
دو ملاک مهم برای تشخیص حق از باطل
و تحلیل وقایع بعد از رحلت علامه طهرانی
در این جلسه مرحوم آیةالله حاج سیدمحمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) به بیان نکات ارزشمندی پیرامون چگونگی تشخیص راه حق از باطل میپردازند. ایشان در ابتدا به لزوم اخلاص در عمل و تصحیح نیت تأکید نموده و با بیان حکایاتی از زندگی اولیاء الهی و علامه طهرانی (رضوان الله علیه) ارزش و جایگاه اخلاص را توضیح میدهند. مرحوم استاد در ادامه به بیان دو ملاک اساسی برای تشخیص راه حق از باطل میپردازند: ملاک اول، تسلیم قلب؛ ملاک دوم، رعایت مبانی و اصول. ایشان در پایان با بیان و تحلیل برخی از وقایع و اتفاقات بعد از ارتحال علامه طهرانی و توضیح جایگاه وصی ظاهر و وصی باطن، تأکید میکند که همراهی هر دو ملاک گفته شده، برای تشخیص حق از باطل ضروری است.
دو ملاک مهم برای تشخیص حق از باطل
توضیحات:
در این جلسه مرحوم آیةالله حاج سیدمحمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) به بیان نکات ارزشمندی پیرامون چگونگی تشخیص راه حق از باطل میپردازند. ایشان در ابتدا به لزوم اخلاص در عمل و تصحیح نیت تأکید نموده و با بیان حکایاتی از زندگی اولیاء الهی و علامه طهرانی (رضوان الله علیه) ارزش و جایگاه اخلاص را توضیح میدهند. مرحوم استاد در ادامه به بیان دو ملاک اساسی برای تشخیص راه حق از باطل میپردازند: ملاک اول، تسلیم قلب؛ ملاک دوم، رعایت مبانی و اصول. ایشان در پایان با بیان و تحلیل برخی از وقایع و اتفاقات بعد از ارتحال علامه طهرانی و توضیح جایگاه وصی ظاهر و وصی باطن، تأکید میکند که همراهی هر دو ملاک گفته شده، برای تشخیص حق از باطل ضروری است.
دو ملاک مهم برای تشخیص حق از باطل
14پس شما ببینید الآن دو ملاک در اینجا وجود دارد. ملاک اوّل تسلیم قلب به هرچه که در آن مورد رضای خدا هست. [اینکه] دیگران راجع به این [چه] میگویند، به من چه مربوط است؟ قضاوت دیگری راجع به این، چه ارتباطی به من دارد. اگر دیگری روز قیامت میآید پروندۀ من را به دست بگیرد و دفاع کند و وکیل مدافع من شود، خیال من راحت است ولی در روز قیامت هر کسی دنبال پروندۀ خودش میرود. هر کسی هم میگوید دروغ میگوید، [این آیه را بخواند] ﴿يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ * وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ * وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ * لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾1 روز قیامت شوهر از زن فرار میکند. زن از شوهر فرار میکند. فرزند از پدر، شریک از شریک. همه از همدیگر فرار میکنند. هر کسی در آن روز شأن خود را دارد که ﴿يُغنيه﴾ کفایت میکند. خیلی بتواند کار کند، بار خود را بردارد بار دیگری را نمیتواند بردارد. ﴿شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾ یعنی این، یعنی فقط میتوانی کار خود را انجام بدهی، پروندهات روی کولت است دستت گرفتهای و داری میروی در عرصات بایستی، یکی یکی ورق میزنند. امروز چه کردی، فردا چه کردی، پسفردا چه کردی یکی یکی میآوردند نگاه میکنند. ﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾ حالا که اینطور شد چه کسی میتواند تضمین کند به شما گارانتی بدهد که من روز قیامت میتوانم وکیل مدافع شما باشم؟! هیچ کس!
شنیدم همین دو سه روز پیش در مشهد یکی [حرفی] گفته است.آدم واقعا میماند در اینکه، اینها چطور خدا را تصور میکنند؟ یک موقع میبینی اصلا تصور میکنند که خدایی نیست و الا کسی که تصور کند خدایی هست بلند میشود برای مردم، این تکلیف را تعیین میکند. تو از کجا میآیی برای مردم میگویی که کسی که این کار را نکند، در جهنم است؟! از کجا میآیی تکلیف برای مردم تعیین میکنی؟! چه کسی به تو گفته بلند شوی بیایی برای مردم اینطور قضاوت کنی؟! اینطور [تعیین تکلیف] کنی. تو همانی نبودی که چهار سال قبل آمدی و آن حرفها را در خطبه و بالای منبر زدی؟! بعد هم دیدید که چه شد؟! تو [همان فرد] نبودی؟! چه زمانی میشود که ما کاری به کار مردم نداشته باشیم؟! چه زمانی میشود که ما اختیار مردم را دست خودشان بسپاریم؟ بالأخره آدم یک خورده حیا باید داشته باشد. یک مقداری حیا باید بکند! بس است دیگر آخر تا چه زمانی ما باید بیاییم و برای مسائلی که خدا اختیارش را در دست ما قرار نداده، بخواهیم برای مردم تکلیف تعیین کنیم؟! خب وقتی که من الآن فهمیدم که این شخص، یک شخص خائنی است. این آمده دروغ گفته و من این مطلب را فهمیدم؛ باید چه کار کنم؟ بنشینم کنار؛ نمیتوانم این کار را انجام بدهم.
- . سوره عبس (80) آیات 34 ـ 37. معاد شناسی، ج 4، ص 305 و 306:
«[چون صدای کوبنده بلند شود و روز بازپسین برسد]، روزی است که انسان از برادرش فرار میکند، و از مادرش و پدرش و از زوجهاش و فرزندانش فرار میکند. و برای هر کس در آن روز شأن و کاری است که او را به خود مشغول ساخته و مجال برخورد با دیگران را نمیدهد.»
- . سوره عبس (80) آیات 34 ـ 37. معاد شناسی، ج 4، ص 305 و 306:
