
نقد عربیزدایی از زبان فارسی و آثار فرهنگی آن
و بررسی چند فتوا دربارۀ ترمیم بکارت، رَحِمِ اجارهای و فرزندخواندگی
نقد عربیزدایی، موضوع اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در بخش اول این جلسه، با مثالهایی از کلمات جعلشدۀ «فرهنگستان زبان و ادب فارسی»، به نقد روش فرهنگستان و بیان پشت صحنۀ تاریخی جریان عربیزدایی در دوران پهلوی و نقش برخی روشنفکران ضدّ دین و وابسته به تشکیلات فراماسونری میپردازند؛ و در ادامه، تسامح و بیتوجهی برخی از بزرگان اهل قلم در مدح و تأیید این افراد را گوشزد میکنند. در بخش دوم، ایشان به دو سؤال دربارۀ «حکم ترمیم بکارت» و «حکم انتساب فرزندخوانده به سرپرست» پاسخ میدهند و در ضمن آن، به نقد و تحلیل چند فتوا در موضوع «تدلیس در ترمیم بکارت» و «نگاه به نامحرم» و «رَحِمِ اجارهای» میپردازند.
نقد عربیزدایی از زبان فارسی و آثار فرهنگی آن
توضیحات:
نقد عربیزدایی، موضوع اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در بخش اول این جلسه، با مثالهایی از کلمات جعلشدۀ «فرهنگستان زبان و ادب فارسی»، به نقد روش فرهنگستان و بیان پشت صحنۀ تاریخی جریان عربیزدایی در دوران پهلوی و نقش برخی روشنفکران ضدّ دین و وابسته به تشکیلات فراماسونری میپردازند؛ و در ادامه، تسامح و بیتوجهی برخی از بزرگان اهل قلم در مدح و تأیید این افراد را گوشزد میکنند. در بخش دوم، ایشان به دو سؤال دربارۀ «حکم ترمیم بکارت» و «حکم انتساب فرزندخوانده به سرپرست» پاسخ میدهند و در ضمن آن، به نقد و تحلیل چند فتوا در موضوع «تدلیس در ترمیم بکارت» و «نگاه به نامحرم» و «رَحِمِ اجارهای» میپردازند.
نقد عربیزدایی از زبان فارسی و آثار فرهنگی آن
8خیلی فتاوایِ محیّرالعقول!
تلمیذ: ...
استاد: وجوبِ نفقه1، امثالِ ذلک، اینها همه تبعات این مطلب است.
سؤال دوم: حکم انتساب فرزندخوانده به سرپرست
تلمیذ: فرزندخواندههایی را که از مراکزِ بهزیستی میگیرند و بزرگ میکنند، میشود اسمِ آنها را عوض کرد؟
استاد: اینکه حرام است شرعاً؛ بله، حرام است.
تلمیذ: چون میگویند از لحاظِ عاطفی و روحی بچه صدمه میبیند.
استاد: روحیه چیست؟! هزار راه هست که انسان بخواهد روحیه را ترمیم کند. بعداً اگر فهمید چه؟! آیا تا ابدالآباد نمیفهمد؟! اگر با یک جریان یا قضیّهای متوجه شد، مسئله که همیشه اینطور نمیماند.
[این] اتفاق افتاده؛ خیلی هم اتفاق افتاده. من هم خودم سه یا چهار مورد شنیدهام. اتفاقاً موردِ پنجم الآن یک دختر در فامیلِ ماست که از آن اوّل، از وقتی که زائیده شد، مادرش او را ندیده بود. این [مادر] نمیخواست بچهدار شود؛ شش یا هفت بچه داشتند و این [زوج] هم بچه نداشتند. جایی که قرآنی [و شرعی] بود. آنها گفتند چه کسی قبول میکند؟ چون بچه نداشتند، گفتند ما قبول میکنیم. [کار را] طوری انجام دادند که مادر این [بچه] اصلاً او را ندید؛ یعنی وقتی زایمان شد، اصلاً علقه و [ارتباط] بهطورِ کلی قطع شد.
من گفتم این شرعاً خلاف است؛ بایستی که مشخص بشود؛ خلافِ شرع است؛ نسب2 باید مشخص باشد؛ حذفِ نسب حرام است. [به هرحال] به عنوانِ دختری آوردند و بزرگش هم کردند و خیلی دخترِ خوب و بچۀ خوبی است. الآن هم حدودِ هفت یا هشتساله است. این کار را که کردند. عجیب [اینکه]، خدا به آنها بچه داد؛ درحالیکه اطباء گفته بودند که محال است که این شوهر ـ اشکال از شوهر بوده ـ این شوهر بچهدار شود؛ این محال است. یکدفعه خدا داد. الآن این دو تا [بچه] با هم بازی میکنند. آن را از آنجا آوردند، خودشان هم [بچهدار شدند]، ولی رفتند برایشان شناسنامه هم گرفتند.
البتّه من گفتم شرعاً اشکال دارد، ولی آنها هم همینطوری که شما میفرمایید رفتند سؤال کردند و گفتند که نه و... یعنی این کار را کرده بودند. خیلی وقت پیش بود.
- هزینهٔ واجبِ معیشت (خوراک، پوشاک، مسکن و مانند آن) که بر عهدهٔ شخص است. (محقق)
- پیوند خونی و تبار؛ وابستگی خویشاوندیِ ولادی. (محقق)
