اسفار درس 625 : میزان در تشخیص مسیر حق از باطل -
میزان تشخیص حق از باطل
توضیحات:
اسفار درس 625 : میزان در تشخیص مسیر حق از باطل -
میزان تشخیص حق از باطل
7حالا در این قضیّه، روحانی طبعاً باید چه کند؟ همراهی کند؛ چون روحانی هم دعوت به اسلام میکند دیگر. روحانی این همه درس خوانده، مال چیست؟ برای اینکه یک روزی تبلیغ بکند، این منبرهایی که میرفته، نمازهایی که در محراب میخوانده، [برای چه خوانده است].
مُعَبّا و مُقَبّا و مُعَمّم *** به قتل اهل دل گشته مصمّم این همه تا به حال درس خوانده و حدیث خوانده و فلان خوانده، برای چه خوانده؟ برای همین. بسیار خوب، پس بفرما! حالا ما آمدیم [مردم را] به همان دعوت میکنیم که جنابعالی میروی منبر، ما مردم را به همان دعوت میکنیم که جنابعالی داری میروی در محراب نماز میخوانی، به همان داریم دعوت میکنیم. بسیار خوب، بیا. دیگر چه کسانی باید بیایند؟ بازاریها. دیگر چه کسانی [باید بیایند]؟ پزشکان. همۀ اینها مسلمان هستند. هرکسی مسلمان است، بیاید زیر این علَم؛ بیاید زیر این پرچم؛ زن بیاید؛ مرد بیاید. مرحوم آقا تعبیرشان این بود: «حتّی فاحشه هم باید بیاید؛ چون او هم مسلمان است به کار زشتش نباید نگاه کرد به اسلامش باید نگاه کرد.» ما باید به اسلام دعوت بکنیم؛ آن فاحشه هم دست از فحشایش برمیدارد، آن آدم خلاف هم دست از خلافش برمیدارد، آن پلیس ژاندارم هم دست از آن کار خلافش برمیدارد. بالأخره اینها مسلمان هستند. همهشان که بهائی نبودند، خیلی از این ارتشیها، مگر اینها نمازخوان نبودند؟ مگر روزهگیر نبودند؟ حالا هر کسی چون در زمان شاه افسر بود، خراب بود؟ نه آقا، این همه آدم خوب بودند؛ این همه آدمهای خوبی بودند؛ از خود فامیل ما افرادی بودند که در همین ارتش و فلان و این چیزها بودند. [به عنوان نمونه، یکی از اینها] عموی مادری ما [بود]. خدا رحمتش کند آدم خوبی بود. [ایشان] خیلی از اقداماتی میکردند که اصلاً کسی جرئت نمیکرد این کارهای [خلاف] را در آن منطقههایی که [زیر نظرش بود] بکند. ایشان در آن مناطق، اصلاً در تمام مجامع آن زمان (زمان شاه) در [تمام] مجامع و تمام [برنامههایی] که افسران و فلان انجام میدادند، شراب را ممنوع کرده بود دیگر. کسی حق نداشت یک قطره شراب در باشگاهها و فلان و این حرفها و پارتیها و جاهای دستهجمعی و اینها بیاورد. روزهخوری را ممنوع کرده بود و بعد اخراجی میداد و تعقیب میکرد و چه میکرد. چه کسی این کارها را میکرد آن موقع؟ زمان شاه! شبهای إحیا همه را جمع میکرد و قرآن سرشان میگرفت و بِکَیاالله و از این چیزها انجام میداد. مرحوم آقا هم دوستش داشتند و بعد از انقلاب هم مدّتها [او را] به آن مسئولیّت خودشان نگه داشتند. از طرف مرحوم آقای خمینی [که] تصریح ایشان این بوده که «فلانی [ایشان] در همانجا باقی بماند.» سرتیپ غلامرضا شیرازی؛ خدا بیامرزد آدم خوبی بود. اینها اینطوری هم بودند. و اینها همانهایی بودند که در زمان چهلودو، جزء دارودسته بودند؛ جزء برنامههای کذایی بودند. ایشان و برادرشان و برادر مرحوم حاج آقا معین.

