
نقد عربیزدایی از زبان فارسی و آثار فرهنگی آن
و بررسی چند فتوا دربارۀ ترمیم بکارت، رَحِمِ اجارهای و فرزندخواندگی
نقد عربیزدایی، موضوع اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در بخش اول این جلسه، با مثالهایی از کلمات جعلشدۀ «فرهنگستان زبان و ادب فارسی»، به نقد روش فرهنگستان و بیان پشت صحنۀ تاریخی جریان عربیزدایی در دوران پهلوی و نقش برخی روشنفکران ضدّ دین و وابسته به تشکیلات فراماسونری میپردازند؛ و در ادامه، تسامح و بیتوجهی برخی از بزرگان اهل قلم در مدح و تأیید این افراد را گوشزد میکنند. در بخش دوم، ایشان به دو سؤال دربارۀ «حکم ترمیم بکارت» و «حکم انتساب فرزندخوانده به سرپرست» پاسخ میدهند و در ضمن آن، به نقد و تحلیل چند فتوا در موضوع «تدلیس در ترمیم بکارت» و «نگاه به نامحرم» و «رَحِمِ اجارهای» میپردازند.
نقد عربیزدایی از زبان فارسی و آثار فرهنگی آن
توضیحات:
نقد عربیزدایی، موضوع اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در بخش اول این جلسه، با مثالهایی از کلمات جعلشدۀ «فرهنگستان زبان و ادب فارسی»، به نقد روش فرهنگستان و بیان پشت صحنۀ تاریخی جریان عربیزدایی در دوران پهلوی و نقش برخی روشنفکران ضدّ دین و وابسته به تشکیلات فراماسونری میپردازند؛ و در ادامه، تسامح و بیتوجهی برخی از بزرگان اهل قلم در مدح و تأیید این افراد را گوشزد میکنند. در بخش دوم، ایشان به دو سؤال دربارۀ «حکم ترمیم بکارت» و «حکم انتساب فرزندخوانده به سرپرست» پاسخ میدهند و در ضمن آن، به نقد و تحلیل چند فتوا در موضوع «تدلیس در ترمیم بکارت» و «نگاه به نامحرم» و «رَحِمِ اجارهای» میپردازند.
نقد عربیزدایی از زبان فارسی و آثار فرهنگی آن
6تلمیذ: اگر بهدلیل بیاحتیاطی این اتفاق بیفتد، مثلاً در حینِ بازی کردن و...؟
استاد: نه، آن هم همین است؛ بالأخره کسی که این کار را میکند، احتمال اینکه این مسئله انجام بشود، هست.
تلمیذ: ...
استاد: بله، فقط جایی که دیگر اختیاری نبوده است. اتفاق میافتد؛ مثلاً از جایی بیفتد یا در حرکت و شوکی [ناگهانی اتفاقی بیفتد.] چنین مواردی هست.
تلمیذ: یکی از مراجع حکم به جواز داده است!
استاد: خیلی خب! بعد هم [دختر] بیاید بگوید: «من تابهحال غیر از تو کسی را ندیدم!» لابد یک قَسم هم زیر آن بنویسند!
نقد بیدقتی برخی از علماء در صدور فتوا
باید به آن آقای مرجع گفت: «اگر خودت بودی، سراغِ چنین دختری میرفتی؟» دختری که صد دفعه صدتا را دیده، با این وضع و اینها، خودت هم میروی؟ یا برای پسرت میروی خواستگاری کنی؟! هرکه خربزه میخورد پایِ لرزش هم مینشیند دیگر.
نمونۀ اول: فتوای عجیب برخی از علماء به جواز مشاهدۀ تصویر زن نامحرم
یکی از آقایانِ مراجع حکم فرمودهاند که دیدن عکسِ زن با تلویزیون اشکال ندارد! چون این موج است و موج هم که عکس نیست؛ موج، موج است و اشکال ندارد!
آن شخصی که برای من نقل کرد، گفتم از قولِ من میروی به او میگویی: «پس امشب ساعتِ ده، عکسِ عیالِ حضرتعالی را بدونِ هیچ ساتری [پخش میکنیم!] موج، موج است! همه ما ساعتِ ده منتظرِ عکسِ عیالِ حضرتعالی هستیم؛ إنشاءالله که همۀ مقلدینِ خودتان را مستفیض میفرمایید!»
جدّاً کار به کجا کشیده است؟! آن [زمان] که سیّد مرتضی و بحرالعلوم و میرزایِ شیرازیها مرجع بودند؛ حالا بهجایِ آنها چه کسانی آمدهاند؟! موج است! بهبه!
واقعاً چقدر باید یک نفر از عرف و عرفیات به دور باشد؟ چقدر باید بدیهیترین مسئله را...[نداند]؟ حالا اگر کسی بگوید: «مگر همینطوری دیدن [چه اشکالی دارد]؟» این هم نور است، این عکس نیست؛ چون عکس که قابلِ انتقال نیست، عَرَضی است قائم به موضوعِ خود؛ آنچه به انسان منتقل میشود نور است و نور هم که عکس نیست!
