اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

دو ملاک مهم برای تشخیص حق از باطل

و تحلیل وقایع بعد از رحلت علامه طهرانی

15٬283

در این جلسه مرحوم آیةالله حاج سیدمحمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) به بیان نکات ارزشمندی پیرامون چگونگی تشخیص راه حق از باطل می‌پردازند. ایشان در ابتدا به لزوم اخلاص در عمل و تصحیح نیت تأکید نموده و با بیان حکایاتی از زندگی اولیاء الهی و علامه طهرانی (رضوان الله علیه) ارزش و جایگاه اخلاص را توضیح می‌دهند. مرحوم استاد در ادامه به بیان دو ملاک اساسی برای تشخیص راه حق از باطل می‌پردازند: ملاک اول، تسلیم قلب؛ ملاک دوم، رعایت مبانی و اصول. ایشان در پایان با بیان و تحلیل برخی از وقایع و اتفاقات بعد از ارتحال علامه طهرانی و توضیح جایگاه وصی ظاهر و وصی باطن، تأکید می‌کند که همراهی هر دو ملاک گفته شده، برای تشخیص حق از باطل ضروری است.

دو ملاک مهم برای تشخیص حق از باطل

توضیحات:

در این جلسه مرحوم آیةالله حاج سیدمحمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) به بیان نکات ارزشمندی پیرامون چگونگی تشخیص راه حق از باطل می‌پردازند. ایشان در ابتدا به لزوم اخلاص در عمل و تصحیح نیت تأکید نموده و با بیان حکایاتی از زندگی اولیاء الهی و علامه طهرانی (رضوان الله علیه) ارزش و جایگاه اخلاص را توضیح می‌دهند. مرحوم استاد در ادامه به بیان دو ملاک اساسی برای تشخیص راه حق از باطل می‌پردازند: ملاک اول، تسلیم قلب؛ ملاک دوم، رعایت مبانی و اصول. ایشان در پایان با بیان و تحلیل برخی از وقایع و اتفاقات بعد از ارتحال علامه طهرانی و توضیح جایگاه وصی ظاهر و وصی باطن، تأکید می‌کند که همراهی هر دو ملاک گفته شده، برای تشخیص حق از باطل ضروری است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

دو ملاک مهم برای تشخیص حق از باطل

5
  • ایشان آنجا [بعد از آن خواب] شب برمی‌گردد. فردا [در امتحان] شرکت نمی‌کند و بعد می‌رود بلیط می‌گیرد و با طیاره اصلا از آنجا برمی‌گردد ایران، [این داستان برای] خیلی وقت پیش [است]. آن‌موقع یک طیاره‌هایی قدیمی بوده از این طیاره‌های دو موتورۀ ملخی، با آن طیاره‌ها برمی‌گردد ایران؛ و در واقع تقریبا یک از خودگذشتگی داشته و یک حالاتی و مکاشفاتی هم داشته است. آن شخص که [در ابتدای روح مجرد آورده‌اند] همان مهندس رفیع بوده است. ایّام عاشورا در مسجد قائم، بعد از ظهرها روضه می‌گذاشته که مرحوم پدرمان هم یکی دو روزش را شرکت می‌کردند. بعد یک اختلافی با آن مسئول مسجد پیدا کردند و تقصیر او (مسئول مسجد) بود که خیلی ارتباطاتش صحیح نبود. بعد او روضه را می‌گذارد مسجد لاله‌زار. دیگر از آن به بعد در مسجد لاله‌زار دهۀ محرم را بعد از ظهر روضه می‌خوانده است.

  • یادم است که یک روز با مرحوم پدرمان بعد از ظهر ـ دیگر ما بزرگ شده بودیم مثلاً من سنّم حدود بیست سال شده بود ـ با ایشان برای روضه به مسجد لاله‌زار رفتیم. یک منبری هم صحبت می‌کرد. شیخی بود از نجف برگشته بود و در طهران منبر و اینها می‌رفت، و او هم صحبت می‌کرد و تمام شد و آمدیم بیرون. آمدیم بیرون و مصادف شد با بیرون آمدن آن منبری. بیرون مسجد آن شیخ منبری رو کرد به مرحوم آقا کرد و گفت که «آقا خیلی من عذر می‌خواهم. بنده اسم حضرت‌عالی را نمی‌دانستم والاّ ما جسارت نمی‌کردیم.» خلاصه ما اسم حضرت عالی را نمی‌دانستیم و این حرفها. مرحوم آقا رو کردند به او گفتند که « آقا لازم نیست بدانید لازم نیست! بنده اهل این اسم بردن‌ها و این مسائل نیستم. شما هم دیگر اسم کسی را نبرید. منبر، منبر سیّدالشّهدا است. منبر سیّدالشّهدا را با اهداف و اغراض دنیوی مخلوط نکنید.» [ آن منبری] یک‌دفعه خیلی خودش را جمع کرد. من اسمش را نمی‌دانم شما می‌دانید یا نه؟ یک منبری بود از عراق آمده بود و اتفاقاً بد هم صحبت نمی‌کرد، از نظر بیان و اینها خیلی [بی‌تجربه] هم نبود. فرمودند: منبر سیدالشهداء را با اغراض دنیا مخلوط نکنید! او گفت: چشم. خیلی مثل اینکه این حرف برای او غیر مترقبه بود. 

/