
راههای تشخیص حق از باطل
و روش مقابله با فتنهها
در این جلسه مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) به تحلیل معنای فتنه و روشهای شناخت حق از باطل در زمانه فتنهها میپردازند. حضرت استاد تفاوت جنگ جمل با سایر جنگهای امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در فتنه بودن اصحاب جمل و اینکه نزدیکترین اصحاب پیغمبر در مقابل امیرالمؤمنین قرار گرفتند، دانسته و به کیفیت برخورد آن حضرت با فتنهها اشاره میکنند. در ادامه ایشان به کلمات رسول خدا و ائمه هدی و روش بزرگان در مقابله با فتنهها پرداخته و توقف و سکوت در فتنهها را برای افراد عادی بهترین راه نجات میدانند. در پایان استاد به علت تغییر روش علامه طهرانی در قبال برخی مسائل اشاره میکند.
راههای تشخیص حق از باطل
توضیحات:
در این جلسه مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) به تحلیل معنای فتنه و روشهای شناخت حق از باطل در زمانه فتنهها میپردازند. حضرت استاد تفاوت جنگ جمل با سایر جنگهای امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در فتنه بودن اصحاب جمل و اینکه نزدیکترین اصحاب پیغمبر در مقابل امیرالمؤمنین قرار گرفتند، دانسته و به کیفیت برخورد آن حضرت با فتنهها اشاره میکنند. در ادامه ایشان به کلمات رسول خدا و ائمه هدی و روش بزرگان در مقابله با فتنهها پرداخته و توقف و سکوت در فتنهها را برای افراد عادی بهترین راه نجات میدانند. در پایان استاد به علت تغییر روش علامه طهرانی در قبال برخی مسائل اشاره میکند.
راههای تشخیص حق از باطل
10عدم امکان رسیدن به حق از راه باطل
اوّلین مطلبی که رسول خدا فرمود این است که شخص با دروغ به حقیقت نمیرسد، با دروغ کسی به خدا نمیرسد. اوّلین کلام رسول خدا [این بود که] با دروغ کسی به واقع نمیرسد. مسیر واقع مسیر صدق است و مقدّمه آن واقع؛ نمیتواند مقدّمۀ آن مقدّمۀ کذب و خلاف باشد. دروغ انسان را به واقع نمیرساند. نتیجهای که مترتّب بر دروغ است واقع نیست، مجاز است. نفاق است. شیطنت است. ظلمت است. کدورت است. دروغ [انسان را به حق] نمیرساند. بسیار خب همین یک کلام را بگویید، آیا من که آمدند در قبال من لشگر فرستادند، [آیا] من عثمان را کشتم یا نه؟ همین را بگوید. این یک مبنا.
اگر من کشتم بلند شو برو در صفّ آنها بیا با من بجنگ شمشیر بزن. میآید یک فکری میکند [و به جواب میرسد] ـ این را من دارم میگویم اینکه امیرالمؤمنین به او نگفتند ـ اگر همین حرف را به ما میگفتند که مبنا مبنای کلام پیغمبر است، مطالبی است که از آن حضرت نقل شده است، سیره آن حضرت که البتّه به تعبیر «لا یُعرَفُ الحَقُّ بِأقدار الرِّجالِ، إعرِفِ الحَقَّ تَعرِف أهلَهُ إعرِفِ الباطِلَ تَعرِف أهلَهُ» به این کیفیّت حضرت بیان کردند. اوّل حق را بشناس بعد میتوانی افرادی که دنبالش هستند بشناسی، باطل را بشناس میتوانی [افرادی که دنبالش هستند] بشناسی. خیلی خب یک کلامی را که حق است که پیغمبر فرمودند «با دروغ انسان به واقع نمیرسد دروغ از شیطان است صدق از رحمان است.» [بنا بر این کلام، حالا جواب بدهید آیا] من عثمان را کشتم یا نه؟ نه یا علی تو که نکشتی. تو تازه مردم را منع میکردی، حسنین را فرستادی جلوگیری کنند. [به مردم گفتی] نکنید، مردم خلیفه کشی راه نیندازید، فردا من میدانم چه خبر است، فردا پدرتان در میآید. ول کنید فتنه را نگذارید شعلهور بشود. چهکار کنیم [پس] چرا اینها آمدند به من دارند دروغ نسبت میدهند؟
