی را از اخوی گرفتیم گفتیم: بشین بابا الان یك كتك هم می‌خوریم همین‌جور یادم است گفتم بشین الان یك كتك هم می‌خوریم! حاج محمد علی هم می‌خندید، بعد رفتیم و چایی را ریختیم در قوری و دو تا استكان برای خودمان و ایشان به بقیه داده بود ریختیم و آوردیم گذاشتیم. ایشان (مرحوم حداد) گفتند: حالا درست شد.

/