
تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک
در این سخنرانی مرحوم آیةالله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به اهمیت تسلیم در برابر حق و حقیقت در سلوک الی الله پرداختهاند. حضرت استاد با اشاره به منع بزرگان از تعلیم علوم غریبه، به این مسئله اشاره میکنند که سلوک، یک مسیر عقلانی و خارج از موارد خارق عادت است. ایشان در ادامه به دلایل کنار گذاشتن عقلانیت توسط افراد اشاره میفرمایند و با ذکر نمونههایی از تاریخ اسلام و سیره عرفای الهی این مسئله را توضیح میدهند. آیةالله حسینی طهرانی در پایان به لزوم رعایت جانب حق در جمیع مسائل شخصی و اجتماعی پرداخته و نتیجه سوء دور شدن از حق را بیان میفرمایند.
تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک
توضیحات:
در این سخنرانی مرحوم آیةالله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به اهمیت تسلیم در برابر حق و حقیقت در سلوک الی الله پرداختهاند. حضرت استاد با اشاره به منع بزرگان از تعلیم علوم غریبه، به این مسئله اشاره میکنند که سلوک، یک مسیر عقلانی و خارج از موارد خارق عادت است. ایشان در ادامه به دلایل کنار گذاشتن عقلانیت توسط افراد اشاره میفرمایند و با ذکر نمونههایی از تاریخ اسلام و سیره عرفای الهی این مسئله را توضیح میدهند. آیةالله حسینی طهرانی در پایان به لزوم رعایت جانب حق در جمیع مسائل شخصی و اجتماعی پرداخته و نتیجه سوء دور شدن از حق را بیان میفرمایند.
تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک
5ملاک برای خلیفه رسول خدا بودن
آنچه را که لازمۀ این حضور است و حضور تو را توجیه میکند عین ﴿نَسۡتَعِين﴾ و ضاد ﴿وَلَا ٱلضَّآلِّينَ﴾ نیست؛ پاسخ به شبهات است، جواب دادن به سؤالات است، دادن علم دنیا و آخرت به مردم است، دستگیری مردم بهسمت توحید است. اینها است که توجیهکننده خلافت یک نفر به جای رسولالله است. این را چهکار میکنی؟! آنوقت خراب که میکند [میگویند:] ایشان شکستهنفسی میفرمایند، جناب ابیبکر نمیخواهند جواب بدهند. میتوانند جواب تو را بدهند، ولی شکستهنفسی میکند نمیخواهند در موضع رسولالله که هستند [اظهار نظرکنند.] بلد است بگویید مثل پیغمبر! [مثل] بلبل [حرف میزند]، ولی شکستهنفسی میکند! آقا دیگر جواب مردم [را دادن] شکستهنفسی ندارد. نه، ایشان شکستهنفسی میکنند! حال ایشان الآن برای اینکه بخواهد پاسخ آن یهودی را بدهند مساعد نیست. والا نه آقا این حرفها چیست، اصلاً ایشان از این مطالب گذشتند، خلیفةُ رسولالله است! الان همۀ امّت [این را] اختیار کردند! میگوید: خب چه موقع حال ایشان مساعد میشود؟ ما برویم و یک هفته دیگر به مدینه برگردیم. [میگویند:] حالا شما بروید تا بعد ببینیم [ چه میشود؟!] فعلاً دکش کنیم، شرّش را [کم کنیم]. [بعد] آنهائی که دوروبر هستند یک دور هم باید مدیریت کنند، آن عقل فعّال، البتّه شیطان فعّال است دیگر اینجا عقلِ فعّال نیست. آن شیطنت فعال، شیطنت بالانفصال، مثل عقل بالانفصال و منفصل و اینها، شیطنت بالانفصال هم داریم. اینها شیطنتهای بالانفصال و مدیریت آن ابوعبیده و خالد و کسانی که دوروبر این قضیّه هستند، اینها همپالکی هستند دیگر و باید یک طوری هوای همدیگر و هوای رئیس را داشته باشند. این [فرد] را رد میکنند: «برو حالا هفته دیگر بیا» انشاءالله تا هفته دیگر، خدا بزرگ است میمیرد یا اینکه اگر دیدیم نمرد خودمان او را میمیرانیم، او را مرده میشود، او را میمیرد و بالاخره او را میمیرد! اگر دیدیم نمرد و از سوراخی دوباره پیدایش شد؛ آنوقت دوباره باید یک فکری بکنیم. دوباره یک مرض دیگر برای او یا مصلحت و یا شکستهنفسی و نمیدانم مرض و یا مسافرت و ... [را بهانه کنیم.] [یا میگوییم] از مدینه بگذار برو بیرون که اوضاع خراب است و دوباره سروکلۀ آن یهودی پیدا شد، این دفعه با ده دوازده نفر آمده است. [میگویند:] خلیفۀ رسولالله نیست، بیرون مکّه رفته است. آقا، تا چه وقتی میآید که بمانیم؟ [میگویند:] حالا شما بفرمایید بروید.
