اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک

15٬323

در این سخنرانی مرحوم آیةالله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به اهمیت تسلیم در برابر حق و حقیقت در سلوک الی الله پرداخته‌اند. حضرت استاد با اشاره به منع بزرگان از تعلیم علوم غریبه، به این مسئله اشاره می‌کنند که سلوک، یک مسیر عقلانی و خارج از موارد خارق عادت است. ایشان در ادامه به دلایل کنار گذاشتن عقلانیت توسط افراد اشاره می‌فرمایند و با ذکر نمونه‌هایی از تاریخ اسلام و سیره عرفای الهی این مسئله را توضیح می‌دهند. آیةالله حسینی طهرانی در پایان به لزوم رعایت جانب حق در جمیع مسائل شخصی و اجتماعی پرداخته و نتیجه سوء دور شدن از حق را بیان می‌فرمایند.

تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک

توضیحات:

در این سخنرانی مرحوم آیةالله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به اهمیت تسلیم در برابر حق و حقیقت در سلوک الی الله پرداخته‌اند. حضرت استاد با اشاره به منع بزرگان از تعلیم علوم غریبه، به این مسئله اشاره می‌کنند که سلوک، یک مسیر عقلانی و خارج از موارد خارق عادت است. ایشان در ادامه به دلایل کنار گذاشتن عقلانیت توسط افراد اشاره می‌فرمایند و با ذکر نمونه‌هایی از تاریخ اسلام و سیره عرفای الهی این مسئله را توضیح می‌دهند. آیةالله حسینی طهرانی در پایان به لزوم رعایت جانب حق در جمیع مسائل شخصی و اجتماعی پرداخته و نتیجه سوء دور شدن از حق را بیان می‌فرمایند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک

15
  • الآن در بعضی از کشورها هست این جِسرها و پل‌های بزرگی که از روی رودخانه‌ها می‌زنند. افراد می‌رفتند خودکشی می‌کردند. حالا آمدند نرده کشیدند که مردم نروند خودکشی کنند؛ یعنی دولت آمده نرده کشیده است. آقا نرو، خودت را پایین بیانداز! حالا یک جوان است، نمی‌دانم آن دختر به او جواب رد داده یا دختر است پسر به او جواب رد داده یا نمی‌دانم پیرمرد است پیرزن جواب رد داده یا پیرزن است و پیرمرد به او جواب رد داده است، خلاصه دیگر هر کسی که جواب رد داده! از آن بالا خودش را پایین می‌اندازد. می‌گویند: آقا، برو خودت را در اطاق حلقه‌آویز کن ولی از آن بالای پل پایین نینداز، آبروی مملکت و کشور می‌رود. اصلاً نرده کشیدند که مردم نروند خودشان را از بالا به پایین بیندازند. توجه کردید؟

  • حالا این [فرد] دارد به سقیفه می‌رود، تو دیگر چرا می‌روی؟! [می‌گوید] بیا برویم ببینیم؛ آقا! اینجا در سقیفه [چه کار می‌کنند؟] او هم دارد می‌رود! این دوتایی، این سه نفر دارند می‌روند سقیفه، من هم راه بیافتم! عجب، عجب! همه یکی است. تو توقف کن؛ فکر کن، تا ببینی باید بروی یا نباید بروی، کجا می‌خواهی بروی؟ این عقل نفس ناطقه است؛ عقلی است که به‌دنبال احساس، قوای خودش را و توان خودش را از دست می‌دهد؛ و بعد آن احساسات غلبه می‌کند و بعد در یک جریان واقع می‌شود، در یک جریان قرار می‌گیرد و بعد خودش جزو آن جریان می‌شود. تا به حال بیرون از این جریان است، الآن خودش جزو جریان می‌شود و بعد دیگران را هم به همین جریان تشویق می‌کند، نه تنها خودش وارد این چاه و دریا و دره و باتلاق شد، بلکه دیگران را هم دعوت می‌کند که شما هم بیایید، من که رفتم داخل این باتلاق شما هم در این باتلاق بیایید. شما هم بیایید با ابی‌بکر بیعت کنید، شما هم وارد این باتلاق بشوید، شما هم بیایید نمی‌دانم علی را کنار بگذارید، شما هم بیایید، شما هم بیایید، شما هم بیایید، چهارتا پشت سر علی ماند، همۀ شما بیایید، شما بیایید. عجب، عجب! پس این نفس ناطقه کجا رفت؟ ماشاءالله، اینها که زمان پیغمبر همه آدم بودند، همه نماز می‌خواندند، چه شد، نفس ناطقه کجا رفت؟ این علم کجا رفت؟ این تشخیص کجا رفت؟ این عقل مایز حق و باطل کجا رفت؟ چرا؟ چون زمان پیغمبر به این [قلب] نرسید، فقط آمد به نماز پیغمبر ایستاد، خیال کرد نماز همه چیز را درست می‌کند. یادتان می‌آید صحبت‌های گذشته را، چه موقع بود1؟ چندی قبل راجع به تظاهر به مطلب یا پرداختن به معرفت [صحبت کردیم.]

    1. . شرح حدیث عنوان بصری، جلسه 116
/ 222