
راههای تشخیص حق از باطل
و روش مقابله با فتنهها
در این جلسه مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) به تحلیل معنای فتنه و روشهای شناخت حق از باطل در زمانه فتنهها میپردازند. حضرت استاد تفاوت جنگ جمل با سایر جنگهای امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در فتنه بودن اصحاب جمل و اینکه نزدیکترین اصحاب پیغمبر در مقابل امیرالمؤمنین قرار گرفتند، دانسته و به کیفیت برخورد آن حضرت با فتنهها اشاره میکنند. در ادامه ایشان به کلمات رسول خدا و ائمه هدی و روش بزرگان در مقابله با فتنهها پرداخته و توقف و سکوت در فتنهها را برای افراد عادی بهترین راه نجات میدانند. در پایان استاد به علت تغییر روش علامه طهرانی در قبال برخی مسائل اشاره میکند.
راههای تشخیص حق از باطل
توضیحات:
در این جلسه مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) به تحلیل معنای فتنه و روشهای شناخت حق از باطل در زمانه فتنهها میپردازند. حضرت استاد تفاوت جنگ جمل با سایر جنگهای امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در فتنه بودن اصحاب جمل و اینکه نزدیکترین اصحاب پیغمبر در مقابل امیرالمؤمنین قرار گرفتند، دانسته و به کیفیت برخورد آن حضرت با فتنهها اشاره میکنند. در ادامه ایشان به کلمات رسول خدا و ائمه هدی و روش بزرگان در مقابله با فتنهها پرداخته و توقف و سکوت در فتنهها را برای افراد عادی بهترین راه نجات میدانند. در پایان استاد به علت تغییر روش علامه طهرانی در قبال برخی مسائل اشاره میکند.
راههای تشخیص حق از باطل
14اگر قرار است یکی حرفی به یکی بزند، خب تو نیستی که بلند بشوی حرف دَهَنَت را نمیتوانی نگه داری فردا همه عالم را به هم میریزی. به کسی میگویند که بتواند دو کلمه نگه دارد ظرفیّتش را داشته باشد یا خودش بفهمد یا اینکه اگر گفته میشود اقلاً ظرفیّت حفظش را هم داشته باشد. [بزرگان] این کار را هم که نمیتوانند بکنند. [پس چطور و به چه قسمی مطلب را بگویند؟] به یک قسمی و به یک شکلی [مثل اینکه] بالأخره آیا شما نسبت به آینده یقین دارید؟ نسبت به اهدافی که هست شما اطّلاع دارید که این مطالبی که گفته میشود در چه زمینه است؟ آیا میدانید که این همان است یا یک مورد دیگر است؟ بالأخره با یک روشهایی و با یک قسمهایی [باید مطلب را بیان کنند]. و بعد هم قبول نکردند یعنی افرادی که با ایشان آمدند، نپذیرفتند تا اینکه آن مسائل اتفاق افتاد و خود آنها مطالبی دیدند که بعد از دیدن آن مطالب آمدند و به بنده گفتند که ما چه فکر میکردیم و بعد مشاهَد ما چه از آب درآمد؟!
کسانی که برای آنها قضایا و مسائل روشن است که خوب روشن است. مسئله را میدانند و حقیقت برای آنها مشخّص است و راهشان را انتخاب میکنند یا در این ریل یا در آن ریل. بالأخره قضیّه برای آنها ملموس است، واقع برای آنها ملموس است، نقطه ابهامی ندارند، نقطه مشکلی ندارند میروند، پیش خدا هم حجّت و دلیل دارند.
ضرورت توقف در موارد شبههناک
کسی که برای او قضیّه روشن نیست، مسئله روشن نیست، مطلب روشن نیست، مطالب متناقضی مشاهده میکند، مطالب مختلفی مشاهده میکند، وارداتی که بر او دارد وارد میشود همه یک دست نیست و در آنها اختلاف است، این اختلاف برای او گیجی میآورد، گنگی میآورد، شبهه میآورد، این چه باید بکند؟ آیا میتواند یک مسیر را انتخاب کند و برود؟ نمیتواند، نمیتواند انتخاب بکند. در اینجا تکلیف چیست؟ در اینجا [تکلیف] احتیاط و توقّف است. انسان توقّف کند و سکوت کند و رعایت احتیاط کند و بههیچوجه من الوجوه حرفی نزند، سخنی نگوید که از آن سخن برداشت تمایل به موارد و مواضع بشود. کار خودش را میکند، راه خودش را میرود، نماز خودش را میخواند، روزه خودش را میگیرد و مسیر خودش را میرود تا اینکه آینده قضایا را روشن و واضح کند. پردۀ مسئله را بردارد، قضایا واضح بشود، شفاف بشود، کاملاً آن حقیقت و باطن خودش را نشان بدهد.
