
تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک
در این سخنرانی مرحوم آیةالله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به اهمیت تسلیم در برابر حق و حقیقت در سلوک الی الله پرداختهاند. حضرت استاد با اشاره به منع بزرگان از تعلیم علوم غریبه، به این مسئله اشاره میکنند که سلوک، یک مسیر عقلانی و خارج از موارد خارق عادت است. ایشان در ادامه به دلایل کنار گذاشتن عقلانیت توسط افراد اشاره میفرمایند و با ذکر نمونههایی از تاریخ اسلام و سیره عرفای الهی این مسئله را توضیح میدهند. آیةالله حسینی طهرانی در پایان به لزوم رعایت جانب حق در جمیع مسائل شخصی و اجتماعی پرداخته و نتیجه سوء دور شدن از حق را بیان میفرمایند.
تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک
توضیحات:
در این سخنرانی مرحوم آیةالله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به اهمیت تسلیم در برابر حق و حقیقت در سلوک الی الله پرداختهاند. حضرت استاد با اشاره به منع بزرگان از تعلیم علوم غریبه، به این مسئله اشاره میکنند که سلوک، یک مسیر عقلانی و خارج از موارد خارق عادت است. ایشان در ادامه به دلایل کنار گذاشتن عقلانیت توسط افراد اشاره میفرمایند و با ذکر نمونههایی از تاریخ اسلام و سیره عرفای الهی این مسئله را توضیح میدهند. آیةالله حسینی طهرانی در پایان به لزوم رعایت جانب حق در جمیع مسائل شخصی و اجتماعی پرداخته و نتیجه سوء دور شدن از حق را بیان میفرمایند.
تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک
14لذا ما وقتی که نگاه میکنیم میبینیم همین دوروبریهای رسول خدا در زمان [حیاتش] میآمدند، میرفتند پشت سر پیغمبر فلان میکردند؛ رسولالله، رسولالله میکردند، جاء رسولالله، جاء رسولالله هلهله میکردند، ولی وقتی که پیغمبر رفت، اگر میایستادند [معلوم میشد که بر حق هستند].
خب تو که در غدیر بودی، تو که صحبت پیغمبر را بودی، تو که دیروز پیغمبر آمد و [ میگفتند:] انی تارک را با آن وضعش که راه نمیتوانست برود، دو نفر یکی امیرالمؤمنین و دیگری فضل بن عبّاس آمدند [و حضرت را] گرفتند1، تو که همین کلام پیغمبر را دیروز شنیدی، [چرا به آن عمل نکردی؟!] اگر گوش تو عوضی شنید؛ عیبی ندارد، مشکل نداری و گناه هم نداری، ولی گوش تو که شنید، شنیدی که پیغمبر دارد میگوید: انی تارک فیکم2 و فهمیدی که منظورش هم کیست؟ همه را فهمیدی، جریان غدیر را فهمیدی، سایر تصریحات پیغمبر را فهمیدی، انا مدینة علم و علی بابها3 را دیدی و شنیدی، اینها همه را شنیدی؛ خیلی خب آمدند یک عده رفتند ابوبکر را انتخاب کردند؛ خب بکنند! قرار است یکی با هاون بر سرش بزند تو هم باید بزنی! چون این زده است هاون را بدید من هم بزنم! چرا؟! چون او زدهاست. عجب! او زده که زده! او دیوانه است تو چرا دیوانهای؟! آقا این دوتا با هاون زدند در مغزشان و مخشان و آمدند من هم میخواهم بزنم! عجب الاغی هستی تو! آن دو تا خر هستند، الاغ هستند، دیوانه هستند، مگر تو هم مغزت را از دست دادی؟! آقا این سه نفر برداشتند با این هاون زدند در سرشان، بنده هم نفر چهارم، میخواهم بزنم! اینها همین هستند. وقتی میبیند که دارد به سقیفه میرود، [میگوید:] کجا میروی؟ سقیفه. چه شده است؟ میخواهیم برویم خلیفه انتخاب کنیم. عجب، پس من هم آمدم. خب تو چرا میروی؟! او دلش میخواهد برود، او اصلاً دلش میخواهد خودش را از بالای کوه احد پایین بیندازد، خب به تو چه؟ هزار تا مرض دارد چه و چه دارد، دلش میخواهد بیندازد.
- رجوع شود به امام شناسی، ج 13، ص 123
- رجوع شود به امام شناسی، ج 1، ص 31:
اين حديث را احمد بن حنبل از حديث زيد بن ثابت به دو طريق صحيح روايت مىكند اولًا در ابتداى صفحه 182 و ثانياً در انتهاى صفحه 189 در جزء پنجم از مسند خود لكن عبارت آن چنين است: قال النبى انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و اهل بيتى و انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض و در تفسير «الدر المنثور» ج 6 ص 7 گويد: و اخرج الترمذى و حسن ابن الانبارى فى المصاحف عن زيد بن ارقم رضى الله عنه قال قال رسول الله صلّى الله عليه و آله: انى تارك فيكم ما ان تمسكتم به لن تضلوا بعدى احدهما اعظم من الاخر كتاب الله حبل ممدود من السماء الى الارض و عترتى اهل بيتى و لن يفترقا حتى يردا علىّ الحوض فانظروا كيف تخلفونى فيه. - كنز العمال، ج 12، ص 203، حديث 1152، چاپ هند 1384.
