
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
ضرورت تأمل در ریشهها و پیامدهای حوادث
نگاه دقیق به تاریخ اسلام و وقایع معاصر، ما را از تحلیلهای سطحی و ظاهرگرایانه نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و دینی برحذر میدارد. حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تأکید بر این مسئله، هشدار میدهند که بدون شناخت نیات پنهان و اهداف باطنی، انسانها در دام تحریف حقیقت و قضاوتهای اشتباه گرفتار میشوند. ایشان با طرح نمونههایی از عاشورا، جنگ ایران و عراق و برخی تحولات سیاسی، بر ضرورت تمایز بین ظاهر و باطن، و لزوم حفظ حرمتها و مرزهای فکری در مکتب اهلبیت تأکید میکنند. این سخنرانی، دعوتی است به بصیرت، احتیاط در قضاوت و پاسداری از حریم معارف ناب تشیع.
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
توضیحات:
نگاه دقیق به تاریخ اسلام و وقایع معاصر، ما را از تحلیلهای سطحی و ظاهرگرایانه نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و دینی برحذر میدارد. حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تأکید بر این مسئله، هشدار میدهند که بدون شناخت نیات پنهان و اهداف باطنی، انسانها در دام تحریف حقیقت و قضاوتهای اشتباه گرفتار میشوند. ایشان با طرح نمونههایی از عاشورا، جنگ ایران و عراق و برخی تحولات سیاسی، بر ضرورت تمایز بین ظاهر و باطن، و لزوم حفظ حرمتها و مرزهای فکری در مکتب اهلبیت تأکید میکنند. این سخنرانی، دعوتی است به بصیرت، احتیاط در قضاوت و پاسداری از حریم معارف ناب تشیع.
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
19ما میخواهیم کارِ امام زمان را بکنیم. بسیار خب، نیرویش را داشته باشید عیب ندارد! خدا میگوید: «بسمالله، شما میخواهید آن کار را انجام دهید؟ بیایید بکنید، این گوی و این میدان!» شد یا نشد؟! آن اولیاء خدا امروز را میدانستند، امروز را میخواندند، امروز را میدیدند، امروز را نگاه میکردند.
وقتی که امیرالمؤمنین به آن افراد میگفت نروید عثمان را بکشید نه [بهخاطرِ] اینکه عاشق چشم و ابروی عثمان بود، از همه افراد به عثمان دشمنتر بود؛ چون امیرالمؤمنین میداند فقط کشته شدن عثمان نیست، یک روباهی در شام نشسته فقط منتظر است که عثمان کشته بشود، لذا وقتی که عثمان از معاویه تقاضا کمک کرد آمد و لشگر آورد [اما] وارد مدینه نکرد از همان جا به شام برگشت. عثمان به مروان گفت که: «تو و آن معاویه شما دوتا مسبّب و علّت اصلی قتل من بودید؛ تو با کارهای خودت و آن هم با شیطنتها و مکری که کرده، آن میآید و به داد من نمیرسد تا وقتی که کار از کار بگذرد.» و همینطور هم شد، آمد در نزدیکی و بعد سر جای خودش برگشت، چون منتظر بود[عثمان کشته شود]. برمیگردد پیراهن عثمان را بالا میبرد. ببینید، دنبال وسیله [است]! بالأخره مردم را باید یک طوری تحریک کرد، الان بهترین [وسیله] پیراهن عثمان شد. لذا پیراهن عثمان را چند میلیون خریده بوده که به دستش برسد [تا] بالای منبر [بگوید:] «آی! نگاه کنید این [ریش] خلیفه این پیراهنش، این هم انگشتهای زنش!» انگشتها را چندمیلیون دلار [خریده بوده]! [البته] آن موقع دلار که نبوده، طلا بوده!
لزوم ارائه حوادث و قضایا در چهارچوب خود
قضایا و حوادثی که پیدا میشود را باید در چهارچوب خودش همان طوری که هست ارائه داد، ما از جایی دیگر نباید کمک بگیریم، عاشورا برای عاشورا است. امروز یزید و سنان بن انس و شمر خیلی زیاد است، تمام آنهایی که الآن این جنایات را انجام میدهند در مرتبه شقاوت چهکسانی هستند؟ [در رتبه] یزید و سنان و شمر هستند، منتها آن شمر آن صورت [را] داشت الان صورتش فرق میکند، آنموقع اسلحه جور دیگری بود الآن فرق میکند، در این مسئله شکی نیست که در [آن] مرتبه شقاوت [افراد هستند و] اشکال ندارد، شقی همیشه بوده و خواهد بود.
