
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
ضرورت تأمل در ریشهها و پیامدهای حوادث
نگاه دقیق به تاریخ اسلام و وقایع معاصر، ما را از تحلیلهای سطحی و ظاهرگرایانه نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و دینی برحذر میدارد. حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تأکید بر این مسئله، هشدار میدهند که بدون شناخت نیات پنهان و اهداف باطنی، انسانها در دام تحریف حقیقت و قضاوتهای اشتباه گرفتار میشوند. ایشان با طرح نمونههایی از عاشورا، جنگ ایران و عراق و برخی تحولات سیاسی، بر ضرورت تمایز بین ظاهر و باطن، و لزوم حفظ حرمتها و مرزهای فکری در مکتب اهلبیت تأکید میکنند. این سخنرانی، دعوتی است به بصیرت، احتیاط در قضاوت و پاسداری از حریم معارف ناب تشیع.
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
توضیحات:
نگاه دقیق به تاریخ اسلام و وقایع معاصر، ما را از تحلیلهای سطحی و ظاهرگرایانه نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و دینی برحذر میدارد. حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تأکید بر این مسئله، هشدار میدهند که بدون شناخت نیات پنهان و اهداف باطنی، انسانها در دام تحریف حقیقت و قضاوتهای اشتباه گرفتار میشوند. ایشان با طرح نمونههایی از عاشورا، جنگ ایران و عراق و برخی تحولات سیاسی، بر ضرورت تمایز بین ظاهر و باطن، و لزوم حفظ حرمتها و مرزهای فکری در مکتب اهلبیت تأکید میکنند. این سخنرانی، دعوتی است به بصیرت، احتیاط در قضاوت و پاسداری از حریم معارف ناب تشیع.
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
21در مشهد قبل از نماز جمعه سخنرانی کرد و خودم شنیدم. فوت کردند البتّه او را کشتنند [منظورم] مرحوم رجایی [بود]. مرد خوبی بود ولی حرف حرفِ باطل و ناشی از جهالتش بود.
جناب آقای شهید رجایی ـ خدا رحمتت کند ـ شما میگویید اگر تو یک علیاکبر داشتی ما هزاران علیاکبر داریم، یکی از این هزاران را بیاور تا من بگویم علیاکبر چهکسی بود و یکیِ تو چهکسی است! بله، در این شکی نیست [که] جوانهای صاف و پاک بودند، بنده هم میشناختم و بسیاری را هم نمیشناختم، ولی آیا حضرت علیاکبر شد؟
آیا ما میتوانیم مرجع تقلیدی مثل مرحوم آقای بروجردی ـ با آن علمیّت و صداقت و خلوص ـ را با فرد دیگری که لمعه میخواند [مقایسه کنیم و بگوییم:] «چون سید است و ریشش هم سفید است و عینک هم میزند، مثل آقای بروجردی است پس میشود از او تقلید کرد؟!» صحیح است یا نه؟! [یا] اگر کسی مثل میرزای شیرازی [که] در آن زمان با آن قِداست و علم بود، آیا الآن هم میتوانیم [کسی را با او مقایسه کنیم و] بگوییم این میرزای شیرازی است؟ بفرما! میرزای شیرازی علم داشت علم تو را هم ببینیم، میرزای شیرازی کیاست داشت کیاست تو را هم ببینیم، میرزای شیرازی معنویّت و روحانیّت و کشف بعضی از مطالب داشت، برای تو را هم ببینیم، بدون دلیل [میرزای شیرازی] نگوییم بالأخره [باید] چیزی باشد، ما هم ببینیم، اشکال ندارد.
اگر شخصی مثل سید بحرالعلوم آمد آیا ما میتوانیم بگوییم: «بحرالعلومها امروز هستند؟» بگو یکی مثل بحرالعلوم بیاید که با اهل انجیل از روی انجیل ده صفحه را بخواند و همه را محکوم کند، در بین راه نجف و[کربلا] با اهل تورات تورات را بخواند که در همان جا سیصد نفر شیعه بشوند. بحر العلوم مورد عنایت حضرت بود تو هم یکی که مورد عنایت حضرت است بیاور، ما روی چشممان میگذاریم. دیگر نگوییم این بحرالعلوم است اگر بگوییم دروغ گفتیم، چون بحرالعلوم یک هویّت خاص خودش را دارد ماهیّت خاص خودش را دارد، میرزای شیرازی ماهیّت خاص خودش را دارد و مرتبه خاص خودش را دارد. اگر یک کسی مانند میرزای شیرازی در آن رتبه بود و توانست در مقام ثبوت و اثبات به اهل خبره آن ماهیّت خودش را بنمایاند بسیار خب [قبولش میکنیم] اشکال ندارد، ولی کجا؟
