
تبیین و بررسی چند موضوع فقهی مورد ابتلا
و حرمت تعدی به حقوق انسانها
حرمت شطرنج و تبیین حکم فقهی موضوعاتی چون خرید و فروش آلات قمار، الکل، دخانیات و مجسمه موضوعاتی هستند که حضرت آیة الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) در این سخنرانی، به بیان حکم فقهی آنها میپردازند. هم چنین ایشان مسائل مربوط به اهدای عضو به ویژه در موارد مرگ مغزی را مورد بررسی قرار داده و حکم فقهی آن را مشخص میکند. علاوه بر این، مفهوم فقهی تعدی به حقوق دیگران و مصادیق آن نیز موضوعاتی است که توسط حضرت استاد در این سخنرانی به تفصیل شرح داده میشود. حضرت آیت الله طهرانی در این سخنرانی تلاش دارد با رویکرد اجتهادی و با استناد به منابع فقهی زوایای گوناگون مسائل مبتلابه جامعه را روشن سازد
تبیین و بررسی چند موضوع فقهی مورد ابتلا
توضیحات:
حرمت شطرنج و تبیین حکم فقهی موضوعاتی چون خرید و فروش آلات قمار، الکل، دخانیات و مجسمه موضوعاتی هستند که حضرت آیة الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) در این سخنرانی، به بیان حکم فقهی آنها میپردازند. هم چنین ایشان مسائل مربوط به اهدای عضو به ویژه در موارد مرگ مغزی را مورد بررسی قرار داده و حکم فقهی آن را مشخص میکند. علاوه بر این، مفهوم فقهی تعدی به حقوق دیگران و مصادیق آن نیز موضوعاتی است که توسط حضرت استاد در این سخنرانی به تفصیل شرح داده میشود. حضرت آیت الله طهرانی در این سخنرانی تلاش دارد با رویکرد اجتهادی و با استناد به منابع فقهی زوایای گوناگون مسائل مبتلابه جامعه را روشن سازد
تبیین و بررسی چند موضوع فقهی مورد ابتلا
14استاد: نه دیگر آن تحقیق نمیخواهد.
تلمیذ: بانک قرنیه هست که دو سه سالی است تأسیس شده، بعد از اینکه مرگ پیش می آید، نه مرگ مغزی.
استاد: مثلاً تصادفات و...
تلمیذ: بانک قرنیه از آنجا می آورد ولی کلیه تا شش ساعت بعد امکانپذیر هست.
استاد: کلیه اینطوری هست؟
تلمیذ: بله کلیه دیرتر از بین می رود. اهدای اعضا از فرد زنده چگونه هست؟
استاد: نمی شود، جایز نیست.
تلمیذ: یکی از کلیهها می گویند اضافی است؟
استاد: چه کسی میگوید اضافی است؟! میگویند جگر هم سهچهارمش اضافی است، یکچهارمش کافی است، پس ما برویم جگر را در بیاوریم، تقسیم کنیم! قصابی هست! شُش هم یک دانهاش اضافی است، بعضیها هستند با نصف شُش دارند نفس میکشند بیچارهها!
آنچه که اضافی است، آن مغز است، آن اضافی است! در این دورهزمانه بقیّه چیزها اضافی نیست.
حرمت تعدی به حقوق دیگران
تلمیذ:...
استاد: آن عقلا که در دنیا این مسئله را میگویند، حکم روی خود موضوع فیحدنفسه در وعاء اعتبار انسانی رفته، نه بهلحاظ آن ملیّت خاص یا تدیّن خاص؛ یعنی وقتی چنین مسئلهای را عقلا میگویند، جنبۀ شرعیتش در مسیح یا یهود را لحاظ نکردهاند، این مسئله در استناد به فعل انسانی مورد ملاحظه قرار گرفته، تعدّی به دیگران که عقلا آن را مذمت میکنند، به یهودیت و مسیحیت کار ندارد؛ هرچه که موجب تعدی به حقوق به دیگران است، فیحدنفسه از نظر عرف عقلائی بدون ملاحظۀ شرع خاص مذموم است.
این تعدّی مصادیقی دارد: تعدی جانی، تعدی نسبت به مال، تعدی نسبت به حیثیت و آبروی شخص که اصلاً جنبه مالی ندارد، تعدی حقوقی، که تعدی به حقوق است؛ شخصی یک کارخانه دارد. آنها هم نمیروند درب کارخانهاش را ببندند، نمیروند این کار را بکنند، وقتی که میخواهد به کارخانه برود، جلویش را میگیرند. دائم میگوید: شما به من تعدی کردهاید! میگویند: ما تعدی نکردهایم، کارخانهات بسته است، فقط او را میگیرند و نمیگذارند به کارخانه برود و کارخانه تعطیل میشود. این تعدی به حق است. یا شخصی را میگیرند و نمیگذارند حرکت کند. میگویند: ما که تو را نمیزنیم و کاری به تو نداریم، فقط نمیگذاریم راه بروی. این اشکال دارد. همین طور هرچیزی که [موجب] این تعدی نسبت به حق [شود اشکال دارد]؛ حقی که یک فرد در محدودۀ اختیار خودش آن حد را برای خودش محفوظ نگه میدارد؛ مثلاً ماشین پارککردن جلوی درب منزل یک شخص، این حقی است که نسبت به منزل و حریم خودش حق او است، کسی که میخواهد ماشین را پارک کند، ماشین را که در منزل نمیبرد! کنار منزل پارک میکند. و همین مقدار تعدّی نسبت به حق تلقی میشود. کسی که جلوی درب گاراژ پارک کند و صاحبخانه نتواند ماشین را از گاراژ بیرون بیاورد، این تعدّی نسبت به حق تلقی میشود.
