اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات

ضرورت تأمل در ریشه‌ها و پیامدهای حوادث

16٬364
جلسات

نگاه دقیق به تاریخ اسلام و وقایع معاصر، ما را از تحلیل‌های سطحی و ظاهرگرایانه نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و دینی برحذر می‌دارد. حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تأکید بر این مسئله، هشدار می‌دهند که بدون شناخت نیات پنهان و اهداف باطنی، انسان‌ها در دام تحریف حقیقت و قضاوت‌های اشتباه گرفتار می‌شوند. ایشان با طرح نمونه‌هایی از عاشورا، جنگ ایران و عراق و برخی تحولات سیاسی، بر ضرورت تمایز بین ظاهر و باطن، و لزوم حفظ حرمت‌ها و مرزهای فکری در مکتب اهل‌بیت تأکید می‌کنند. این سخنرانی، دعوتی است به بصیرت، احتیاط در قضاوت و پاسداری از حریم معارف ناب تشیع.

حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات

توضیحات:

نگاه دقیق به تاریخ اسلام و وقایع معاصر، ما را از تحلیل‌های سطحی و ظاهرگرایانه نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و دینی برحذر می‌دارد. حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تأکید بر این مسئله، هشدار می‌دهند که بدون شناخت نیات پنهان و اهداف باطنی، انسان‌ها در دام تحریف حقیقت و قضاوت‌های اشتباه گرفتار می‌شوند. ایشان با طرح نمونه‌هایی از عاشورا، جنگ ایران و عراق و برخی تحولات سیاسی، بر ضرورت تمایز بین ظاهر و باطن، و لزوم حفظ حرمت‌ها و مرزهای فکری در مکتب اهل‌بیت تأکید می‌کنند. این سخنرانی، دعوتی است به بصیرت، احتیاط در قضاوت و پاسداری از حریم معارف ناب تشیع.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات

18
  • در جریان کربلا حضرت اباالفضل با علی بن الحسین با هم عهد بستند که فردا صبح یک نفر از اصحاب حق ندارند [به میدان] بروند! یعنی به اصحاب می‌گفتند شما نبایستی بروید. این دو نفر با هم قرار گذاشتند که بیایند به جان لشگر عمرسعد بیفتند و همه را قلع‌و‌قمع کنند و [واقعاً این کار را] می‌کردند؛ یعنی حضرت‌ علی‌اکبر و حضرت ‌اباالفضل این کار را می‌توانستند و می‌کردند.

  • می‌گویند [سپاهیان] شام رفتند به ابن‌زیاد بگویند: «چرا سی هزار تا آوردی؟! سیصد هزار تا باید بیاوری! سی هزار تا به جایی نمی‌رسد! این‌جور که ما می‌بینیم اینها همه را قلع‌و‌قمع می‌کنند.» اگر مشیّت [الهی] نبود اینها این کار را انجام می‌دادند؛ چه‌کسی جلوی این قضیه را گرفت؟ امام حسین می‌گیرد! آیا این مسئله هم در ما هست؟ این قضیه [که] امام حسین بیاید و بزند و بگویند: «همان علیّ ‌بن ‌ابی ‌طالبِ صفّین الان دوباره زنده شده»، [بعد] یک‌دفعه خطاب [بیاید] که: «حسین، مقام شفاعت را می‌خواهی یا غلبه بر دشمن را؟» حضرت بفرماید: «مقام شفاعت را»؛ آیا این هم در ما هست؟! همان موقع آن تیر آمد [و به حضرت اصابت کرد.] عاشورا قضیّه‌اش این است.

  • حضرت سیدالشهداء، مجری مشیّت پروردگار

  • اینکه [بزرگان] می‌گفتند باید به این مطالب فکر کرد و آن جریان را متوجّه شد و آن نزول حقیقت توحید [را فهمید] آن مطلبی [است] که گفتم: در جریان عاشورا خودِ سیّدالشّهدا این قضایا و مسائل را به ‌وجود آورد، یعنی او مجری مشیّت خدا بود و الاّ ملائکه آمدند، وُحوش آمدند، طایفۀ جن آمد و گفت: «دو دقیقه همۀ اینها را [از بین می‌بریم]». چرا حضرت گفت «نه»؟ چون مقصود حضرت غلبه نبود. ولی مقصود ما غلبه است، گرچه غلبه‌ای که در آن رنگ خداست، نه غلبه‌ای که [بخواهد] یزید وعمَر و فلان کمونیست [سرِکار] بیاید، غلبه‌ای که در آن غلبه خدا بیاید، ولی [به هر حال مقصود ما] غلبه است! خب خدا می‌گوید: «من غلبه را نمی‌خواهم، شما برای من می‌خواهی غلبه کنی؟ من غلبه را نمی‌خواهم؛ چه می‌گویی؟!» ما می‌گوییم: «نه، خدایا باید غلبه کنیم تا اینکه عالم چه ‌و چه شود!» خدا می‌گوید: «نه، آن غلبه برای ولیّ من است، او هنوز نیامده، آن غلبه‌ای که مورد نظر من است باید به‌دست او انجام شود.»

/ 613