
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
ضرورت تأمل در ریشهها و پیامدهای حوادث
نگاه دقیق به تاریخ اسلام و وقایع معاصر، ما را از تحلیلهای سطحی و ظاهرگرایانه نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و دینی برحذر میدارد. حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تأکید بر این مسئله، هشدار میدهند که بدون شناخت نیات پنهان و اهداف باطنی، انسانها در دام تحریف حقیقت و قضاوتهای اشتباه گرفتار میشوند. ایشان با طرح نمونههایی از عاشورا، جنگ ایران و عراق و برخی تحولات سیاسی، بر ضرورت تمایز بین ظاهر و باطن، و لزوم حفظ حرمتها و مرزهای فکری در مکتب اهلبیت تأکید میکنند. این سخنرانی، دعوتی است به بصیرت، احتیاط در قضاوت و پاسداری از حریم معارف ناب تشیع.
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
توضیحات:
نگاه دقیق به تاریخ اسلام و وقایع معاصر، ما را از تحلیلهای سطحی و ظاهرگرایانه نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و دینی برحذر میدارد. حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تأکید بر این مسئله، هشدار میدهند که بدون شناخت نیات پنهان و اهداف باطنی، انسانها در دام تحریف حقیقت و قضاوتهای اشتباه گرفتار میشوند. ایشان با طرح نمونههایی از عاشورا، جنگ ایران و عراق و برخی تحولات سیاسی، بر ضرورت تمایز بین ظاهر و باطن، و لزوم حفظ حرمتها و مرزهای فکری در مکتب اهلبیت تأکید میکنند. این سخنرانی، دعوتی است به بصیرت، احتیاط در قضاوت و پاسداری از حریم معارف ناب تشیع.
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
11انتقاد از تنگنظری برخی افراد نسبت به نشر کتابهای علامه
حالا طرف در مشهد تلفن کرده به یکی از همینهایی که کتاب فروشی دارد، سنش چقدر است؟ ظاهراً هشتاد سال است؛ اینکه میگویم ما برای چه روضه میگیریم؟ روضه امام حسین را برای چه میگیریم؟ عادت است؟ نفس است؟ چیست؟
تلفن کرده، آقا شما فلان کتاب را دارید؟
ـ من اصلاً این کتاب را نمیدانیم چه هست!
ـ آقا یک همچین کتابی [چاپ شده]
ـ نه، اصلاً این کتاب نیست! و شما هم اصلاً دنبالش نروید! تحریف شده است! برای ایشان نیست! مشهد نیست و دنبالش نگردید!
حالا اینطرف و آنطرف و روبرو، سه کتاب فروشی دور همان [کتاب فروشی] پشت ویترین زدند. آقاجان نمیخواهی بگو نداریم، راست بگو، اشکال ندارد، مگر آدم باید هر کتابی را بیاورد؟! نه، شما قرآن [و] مفاتیح هم میتوانید نیاورید، کسی هم با تو کاری ندارد. [بگویید:] آقا قرآن ندارم، آقا من این کتاب را ندارم، بروید از جای دیگر تهیه کنید، حرف راست بگویید.این کتاب برای ایشان نیست و تحریف شده و در مشهد پیدا نمیکنی [صحیح نیست.] البتّه [شخصی که تماس گرفته بوده] غریبه بوده، از همین طلبههای مشهد بوده طلبههای عمومی بوده، نه اینکه ارتباط داشته باشد، ولی آمده به فلانی گفته این قضیّه چیست؟ [آن شخص] گفته: این هم از چیزهایی است که باید ببینی [و] دیدی. هشتاد سال از سن گذشته آقای انصاری را دیده، آقای حداد را دیده، مرحوم آقا را دیده، این همه را دیده، این همه روضه خانهاش انداخته، نتیجهاش این!
آمدند به من گفتند: «آقا یک کتابی چاپ شده راجع به آقا[به نام] آیت نور، بخریم یا نخریم؟» گفتم: «ده تا بخرید، در هر اطاق یکی بگذارید!» البتّه من خودم یک تورّق کردم نخواندهام، متوجه شدم نویسنده چه کسی بوده، از طرز انشاء پیدا بود، چه اشکال دارد؟چرا انسان بخواهد از مطلب فرار کند؟ ما اگر خود بدنبال نرویم [و] استقبال نکنیم، پس که باید به دنبال این حرفها برود؟ حرف است زدند، کتاب است نوشتند، بسیار خب، حرف خوب در آن هست حرف خلاف هم در آن است، خلافش را بگو خلاف است خوبش را هم بگو خوب است، چه اشکال دارد؟ چرا ما باید بسته باشیم؟ چرا ما باید حصار بیندازیم؟ این میشود مسخ شدن، حالا همان آقا که این [گفته] نگاه میکنی مسخ است مسخ است!
