اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

شیعۀ واقعی یعنی پیرو حق و کلام معصوم علیهالسلام

13٬971

اسفار 778 : شیعه امیرالمؤمنین پیرو حق و کلام معصوم علیه السلام -

شیعۀ واقعی یعنی پیرو حق و کلام معصوم علیهالسلام

توضیحات:

اسفار 778 : شیعه امیرالمؤمنین پیرو حق و کلام معصوم علیه السلام -

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

شیعۀ واقعی یعنی پیرو حق و کلام معصوم علیهالسلام

15
  • وقتی که بنده کتاب «اجماع» را نوشتم، خیلی موجب اعتراض و امثال [اینها شد]. [گفتند]: «آقا شما آمدید یک مطلبی گفتید برخلاف سنت هزار و دویست ساله!» گفتم: «اصلاً من می‌خواهم یک مطلبی بگویم برخلاف سنت دوازده میلیون ساله! چه می‌فرمایید؟! اینکه هزار و دویست ساله است؛ دلم می‌خواهد [مطلب بگویم برخلاف] دوازده میلیون سال! خب دیگر چه؟»

  • این می‌شود چه؟ کپی زدن، زیراکس و کپی زدن به این می‌گویند. شیعه کپی نمی‌زند؛ شیعه می‌فهمد قضیّه چیست؛ مطلب چیست.

  • مرحوم پدر ما [علامۀ طهرانی] می‌فرمودند: «ما رفتیم نجف که نفهم نمانیم.» حالا تعبیری که ایشان می‌آوردند، من نمی‌آورم؛ من تعبیر دیگری می‌آورم؛ ایشان یک تعبیر دیگری آوردند. ما رفتیم خودمان بفهمیم که کِی هستیم و چه هستیم. آمدند به ما گفتند: «آقا سیّد محمّدحسین، این است! آقا سید محمدحسین آن است! درویش است! صوفی است! دنبال آن می‌رود! دنبال این می‌رود! هر چه می‌خواهند، [بگویند]. 1

  • ایشان می‌گفتند یکی دیگر که از همین اقوام [بود. می‌گفتند]: «آقا! در منزل به ما می‌گویند که شما دنبال این مطالب هستید و این مطالب، مطالب صوفی است!» ایشان [علامۀ طهرانی] نگذاشتند صحبتش را ادامه بدهد. گفتند: ”آقای فلان! ما وقتی نجف رفتیم، دوتا پنبه خریدیم؛ گرفتیم یکی [از آنها] را به آن گوشمان فرو کردیم و یکی دیگر را هم در این‌گوشمان و بعد شروع کردیم [به] درس خواندن؛ شروع کردیم کار خودمان را کردن و درس خودمان را خواندن و فهمیدیم که چه هستیم و کِی هستیم. بعد هم که به ما گفتند: «آقا برو ایران! خداحافظ شما!» بار را بستیم و آمدیم ایران2. به هیچ چیزی هم کاری نداریم؛ کسی هم نمی‌تواند حرف بزند. اوّل شاگرد نجف و اوّل طلبه نجف [بودیم]. این چیزی نبود که حالا بخواهند بگویند: «نَه! این و آن و فلان» نه، وضعمان هم مشخّص بود. اگر دیگران شب‌هایشان را به چه مطالبی می‌گذراندند! ما معلوم بود که وضع‌مان چطوری است و چه قسمی است و در چه حال و هوایی ما قرار داریم“.» درست شد؟!

    1. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به کتاب سرالفتوح، ص 30 تا 33.
    2. روح مجرّد، ص 36.
/ 260