اسفار درس 625 : میزان در تشخیص مسیر حق از باطل -
میزان تشخیص حق از باطل
توضیحات:
اسفار درس 625 : میزان در تشخیص مسیر حق از باطل -
میزان تشخیص حق از باطل
2بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
ما دیروز [که] میآمدیم، گفتند: «این آقایان گفتهاند که راجع به غزه حرف بزنیم.» [گفتم]: «پس ما محروم شدیم؛ ما نبودیم.» [لذا] گفتیم: «امروز میآییم چون روز اوّل است، یک مقداری متفرّقات بگوییم.» مسئلهای که امروزه خیلی روی آن صحبت میشود و به نظر میرسد که [در] این قضیّه، بهطور کلی گرایشها و میلها به آن سمتوسو هست، مسئلۀ غلبه احساسات است. و تصوّر بر این است که هرچه بتوان در این مسیر، احساسات افراد را بیشتر به حرکت درآورد، برای رسیدن به نتیجه، راه سریعتری پیموده خواهد شد. این یک مطلبی است که به نظر میرسد امروزه و همیشه این قضیّه مطرح بوده است. و فرق بین مسیر مستقیم و مسیر حق با سایر مسیرها در این مسئله است.
خب شکی نیست که این مطالبی که امروز دارد اتّفاق میافتد، اینها اموری است که موجب تألّم انسان است و انسان متأثّر میشود که چطور افراد بیگناهی این وسط، [اعمّ از] بچّه و غیربچّه (این افرادی که در این قضیّه دخالتی ندارند)، اینطور باید از بین بروند. هرکسی نسبت به این مسئله متألّم میشود. ولی صرفنظر از این مطلب، [در] این [مسئله]، دو نکته است؛ که ما باید به این دو نکته توجّه کنیم:
نکته اوّل: اینکه هر واقعه و حادثهای که اتّفاق میافتد، ما بایستی ماهیّت آن واقعه و حادثه را با محتوایی که دارد، کاملاً بشناسیم و نسبت به آن باید موضع مناسب در پیش بگیریم. توجّه کردن به خود آن حادثه و هویّت خارجی حادثه بدون نظر کردن به ماهیّت آن حادثه، موجب رهزنی [در] راه انسان میشود؛ موجب اشتباه در مسیر انسان می شود؛ موجب اشتباه در فکر انسان میشود.
یکی از افرادی که خودش الآن موجود است و در تهران امام جماعت یک مسجدی هست، در همان زمانی که بین ایران و عراق درگیری و جنگ و اینها بود، ایشان فردی بود که در خود مسائل [درگیر] بود نه این که از کنار [این مسائل شنیده باشد]؛ در خود جریان قضایا بود. ایشان در همان وقت از جملۀ صحبتهایی که میکرد [و] خودش به من گفت [این بود که] میگفت: «در یکی از همین عملیّاتهایی که انجام شد، بلااستثناء همۀ افراد گفتند که: ”این عملیّات محکوم به شکست است.“ منتهی آن فرماندهای که در آنجا بود، میگفت: ”ما باید این [عملیات] را انجام بدهیم؛ اگر انجام ندهیم، آن وقت میگویند که شما کاری انجام ندادید، و این برای ما عیب است!“» ظاهراً عملیّات پنجوین بوده است. [ایشان میگفت که آن فرمانده میگفت]: «این برای ما عیب است. [اگر عملیات نکنیم، بعدا میگویند] که شما همینطوری دست روی دست نگه داشتید و [چرا] هیچ تحرّکی در اینجا نیست و هیچ حرکتی در اینجا نیست!» [میگفت]: «رفتند [این عملیات را انجام دادند] حدود هفتصد نفر [شهید دادند].» عبارتی که ایشان میآورد این بود؛ این تعبیر من نیست تعبیر ایشان بود: «وقتی که پاییز برگها همه زرد میشوند، منتظر یک باد است؛ وقتی که باد [میوزد] همینطوری [که] این برگها از درخت میریزد، همینطور این جوانهای مردم از روی کوه میریختند پایین!»، تعبیری که آورده بود [این بود]؛ چون منطقۀ کوهی [کوهستانی] بود دیگر. و [میگفت]: «همه از بین رفتند.»

